روانشناسی شخصیت

By دکتر مُصی

Listen to a podcast, please open Podcast Republic app. Available on Google Play Store.


Category: Film History

Open in Apple Podcasts


Open RSS feed


Open Website


Rate for this podcast

Subscribers: 20
Reviews: 0

Description

موضوعات مختلف در فصل‌های زیر قرار دارند: (کتاب‌ها: فصل ۲۰) 1- موضوعات عمومی 2- موضوعات مرتبط با خیانت 3- دوقطبی (بای‌پولار یا افسردگی همراه با شیدایی و سرخوشی، منیک دپرشن) 4- وسواس/OCD 5- اسکیزوفرنی (روان‌گسیختگی) 6- اضطراب و استرس و اختلالات مرتبط 7- اختلال شخصیت مرزی (بردرلاین) 8- ازدواج 9- افسردگی 10- درون‌پویی (مدیتیشن، مراقبه) و هیپنوتیزم 11- طلاق 12- خشم و عصبانیت 13- زایمان، تربیت فرزند و ارتباط با والدین، بارداری، فرزندخواندگی 14- خوشبختی و موفقیت 15- اعتماد به‌نفس و عزت نفس (حرمت نفس) 16- خواب و رؤیا 17- روابط عاطفی (relationships) 18- مفهوم شخصیت (کاراکتر)، کهن‌الگوها (آرکیتایپ‌ها) - تیپ‌های شخصیتی و اختلالات شخصیت 19- وابستگی و مهرطلبی 20- کتاب 21- یادداشت‌های یک روانپزشک 22- مهاجرت 23- سخنرانی‌های دکتر سرگلزایی 24- عدم تمرکز، ADD و ADHD 25- اعتیاد، سوءمصرف مواد و الکل 26- مسائل جنسی، همجنسگرایی، LGBTQ و ... 27- شک، پارانویا، بدگمانی، عدم‌اعتماد 28- شغل، کار، تحصیل، انتخاب رشته 29- موسیقی 30- کمال‌پرستی/perfectionism 31- آسیب‌های کودکی، کودک‌آزاری 32- گمی و گیجی، بلبشو و نابه‌سامانی 33- تنبلی، کاهلی، اهمال‌کاری، به‌تعویق انداختن کارها 34- درخودماندگی (اوتیسم) 35- عشق مکالمات جدید هم بعد از چند روز باقی ماندن در فصل آخر به فصل 1 منتقل می‌شوند. دکتر فرهنگ هلاکویی دکتر محمدرضا سرگلزایی دکتر حمیدرضا هاشمی مقدم دکتر آذرخش مکری دکتر مهدیه کسایی زاده دکتر ابراهیم میثاق دکتر مجد دکتر محمود معظمی دکتر علی بابایی‌زاد شخصیت سالم اختلالات شخصیت کتابهای مربوط به روانشناسی و توسعه فردی از منظر روانشناسی افسردگی و شیدایی خشم و عصبانیت مکالمات سی دی های دکتر هلاکویی روانشناسی عزت نفس (حرمت نفس) برای همکاری با ایمیل زیر در ارتباط باشید: mjsurfp@gmail.com

Episode Date
طرح‌واره درمانی
08:07:02

دكتر حسن حميدپور

طرح‌‌واره درمانی رویکردی درمانی در روانشناسی است که توسط جفری یانگ پایه‌گذاری شده ‌است و برای درمان اختلالات شخصیت و اختلالات مزمنِ محور دو راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی، مانند بیمارانی که به سایر درمان‌ها مثل درمان کلاسیک شناختی رفتاری پاسخ نداده‌اند یا بازگشت علایم را دارند به کار می‌رود.

طرح‌واره درمانی، رویکردی یکپارچه ‌نگر است[۱] که از ترکیب نظریه‌ها و تکنیک‌هایی که از قبل وجود داشته‌اند حاصل شده ‌است، مانند درمان شناختی رفتاری، روان تحلیلی روابط شیء، نظریه‌ی دلبستگی و گشتالت درمانی.[۲]



پیش‌درآمد

چهار مفهوم اساسی در طرح‌واره درمانی شامل طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه، سبک‌های مقابله‌ای، حالات خلقی و نیازهای هیجانی اساسی هستند:[۳]

در روانشناسی شناختی، طرح‌واره، یک الگوی سازمان یافته از تفکر و رفتار است. طرح‌واره، همچنین می‌تواند به عنوان یک چهارچوب ذهنی از ایده‌های از پیش شکل گرفته شده تعریف شود. همچنین، می‌توان طرح‌واره را قالب و چهارچوبی که نمایانگر مفاهیم جهان برای فرد است یا یک سیستم سازمان دهی و ادراک اطلاعات جدید دانست.[۲] طرح‌واره‌ها، باورهای ناهشیار و ناسازگار درباره‌ی خودمان، دیگران و دنیا هستند که آنقدر برایمان واقعی و بدیهی اند که آن‌ها را واقعیت محض می‌پنداریم و افسار افکار و هیجانات و رفتارهای ما را در دست می‌گیرند و باعث آشفتگی و نارضایتی در روابط عاطفی و بین فردی و شغلی می‌شوند.

۱. در طرح‌واره درمانی، به طور مشخص منظور از طرح‌واره، طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه‌اند که الگوهای معیوب از ادراک، هیجان و احساس فیزیکی و جسمی در طول عمر فرد هستند. معمولاً طرح‌واره‌ها شکل باور درباره‌ی خود و جهان را پیدا می‌کنند.

برای مثال، فردی با یک طرح‌واره‌ی طرد، می‌تواند درباره‌ی ارزشمندی اش از دید دیگران، بسیار حساس شود که این ممکن است فرد را در حوزه ارتباطات بین فردی اش هراسان یا غمگین کند.[۴]

۲. سبک‌های مقابله‌ای، واکنش‌های رفتاری یک شخص به طرح‌واره‌هایش است. سه سبک مقابله‌ای بالقوه وجود دارد. در «اجتناب» شخص تلاش می‌کند تا از موقعیت‌هایی که طرح‌واره‌ی معیوبش را فعال می‌کند دوری کند. در «تسلیم» فرد منفعلانه طرح‌واره‌ی معیوبش را قبول می‌کند و تلاشی برای مقابله‌ی مناسب با آن نمی‌کند و تغییر رفتاری در موقع بروز نتایج ناخوشایند اجتناب ناپذیر از خود نشان نمی‌دهد. «در جبران افراطی» که به آن «واکنش افراطی» نیز می‌گویند، فرد برای اینکه اجازه ندهد عواقب ناخوشایند ناشی از یک طرح‌واره اش به وقوع بپیوندد، تلاش خیلی زیاد و اضافه انجام می‌دهد. این سبک‌های مقابله‌ای ناسازگار (اجتناب، تسلیم و جبران افراطی) معمولاً باعث می‌شوند که طرح‌واره‌ها تقویت شوند.[۵] به مثال زیر در مورد طرد و جدایی توجه کنید:

وقتی فردی که سبک مقابله‌ای اجتنابی دارد، تصور می‌کند که رابطه اش با خطر جدایی مواجه است، احتمالاً طوری رفتار می‌کند که نزدیکی و صمیمیت در رابطه را محدود کند تا خود را از اینکه مورد رها شدن قرار بگیرد محافظت کند.

نتیجه‌ی این رفتار، که تنهایی یا حتی از دست دادن آن رابطه است می‌تواند به سادگی همان طرح‌واره‌ی طرد و رها شدگی فرد را تقویت و تأیید کند.

مثال دیگر می‌تواند در مورد طرح‌واره‌ی نقص و شرم باشد: فردی که سبک مقابله‌ای اجتنابی دارد احتمالاً از موقعیت‌هایی که ممکن است در آن‌ها احساس ضعیف و کامل نبودن کند دوری کند یا تلاش کند که احساسات منفی و ناخوشایند خود را از طریق پرت کردن حواس از موضوع به جای پرداختن به آن یا از طریق انواع اعتیاد خنثی کند. فردی که سبک مقابله‌ای تسلیم دارد، احتمالاً بحران‌ها را بدون محافظت و مراقبت از خود تحمل می‌کند. فردی که سبک مقابله‌ای جبران افراطی دارد احتمالاً تلاش خیلی مضاعفی برای ابر انسان بودن و کامل بودن به خرج می‌دهد.[۶]

۳. ذهنیت طرح‌واره‌ای: حالات ذهنی هستند از مجموع طرح‌واره‌ها و سبک‌های مقابله‌ای فرد که به صورت «نوع بودن» او در موقعیت‌های مختلف خاص یا متداول دیده می‌شود.[۷]

برای مثال، ذهنیت کودک آسیب‌پذیر[۴] می‌تواند حالت ذهنی و روانشناختی باشد که شامل طرح‌واره‌های طرد، نقص، سوء‎استفاده / بد رفتاری و یک سبک مقابله‌ای تسلیم به این طرح‌واره‌ها باشد.

۴. اگر نیازهای هیجانی اساسی فرد در کودکی تأمین نشده باشند، آن وقت طرح‌واره‌ها، سبک‌های مقابله‌ای و حالات خلقی خاصی، می‌توانند شکل بگیرند.[۸] برخی از نیازهای اساسی که مشخص شده‌اند شامل: ارتباط، صمیمیت، روان بودن و خودمختاری.[۸] برای مثال، کودکی با نیازهای برآورده نشده در زمینه‌ی ارتباط (به دلیل از دست دادن والدین در اثر فوت، طلاق یا اعتیاد) ممکن است طرح‌واره‌ی طرد و رها شدگی را در خود شکل دهد.

هدف طرح‌واره درمانی: کمک به بیماران برای برآورده کردن نیازهای هیجانی اساسی شان از طریق یادگیری

  • درمان کردن طرح‌واره از طریق کاهش دادن شدت خاطرات هیجانی به وجود آورنده‌ی طرح‌واره و کاهش دادن شدت حساسیت بدنی و فیزیکی و تغییر الگوهای شناختی مرتبط با طرح‌واره.
  • جایگزین کردن سبک‌های مقابله‌ای ناسازگار با الگوهای رفتار سازگارانه.[۹]

تکنیک‌هایی که در طرح‌واره درمانی استفاده می‌شوند شامل بازسازی تصویر ذهنی و گفتگو با صندلی خالی و ..... است. مطالعات زیادی در مورد اثربخشی انجام شده که نشان دهنده‌ی اثرات مفید آن هستند.

طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه

طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه الگوهای هیجانی و شناختی معیوبی هستند که از دوران کودکی شکل می‌گیرند و در طول زندگی تکرار می‌شوند.[۲] آن‌ها ممکن است از خاطرات هیجانی خاصی مانند یک آسیب در گذشته، خاطرهٔ یک اتفاق بسیار تلخ، ترس، مورد سوء‎استفاده قرار گرفتن، مورد غفلت قرار گرفتن، نیاز به امنیت برآورده نشده، طرد شدن، یا در کل کمبود عواطف انسانی نرمال در گذشته، شکل گرفته باشند. هرقدر که طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه شدیدتر باشند، زمانی که طرح‌واره در موقعیت فعال می‌شود هیجانات منفی شدیدتر ی را فرد تجربه می‌کند و اثراتش طولانی‌تر هم باقی می‌ماند. هرقدر که طرح‌واره ناسازگار گسترده‌تر باشد، موقعیت‌های بسیار بیشتری آن را تحریک می‌کنند و فعال می‌شود.

حوزه‌های طرح‌واره‌ها

حوزه‌های طرح‌واره‌ها شامل ۵ طبقه‌بندی از نیازهای برآورده نشده هستند که به صورت ۱۸ گروه طرح‌واره ناسازگار اولیه درآمده‌اند و توسط یانگ، کلاسکو و ویشار تبیین شده‌اند.[۳]

الف) بریدگی و طرد که شامل ۵ طرح‌واره است:

  1. طرد و رهاشدگی
  2. بی‌اعتمادی / بد رفتاری
  3. محرومیت هیجانی
  4. نقص و شرم
  5. بیگانگی و انزوای اجتماعی

ب) استقلال و عملکرد مختل شده که شامل ۴ طرح‌واره است:

  1. وابستگی / بی کفایتی
  2. آسیب‌پذیری نسبت به بیماری و ضرر
  3. گرفتار / خود تحول نیافته
  4. شکست

ج) محدودیت‌های مختل که شامل ۲ طرح‌واره است:

  1. استحقاق / بزرگ منشی
  2. خود کنترلی و خود انضباطی نا کافی

د) دیگر جهت‌مندی که شامل ۳ طرح‌واره است:

  1. اطاعت
  2. ایثار
  3. تأییدطلبی

ه) گوش به زنگی بیش از حد و بازداری که شامل ۴ طرح‌واره است:

  1. منفی گرایی / بدبینی
  2. تنبیه گرایی
  3. استانداردهای سفت و سخت / انتقاد جویی
  4. بازداری هیجانی

ذهنیت طرح‌واره‌ای

حالات ذهنی هستند که هر انسانی ممکن است آن‌ها را در عمر خود تجربه کند. ذهنیت‌های طرح‌واره‌ای، از مجموعه‌ای از طرح‌واره‌ها و سبک‌های مقابله‌ای تشکیل شده‌است.[۷] موقعیت‌های زندگی که فرد آن‌ها را آزار دهنده و نامطلوب می‌داند یا خاطرات بدی را در او برمی‌انگیزاند، محرک نام دارند که طرح‌واره‌های هیجانی را فعال می‌کنند.

در افرادی که از نظر روانشناختی سلامت هستند طرح‌واره‌ها ملایم و انعطاف‌پذیرند و به راحتی توسط سایر حوزه‌های شخصیتی فرد تعدیل و مدیریت می‌شوند. اما در افرادی با اختلالات شخصیت، طرح‌واره‌های هیجانی شدیدتر و وخیم تر و غیر قابل انعطاف هستند و به نظر، جدا از سایر ابعاد شخصیتی فرد می‌آیند.[۱۰]

برنامه‌ی درمانی در طرح‌واره درمانی عموماً شامل سه دسته‌ی اساسی از تکنیک‌هاست

شناختی، تجربی و رفتاری.[۱۱]

تکنیک‌های شناختی بر اساس درمان شناختی رفتاری کلاسیک و تکنیک‌هایش بسط پیدا کرده‌اند مثل بررسی سود و زیان یک طرح‌واره و بررسی شواهد و اعتبار یک طرح‌واره یا طراحی یک گفتگو بین وجه طرح‌واره و وجه بدون طرح‌واره‌ی شخصیت فرد.[۱۲] استراتژی‌های رفتاری شکستن الگوهای معیوب بر اساس تکنیک‌های رفتار درمانی کلاسیک پایه‌گذاری شده‌اند مثل تمرین ایفای نقش در یک تعامل و سپس بررسی و ارزیابی تعامل به عنوان تکلیف خانگی.

استراتژی‌های هیجانی و تجربی بر اساس گشتالت درمانی سایکو دراما طراحی شده‌اند و همین‌طور تکنیک‌های تصویر سازی و تجسم.[۱۳]

تکنیک‌های خاصی، معمولاً به صورت فلش کارت‌هایی که پیام‌های درمانی مهمی دارند و در جلسه‌ی درمان نوشته می‌شوند، اجرا می‌شود. همچنین دفترچه خاطرات طرح‌واره محور که کتابچه ایست که توسط مراجع در بین جلسات پر می‌شود و پیشرفت مراجع را در رابطه با تمامی مفاهیم نظری در طرح‌واره درمانی گزارش می‌کند.[۱۴]

یکی از کلیدی‌ترین تکنیک‌های طرح‌واره درمانی، استفاده از رابطه‌ی درمانی در طی پروسه‌ای اثربخش به نام باز والدینی حد و مرز دار است.[۱۵]

طرح‌واره درمانی و روان تحلیلی

از دیدگاه روان درمانی یکپارچه نگر باز والدینی حد و مرز دار و تکنیک‌های تجربی، به‌خصوص در مورد تغییر ذهنیت‌ها را می‌توان به عنوان تغییرات فعال آنچه که در روان تحلیلی روابط شی نام دارد در نظر گرفت.[۱۶]

از نظر تاریخی، مسیر اصلی روان تحلیلی همواره تمایل به پس زدن تکنیک‌های فعال داشته اما روان تحلیلی مبتنی بر رابطه در عصر حاضر نسبت به تکنیک‌های فعال پذیراتر است.[۱۷]

این نکته قابل توجه است که در مقایسه‌ای هم سطح بین درمان روان تحلیلی با رویکرد روابط شی‌ء و طرح‌واره درمانی، طرح‌واره درمانی نتایج بهتری داشته‌است.


رهاشدگی یا تلهٔ زندگی رهاشدگی (به انگلیسی: Abandonment)، حالت درونی احساسی است که افراد طی آن احساس ترک‌شدن، خواستنی نبودن، نا امنی یا طردشدگی می‌کنند.

بروز احساس رهاشدگی یا طردشدگی ارتباط قطعی با حضور فیزیکی دیگران در کنار فرد ندارد. ممکن است زمانی که دیگران در کنار شخص حضور دارند به دلیل عدم برقراری روابط انسانی و احساسی، نیازهای عاطفی فرد برآورده نشود و احساس رهاشدگی کند.[۱] بروز این عارضه در کودکان معمولاً رابطهٔ واضحی با عوامل محیطی دارد. فقدان سرپرستی مناسب، عدم برخورداری از پوشاک، مسکن و تغذیهٔ مناسب، یا مورد سوء استفادهٔ جنسی قرار گرفتن می‌تواند از دلایل بروز احساس رهاشدگی در کودکان باشد.[۲] ترس از رهاشدگی به‌طور مستقل، یک بیماری یا معضل روانی به‌شمار نمی‌آید و بیشتر به‌عنوان یکی از گونه‌های اختلال اضطراب شناخته می‌شود.[۳]

خواهش می‌کنم مرا تنها نگذار!

این باور عمیقاً در ذهن شما ریشه دوانده‌است که افراد مهم زندگی تان را دیر یا زود از دست خواهید داد و تا آخر عمر از نظر عاطفی تنها خواهید ماند. اگر افراد مهم زندگی تان بمیرند یا شما را تنها بگذارند باز هم این احساس یقه شما را رها نخواهد کرد و انتظار دارید دیگران شما را به حال خود رها کنند و انگار تقدیر شما را با تنهایی و بی‌پناهی رقم زده‌اند.

تله‌های زندگی باعث می‌شوند کورسوهای امید شما برای مهرورزی بسته شود. شما اعتقاد راسخ دارید که هر چند اوضاع بر وفق مراد است، اما این تنها آتش زیر خاکستر است و در روابط عاطفی خود محکوم به شکست هستید.

باورش برای شما مشکل است که ایمان بیاورید دیگران در کنار شما می‌مانند و حتی اگر در کنار شما نباشند، باز هم به شما تعلق خاطر دارند. اکثر افراد می‌توانند دوری کوتاه مدت عزیزان و نزدیکان خود را تحمل کنند. آنها نیک می‌دانند که دوری‌های کوتاه مدت باعث افزایش صمیمیت و علاقه‌مندی دو جانبه می‌گردد. از این دوری‌های کوتاه مدت، نگران و ناراحت نمی‌شوند. اما افرادی که در دام تله رهاشدگی افتاده‌اند به دلیل نداشتن پایگاه ایمنی درونی از این جدایی‌های موقت سخت آشفته می‌شوند.

تله زندگی رها شدگی معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که شما هنوز زبان باز نکرده‌اید و در حلهٔ پیش کلامی به سر می‌برید. در اغلب موارد تله زندگی رهاشدگی قبل از اینکه کودک بتواند از کلمات برای برقراری ارتباط استفاده کنند، در ذهن او شکل می‌گیرد.

به همین دلیل افرادی که در دام این تله زندگی افتاده‌اند حتی در دوران بزرگسالی نیز تجارب مربوط به شکل‌گیری این تله زندگی را به یاد نمی‌آورند؛ بنابراین افراد معمولاً این تله را در قالب چنین جملاتی به زبان می‌آورند:

  1. من همیشه تنها هستم.
  2. هیچ‌کس مرا دوست ندارد.
  3. از تنهایی می‌ترسم.

جستارهای وابسته



در روانشناسی و علوم شناختی، یک طرحواره نمایانگر الگوهای فکری یا رفتاری است، که دسته‌های مختلف اطلاعات و روابط میان آن‌ها را سازماندهی می‌کند.[۱] همچنین طرحواره می‌تواند به عنوان یک ساختار روانی از ایده‌های پیش‌ساخته، یک چارچوب فکری برای ابعاد مختلف جهان و یا سیستمی برای سازمان دادن و درک کردن اطلاعات جدید تعریف شود.[۲]

طرحواره می‌تواند بر توجه به دانش جدید و جذب آن تاثیر بگذارد: افراد غالباً تمایل به توجه به مسائلی دارند که متناسب با طرحواره‌ی آن‌ها باشد. همچنین تلاش می‌کنند که تضادها را به عنوان یک استثنا نسبت به پیش‌فرض فکری خود در نظر گرفته و یا طوری آن‌ها را تحریف کنند که در قالب طرحواره‌شان بگنجد.

طرحواره تمایل دارد که بدون تغییر باقی بماند، حتی در مقابل اطلاعات متناقضی که دریافت می‌کند.

طرحواره به افراد در درک جهان و تغییرات مداوم محیطی کمک می‌کنند.[۳] افراد می‌توانند به سرعت مشاهدات جدید را با طرحواره‌ی خود تطبیق دهند و از این طریق از افکار پیچیده در موقعیت‌های مختلف بی‌نیاز شوند؛ چرا که در این هنگام، تنها افکار پیش‌فرض مورد استفاده است.[۴]

افراد از طرحواره برای سازماندهی دانش فعلی و ایجاد یک چارچوب برای آینده استفاده می‌کنند. روبریک، شناخت اجتماعی، تفکر قالبی، نقش‌های اجتماعی، جهان‌بینی و کهن‌الگوها از مثال‌های استفاده از طرحواره‌ها هستند. در نظریه رشد مرحله‌ای پیاژه، کودکان بر اساس درگیری‌هایی که تجربه می‌کنند، یک سری طرحواره برای خود می‌سازند، تا به آن‌ها در درک جهان کمک کند.[۵]



در کتاب نقد عقل محض، اثر ایمانوئل کانت، طرحواره‌ها (به ویژه «طرحواره‌های متعالی») بسیار حائز اهمیت هستند.[۶]

تحولات اولیه‌ی این ایده در روانشناسی، با روانشناسان گشتالت و ژان پیاژه اتفاق افتاد. واژه‌ی طرحواره، اولین بار در سال ۱۹۲۳ توسط ژان پیاژه معرفی شد.[۷] این مفهوم در روانشناسی و آموزش و پرورش توسط کارهای روانشناس انگلیسی، فردریک بارتلت،[۸] به شهرت رسید. همچین توسط ریچارد سی. اندرسون، به نظریه‌ی طرحواره‌ها گسترش یافت.[۹] از آن زمان تا کنون، عبارات دیگری نظیر: چارچوب، تله، نمایشنامه و چشم‌انداز نیز برای توصیف آن استفاده شده است.

پردازش طرحواره‌ای

به وسیله‌ی طرحواره، یک تکنیک اکتشافی برای رمزگذاری و بازیابی حافظه، بسیاری از موقعیت‌های روزمره نیازی به پردازش‌های زیاد و جدی ندارند. افراد می‌توانند به سرعت ادراکات و مشاهدات جدید را در قالب طرحواره‌ی خود گنجانده و بدون تلاش خاصی عمل کنند.[۱۰]

هرچند طرحواره می‌تواند بر به دست آوردن اطلاعات جدید تاثیر گذاشته و مانع آن شود. (تئوری مداخله) مانند وقتی که یک تفکر قالبی، باعث به وجود آمدن گفتمان‌ها و توقعات مغرضانه و متعصبانه از طریق به خاطر آوردن اتفاقی که هرگز رخ نداده می‌شود. چرا که آن اتفاق در چارچوب طرحواره‌ی فرد، قابل باورتر است.[۱۱] برای مثال اگر یک تاجر خوش‌لباس بر روی یک بی‌خانمان ژنده‌پوش چاقو بکشد، طرحواره‌ی شاهدان، آن‌ها را به سمتی سوق می‌دهد که به خاطر بیاورند، فرد بی‌خانمان چاقو کشیده است. این تحریف‌هایی که در حافظه‌ی افراد رخ می‌دهد، اثبات شده است. (در قسمت تحقیقات پیشین ببینید.)

طرحواره‌ها به یکدیگر مرتبط اند و چند طرحواره‌ی به ظاهر متناقض می‌توانند برای اطلاعات یکسان به کار گرفته شوند. تصور می‌شود که طرحواره‌ها اصولاً یک سطح فعال‌سازی دارند، اینکه در هنگام رویدادها کدام طرحواره انتخاب شود، بسته به عواملی نظیر فعال‌ساز آن لحظه، دسترسی‌پذیری، تقسیم‌بندی اولیه و احساسات دارد.

دسترسی‌پذیری به معنای آن است که یک طرحواره چقدر آسان به ذهن می‌آید، این امر بر اساس تجربیات شخصی تعیین می‌شود. این انتخاب به عنوان یک میانبر شناختی استفاده شده و اجازه می‌دهد دم دستی‌ترین توضیح برای داده‌ی جدید انتخاب شود.

با تقسیم‌بندی اولیه، یک محرک غیر قابل درک، فعال‌ساز کافی برای یک طرحواره مهیا می‌شود تا برای اطلاعات مبهم آتی استفاده شود. همچنین به نظر می‌رسد که این تقسیم‌بندی ناشی از محرک‌های زیرآستانه‌ای است، اما تاثیر آن به قدری زودگذر و لحظه‌ای است که تشخیص آن خارج از محیط آزمایشگاهی بسیار دشوار است.

تحقیقات پیشین

مفهوم اصلی طرحواره، همان‌طور که در آزمایشات بارتلت ارائه و ثابت شده است، با حافظه‌ی سازنده در ارتباط است.

نحوه‌ی انجام آزمایشات بارتلت[۱۲] اینگونه بود که او به شرکت‌کنندگان اطلاعاتی می‌داد که با پیش‌زمینه‌های فرهنگی و توقعات آن‌ها نزدیک نبود، سپس با بررسی اینکه افراد چطور آن اطلاعات را به خاطر می‌آورند، بارتلت توانست نشان دهد که چگونه طرحواره‌ها و تفکرات قالبی نه تنها بر نوع تطبیق داده‌های جدید با افکار قبلی اثر می‌گذارند، بلکه در به خاطر آوردن آن‌ها در طی زمان نیز تاثیر دارند.

در یکی از معروف‌ترین تحقیقاتش، او از شرکت‌کنندگان خواست که داستان «جنگ روح‌ها»، که یکی از داستان‌های مشهور بومی آمریکاست، را بخوانند و تا چند سال بعد آن را چند بار به خاطر بیاورند. تمامی شرکت‌کنندگان جزئیات داستان را طوری تغییر داده بودند که نشان‌دهنده‌ی هنجارهای فرهنگی خودشان و طرحواره‌شان بود. عواملی که بر به خاطر آوردن آن‌ها تاثیر می‌گذاشتند، عبارت بودند از:

  • شرکت‌کنندگان برخی اطلاعات را که به نظر خودشان نامربوط بود، حذف می‌کردند.
  • تغییر جزئیات و یا توالی اتفاقاتی که یادآوری می‌شدند باعث می‌شد که تاکید و توجه از روی نقاط مهم داستان برداشته شده و بر نقاط دیگری قرار داده شود.
  • عقلانی‌سازی: جزئیات و جنبه‌هایی از داستان که به نظر عقلانی نمی‌آمدند، بیرون انداخته می‌شدند و طوری توضیح داده می‌شدند که قابل درک و عاقلانه به نظر برسند.
  • تغییرات فرهنگی: محتوا و سبک داستان‌ها طوری تغییر می‌کرد که در قالب پیش‌فرض فرهنگی شرکت‌کننده مناسب‌تر و منسجم‌تر باشد.

کارهای بارتلت نشان داد که نه تنها حافظه‌ی بلندمدت ثابت و تغییرناپذیر نیست، بلکه مرتباً با تکامل طرحواره‌ها، تغییر می‌کند. از جنبه‌ای، این نظریه دیدگاه وجودگراها را پشتیبانی می‌کند که افراد حال و گذشته را، به طور مداوم در یک فرایند تطبیق روایت و استدلال می‌سازند و آنچه که به خاطر می‌آورند در واقع افسانه‌سازی از روایتی است که به آن‌ها اجازه می‌دهد گذشته را به عنوان سلسله اتفاقات منسجم و به‌هم‌پیوسته به یاد آورند؛ حتی با این وجود که بخش بزرگی از حافظه (چه بخش معنایی و چه بخش اپیزودیک) هرگز قابل بازگشت نیست. [۱۳]

کار دیوید راملهارت که درک روایت‌ها و قصه‌ها را توضیح می‌داد، گام بزرگی در ارتقا تئوری طرحواره‌ها بود.[۱۴] کارهای بیشتری توسط ویلیام بروئر روی مفهوم طرحواره‌ها صورت گرفت[۱۵] که نشان می‌داد تصورات طرحواره‌محور، از وجود داشتن یک شی، محرک کافی برای یک به‌یادآوری غلط بودند. در یک آزمایش به شرکت‌کنندگان گفته شد که در اتاقی با عنوان اتاق مطالعه‌ی دانشگاهی، صبر کنند. سپس از از آن‌ها در مورد وسایل داخل اتاق سوال شد. تعدادی از شرکت‌کنندگان به وجود تعدادی کتاب در آن اتاق اشاره کردند، چرا که تصور افراد از یک فضای دانشگاهی و مطالعاتی، با وجود کتاب در هم آمیخته است، اما در آن اتاق هیچ کتابی وجود نداشت. از همین رو، بروئر نتیجه گرفت که پیش‌فرض شرکت‌کنندگان در مورد فضای آکادمیک، مانع از به خاطر آوردن دقیق صحنه شده بود.

در دهه‌ی ۷۰ میلادی، ماروین مینسکی که یک مهندس کامپیوتر بود، تلاش می‌کرد ماشینی بسازد که توانایی‌های شبه‌انسانی داشته باشند. در همان زمان که وی در تلاش بود راه حلی برای سختی‌هایی که با آن‌ها مواجه می‌شد پیدا کند، به کارهای بارتلت برخورد و فهمید که اگر بخواهد ماشینی بسازد که مانند انسان‌ها رفتار کند، نیاز است تا ماشین‌ها از دانش قبلی و ذخیره‌شده‌ی خود برای حل کردن مسائل استفاده کنند.در عوض، او آنچه را که به عنوان سازه فریم شناخته می‌شود ایجاد کرد، تا بتواند استفاده از دانش را در ماشین‌ها نمایان سازد. او مفهوم دانش چارچوبی را به عنوان راهی برای تعامل با اطلاعات جدید ایجاد کرد. وی پیشنهاد کرد که اطلاعات گسترده و ثابت، به عنوان چارچوب ارائه می‌شوند، اما همچنین دارای شکاف‌هایی هستند که طیف وسیعی از مقادیر مختلف را می‌پذیرند؛ پس اگر جهان چیزی برای پر کردن شکاف نداشت، شکاف با مقدار پیش‌فرض خود پر می‌شود.[۱۶] به خاطر کار مینسکی، امروزه کامپیوترها تاثیر قوی‌تری بر روانشناسی دارند. در دهه‌ی ۸۰ میلادی، دیوید راملهارت، با گسترش ایده‌ی مینسکی، یک تئوری صریح روانشناسی ارائه داد.[۱۷]

راجر شانک و رابرت ابلسون، ایده‌ای را مطرح کردند که به عنوان یک دانش عمومی حاصل از توالی اتفاقات شناخته می‌شود. این کار منجر به بسیاری از مطالعات تجربی شد که نشان می‌دادند، ارائه‌ی یک طرحواره‌ی مرتبط می‌تواند درک و فراخوانی را ارتقا دهد.[۱۸]

اصلاحات

اطلاعات جدیدی که در قالب طرحواره قرار می‌گیرند به راحتی به خاطر سپرده شده و در جهان‌بینی افراد گنجانیده می‌شوند. هرچند هنگامی که داده‌ی جدید، در قالب طرحواره قرار نمی‌گیرد، اتفاقات دیگری رخ می‌دهد. معمول‌ترین واکنش در برابر آن، نادیده‌گرفتن یا به سرعت فراموش کردن داده‌ی جدید است. این اتفاق در قسمت ناخودآگاه مغز رخ می‌هد، چه بسا گاهی فرد داده‌ی جدید را حتی درک نمی‌کند. [۱۹] افراد گاهی ممکن است اطلاعات جدید را طوری تفسیر کنند که نیاز به کمترین تغییر در طرحواره‌ی خود داشته باشند. برای مثال، باب فکر می‌کند مرغ‌ها تخم نمی‌گذارند. یک بار او مرغی را در حال تخم‌گذاری می‌بیند. باب به جای اینکه آن قسمت از طرحواره‌اش که به او می‌گوید «مرغ‌ها تخم نمی‌گذارند.» را تغییر دهد، ترجیح می‌دهد باور کند که حیوانی که در حال تخم‌گذاری دیده یک مرغ واقعی نبوده. این یک نمونه از تعصب تاییدی است. تمایل به تنظیم استانداردهای دیگری به عنوان شاهد، که با انتظارات یک فرد در تناقض است.[۲۰] هرچند زمانی که داده‌ی جدید نمی‌تواند مورد چشم‌پوشی قرار گیرد، طرحواره‌ی فعلی باید تغییر کرده و یا یک طرحواره‌ی جدید ایجاد شود.[۲۱]

ژان پیاژه (1980 - 1896) بیشتر برای کار خود در حوزه‌ی ارتقا دانش انسانی شناخته می‌شود. او باور داشت که دانش بر اساس ساختارهای شناختی ساخته می‌شود و افراد با ذخیره‌سازی و جذب اطلاعات این ساختارهای شناختی را ارتقا می‌دهند.

تطبیق به معنی ایجاد یک طرحواره‌ی جدید است که با محیط جدید سازگارتر باشد. تطبیق همچنان می‌تواند به عنوان محدودیت گذاشتن بر طرحواره‌ی کنونی تفسیر شود. تطبیق هنگامی استفاده می‌شود که تشبیه (شبیه‌سازی) شکست بخورد. تشبیه به استفاده از طرحواره‌ی فعلی برای درک جهان اطراف گفته می‌شود. پیاژه معتقد بود، طرحواره بر زندگی روزمره اعمال می‌شود. از این رو افراد به طور طبیعی اطلاعات را تطبیق داده و تشبیه می‌کنند.[۲۲] برای مثال، اگر مرغی که در مثال قبلی گفته شد، پرهای قرمز داشته باشد، باب می‌تواند یک طرحواره‌ی جدید به وجود آورد که می‌گوید «مرغ‌های پرقرمز می‌توانند تخم بگذارند.» این طرحواره می‌توانند در آینده تغییر کرده یا از بین برود.

تشبیه در واقع استفاده‌ی مجدد از طرحواره برای جاسازی درست اطلاعات جدید است. برای مثال، هنگامی که فردی، یک سگ ناآشنا را ببیند، به تکمیل طرحواره‌اش در مورد سگ‌ها می‌انجامد. هرچند اگر سگ رفتار عجیبی بروز دهد به طوری که دیگر شبیه سگ‌ها نباشد، از طریق تطبیق، طرحواره‌ی جدیدی برای آن سگ خاص، به وجود خواهد آمد.

با تطبیق و تشبیه به تعادل می‌رسیم. پیاژه توضیح می‌دهد که تعادل، به عنوان یک مرحله‌ی شناخت است که هنگامی متوازن می‌شود که طرحواره‌ها قادر به توضیح آنچه فرد می‌بیند و دریافت می‌کند، باشند. هنگامی که اطلاعات جدید هستند و در قالب طرحواره‌ی فعلی جا نمی‌گیرند، عدم تعادل رخ می‌دهد که در مراحل رشد کودک ناخوشایند هستند. رخ دادن عدم تعادل به آن معناست که فرد به ستوه آمده و تلاش می‌کند که انسجام ساختارهای شناختی خود را از طریق تطبیق بازیابد.

هنگامی که داده‌ی جدید دریافت می‌شود، شبیه‌سازی آن آغاز شده و تا زمانی که مغز متوجه شود که نیاز به تغییرات جدیدی وجود دارد ادامه می‌یابد، اما لااقل تا آن زمان کودک متعادل باقی می‌ماند. فرایند متعادل‌سازی، هنگامی است که فرد از تعادل به سمت عدم آن و برعکس حرکت می‌کند.[۲۳]

طرحواره‌ی فردی

طرحواره برای هر فرد اینطور در نظر گرفته می‌شود، که در زمان حال وجود دارد و بر اساس تجربیات گذشته پایه‌ریزی شده. خاطره‌ها در پرتو خودپنداری هر فرد قاب‌بندی می‌شوند. برای مثال، افرادی که طرحواره‌ی مثبت دارند، خودخواسته تمایل به دریافت اطلاعات لذت‌بخش و نادیده‌گرفتن داده‌های ناخوشایند دارند. البته که دریافت اطلاعات لذت‌بخش و راضی‌کننده، با رمزگشایی عمیق و به‌خاطرآوری درست در تضاد است. [۲۴] حتی با وجود اینکه رمزگشایی برای بازخورد مثبت و منفی به یک اندازه قدرتمند است، اما احتمال به خاطر آوردن بازخوردهای مثبت بیشتر است.[۲۵] علاوه بر این، حتی خاطرات ممکن است مورد تحریف قرار گرفته تا دلپذیرتر شوند. برای مثال، افراد هنگام به خاطر آوردن نمراتشان، آن‌ها را بیشتر از واقعیت به خاطر می‌آورند.[۲۶] هرچند، هنگامی که افراد دیدگاه منفی نسبت به خود دارند، خاطرات به نحوی یادآوری می‌شوند که به طرحواره‌ی منفی اعتبار ببخشند. به عنوان مثال، افراد با عزت نفس پایین، مستعد به خاطر آوردن نکات منفی بیشتری، نسبت به نکات مثبت، در مورد خودشان هستند.[۲۷] بنابراین، حافظه تمایل به عملکرد جانبدارانه در مسیری دارد که طرحواره‌ی فرد را معتبر نشان دهد.

سه پیامد عمده از طرحواره های شخصی وجود دارد.

اول، اطلاعات در مورد فرد سریع‌تر و کارآمدتر پردازش می‌شوند، به خصوص اطلاعات ثابت.

دوم، شخص بیشتر اطلاعاتی را که مربوط به طرحواره شخصی باشد، بازیابی کرده و به یاد می‌آورد.

سوم، شخص تمایل به مقاومت در برابر اطلاعات محیطی دارد که با طرحواره‌اش در تناقض است. به عنوان مثال ، دانشجویان دارای یک طرحواره خاص، هم‌اتاقی را ترجیح می‌دهند که با طرحواره‌ی آن‌ها سازگار باشد. دانشجویانی که هم‌اتاقی‌هایشان در تضاد با طرحواره‌ی آن‌ها هستند، احتمالاً تلاش می‌کنند که هم‌اتاقی جدیدی پیدا کنند. این قضیه یک نمونه از خودتاییدی است. [۲۸]

طبق تحقیقی که توسط آرون بک انجام شد، طرحواره‌های منفی که به طور خودکار فعال می‌شوند، تاثیر مهمی در ابتلا به افسردگی در افراد دارند. طبق گفته‌های روانشناسان کاکس، آبرامسون، دیواین و هالن، این طرحواره‌ها در اصل از همان نوع ساختارهای شناختی، مانند تفکر قالبی، هستند که توسط محققان مورد مطالعه قرار گرفته اند. (به عنوان مثال، هر دو به خوبی تمرین شده اند، به طور خودکار فعال می‌شون ، تغییر هر دو دشوار است و بر روی رفتار، احساسات، قضاوت‌ها و پردازش مغرضانه‌ی اطلاعات تاثیرگذار هستند.) [۲۹]

طرحواره می‌تواند به خود را به پایداری برساند. طرحواره می‌تواند نقشی در جامعه را ارائه دهد که توسط یک تفکر قالبی به فرد خورانده شده. برای مثال، اگر مادری به دخترش بگوید که شبیه «تام‌بوی»ها به نظر می‌رسد، دختر با انجام کارهایی که او را به تام‌بوی‌ها شبیه‌تر می‌کند، به این حرف واکنش می‌هد. حال اگر مادر به دخترش بگوید که او شبیه پرنسس‌هاست، احتمالاً دختر کارهای زنانه‌تری را انتخاب خواهد کرد. این یکی از مثال‌های به پایداری رسیدن طرحواره است، که فرد به جای انتخاب آنچه می‌خواهد، کاری را انجام می‌دهد که از او انتظار می‌رود. [۳۰]

طرحواره‌درمانی

طرحواره‌درمانی، توسط جفری یانگ ابداع شده است و یک نسخه‌ی ارتقایافته از رفتاردرمانی شناختی است، که به طور ویژه برای درمان اختلالات شخصیتی استفاده می‌شود.[۳۱] [۳۲] یانگ طرحواره‌های سازگار اولیه را الگوها یا ریشه‌های وسیع و فراگیری تعریف می‌کند که بر اساس خاطرات، احساسات و افکار فرد در مورد خودش و ارتباطش با دیگران ساخته شده‌اند.

به نظر می‌رسد که طرحواره‌ها در طول کودکی و یا حتی بزرگسالی رشد می‌کنند و از آن جایی که به یک رفتار دفاعی منجر می‌شوند، ناکارآمد هستند.

نمونه‌هایی از طرحواره‌ها عبارتند از، طرد/بی‌ثباتی، بی‌اعتمادی/سواستفاده، محرومیت عاطفی و نقص/شرم.

طرحواره‌درمانی، رفتاردرمانی شناختی را با عناصر گشتالت‌درمانی، تئوری رابطه‌ی اشیا و روان‌کاوی‌ ترکیب می‌کند تا اختلالات شخصیتی نظیر اختلالات مرتبط با افسردگی یا اختلالات اضطراب‌محور را درمان کند.

یانگ معتقد بود که رفتاردرمانی شناختی، می‌تواند درمانی برای نشانه‌های بروزداده‌شده‌ی بیماری باشد، اما بدون منابع مفهومی و بالینی، احتمال اینکه بیمار به حالت درمان‌نشده‌ی قبلی برگردد زیاد است، چرا که زیرساخت‌های روانی وی که به طور مداوم تجربیات روزمره‌ی او را می‌سازند، درمان نشده‌اند.

تمرکز یانگ هنگام ایجاد طرحواره‌درمانی، بر روی استفاده‌ی مساوی از انواع درمان‌ها بود. تفاوت بین رفتاردرمانی شناختی و طرحواره‌درمانی این است که دومی بر روی الگوهای مادام‌العمر، تکنیک‌های موثر تغییر و روابط درمانی تاکید می‌کند. [۳۳] او این درمان را برای بیمارانی با اختلالات روانی حاد توصیه می‌کند. برای مثال اختلالات خوردن و اختلالات شخصیتی از آن دسته هستند. همچنین او موفقیت‌های در زمینه‌ی درمان افسردگی و سوء مصرف مواد مخدر نیز از این روش کسب کرده است. [۳۴]


Schema therapy was developed by Jeffrey E. Young for use in treatment of personality disorders and chronic DSM Axis I disorders, such as when patients fail to respond or relapse after having been through other therapies (for example, traditional cognitive behavioral therapy). Schema therapy is an integrative psychotherapy[1] combining theory and techniques from previously existing therapies, including cognitive behavioral therapypsychoanalytic object relations theoryattachment theory, and Gestalt therapy.[2]

Nov 30, 2021
درس‌های اُفولِ بتامکس
00:26:38

دکتر آذرخش مکری

Nov 23, 2021
هرم مازلو | Maslow's hierarchy of needs
00:17:50

آبراهام هَرولد مَزلو


هرم سلسله‌مراتب نیازهای مازلو یک سلسله مراتب از نیازهای انسان را نشان می‌دهد که هرچقدر این هرم به سمت پایین می‌رود بیشتر به نیازهای اساسی و حیاتی توجه دارد و هرچقدر به نوک هرم نزدیک می‌شود نیازهای عالی‌تر و غیر حیاتی را در بر می‌گیرد. این هرم که 5 طبقه دارد از نیازهای فیزولوژیک که در ابتدایی‌ترین درجه قرار دارند شروع و به شکوفایی فردی که در نوک هرم قرار دارد ختم می‌شود. آشنایی با نظریه مازلو دید خوبی به شخص می‌دهد ولی نباید آن‌ را بیش از حد تعمیم داد و سعی کرد همه رفتارهای انسانی را در چارچوب آن گنجاند. در ادامه‌ مطلب بیشتر درباره هرم نیازهای مازلو و نیازهایی که در هر طبقه از هرم آن جای می‌گیرند توضیح خواهیم داد.



 

آبراهام مازلو که بود؟

آبراهام مازلو یک روانشناس انسان‌گرا بود که الگوی فکری او بعد از دیدگاه‌های روانکاوی و رفتارگرایی شکل گرفت. مازلو در کتاب‌ها و آموزش‌های مدیریتی هم نقش پررنگی داشت و فقط در حوزه‌ روان‌شناسی فعالیت نمی‌کرد.

یک نکته‌ مهم که درباره‌ مازلو باید بدانید این است که او نسبتا زود فوت کرد و در سن 62 سالگی عمرش پایان یافت و فرصت اینکه نظریه‌هایش را در دوران اوج شکوفایی خود تکمیل کند، نداشت. 

یکی از کتاب‌های مهم او کتاب انگیزش و هیجان است که در آن کتاب به خوبی متوجه می‌شوید که مازلو خودش را در میانه راه می‌دید و انگیزه‌ زیادی برای ادامه دادن و تکمیل حرف‌هایش داشت.


هر طبقه از هرم نیازهای مازلو به چه نیازی اختصاص دارد؟

طبقه‌ اول: نیازهای فیزیولوژیک و زیستی

نیازهای زیستی در پایین‌ترین طبقه قرار دارند و بیشترین سطح از هرم را پوشش می‌دهند و تا زمانی که به قدر کافی ارضا گردند، بیشترین اثر را بر رفتار فرد دارند. به عبارت دیگر مازلو مهمترین نیاز را، نیاز به زنده ماندن می‌دانست. نیازهای زیستی، نیازهای آدمی برای حیات و ادامه‌ زندگی هستند که شامل خوراک، پوشاک، مسکن و رابطه جنسی می‌شوند.

تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیت‌های بدن به حد کافی ارضاء نشوند، عمده فعالیت‌های شخص به احتمال زیاد در این سطح بوده و بقیه نیازها انگیزش کمی ایجاد می‌کنند.

برای آگاهی بیشتر در زمینه نیازهای اساسی زنان کلیک کنید.

طبقه‌ دوم: نیازهای امنیتی

نیاز به داشتن امنیت روانی و جانی، رها بودن و عدم محرومیت از حقوق طبیعی، جزء مهمترین نیازهای انسان است. این نیاز شامل زمان حال و آینده می‌شود و انسان باید بدون وحشت بتواند به زندگی خودش ادامه بدهد.

نیاز به امنیت در موارد مختلف مثل بدن و جسم فرد، شغل، خانواده، دارایی‌های فرد و سلامت او از جمله نیازهای اساسی در هرم نیازهای مازلو است.

طبقه‌ سوم: نیازهای اجتماعی و وابستگی

بعد از رفع نیازهای فیزیولوژِیک و نیاز به امنیت، نوبت به قسمت سوم این هرم و نیازهای سطح بالاتر می‌رسد. انسان موجودی اجتماعی است که احتیاج به تعلق خاطر، عشق، وابستگی و احترام دارد. این نیازها از طریق برقراری رابطه‌ رضایت بخش با دوستان، خانواده، هم‌ کلاسی‌ها، شریک عاطفی و... ارضا می‌شوند.

طبقه‌ چهارم: عزت نفس

در هرم نیازهای مازلو، طبقه‌ چهارم مربوط به عزت نفس است. وقتی که افراد به صورت رضایت بخشی بتوانند نیاز خود به عشق و وابستگی را بر طرف کنند، احساسات مثبتی از خودشان می‌گیرند و اعتماد به نفسشان ارتقا پیدا می‌کند.

در حقیقت نیازهای طبقه‌ سوم نقش اساسی در ایجاد احساس عزت نفس دارند و عزت نفس باعث می‌شود نگرش فرد نسبت به خودش شکل بگیرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه حفظ عزت نفس کلیک کنید.

طبقه پنجم: نیاز به خودشکوفایی

در این طبقه از هرم نیازهای مازلو، تمام استعدادهای پنهان آدم باید شناخته شوند. حال این استعدادها هر چه می‌خواهد باشد. همان طور که مازلو بیان می‌کند (آنچه انسان می‌تواند باشد، باید بشود).

چهار نیاز طبقه‌های قبلی به نام نیازهای کمبود شناخته می‌شوند چون جزء نیازهای پایه هستند و برطرف کردن هر نیاز طبقه بالایی نیازمند رفع نیازهای طبقه زیرین است.

نیاز به خود شکوفایی یک نیاز عالی است ولی همه افراد نمی‌توانند به آن برسند. البته موارد استثنایی هم وجود دارد که انسان‌هایی برای دسترسی به هدف والای خود از نیازهای سطحی و طبقه پایین می‌گذرند تا بتوانند به جایگاهی که می‌خواهند برسند مانند مخترعین و مکتشفین.


گسترش هرم نیازهای مازلو

در طبقه بندی‌های جدید دو طبقه دیگر هم قبل از نیاز به خودشکوفایی قرار دارند. این دو طبقه عبارتند از

نیاز به درک پدیده‌ها

نیاز به زیبایی و نظم


نقد هرم نیازهای مازلو

نقدی که به مازلو وارد شده برای این است که مازلو رفع نیازهای هر طبقه را وابسته به طبقه قبل می‌داند اما در حقیقت اینگونه نیست. لازم نیست حتما نیازهای هر طبقه برطرف بشوند تا به طبقه‌ بعدی برسیم و به طور مثال می‌شود نیازهای مربوط به طبقه سوم را به طور کامل ارضا نکرد اما به خودشکوفایی رسید.



در این نظریه، نیازهای آدمی در پنج طبقه قرار داده شده‌اند که به ترتیب عبارتند از:


نیازهای زیستی: نیازهای زیستی در اوج سلسله‌مراتب قرار دارند و تا زمانیکه قدری ارضا گردند، بیشترین تأثیر را بر رفتار فرد دارند. نیازهای زیستی نیازهای آدمی برای حیات خودند؛ یعنی: خوراک، پوشاک، غریزه جنسی و مسکن. تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیت‌های بدن به حد کافی ارضاء نشده‌اند، عمده فعالیت‌های شخص احتمالاً در این سطح بوده و بقیه نیازها انگیزش کمی ایجاد خواهد کرد؛

نیازهای امنیتی: نیاز به رهایی از وحشت، تأمین جانی و عدم محرومیت از نیازهای اساسی است؛ به عبارت دیگر نیاز به حفاظت از خود در زمان حال و آینده را شامل می‌شود؛

نیازهای اجتماعی: یا احساس تعلق و محبت؛ انسان موجودی اجتماعی است و هنگامی که نیازهای اجتماعی اوج می‌گیرد، آدمی برای روابط معنی‌دار با دیگران، سخت می‌کوشد؛

احترام: این احترام قبل از هر چیز نسبت به خود است و سپس قدر و منزلتی که توسط دیگران برای فرد حاصل می‌شود. اگر آدمیان نتوانند نیاز خود به احترام را از طریق رفتار سازنده برآورند، در این حالت ممکن است فرد برای ارضای نیاز جلب توجه و مطرح شدن، به رفتار خرابکارانه یا نسنجیده متوسل شود؛

خودشکوفایی: یعنی شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان آدمی؛ حال این استعدادها هر چه می‌خواهد باشد. همان‌طور که مزلو بیان می‌دارد: «آنچه آنسان می‌تواند باشد، باید بشود».[۲]

نیازهای مذکور در سازمان به صورت پرداخت حقوق و مزایا و امکانات رفاهی، ایجاد امنیت شغلی و مقررات حمایتی، تشکیل گروه‌های رسمی و غیررسمی در محیط کار، قائل شدن حرمت برای فرد و کار او در مراتب مختلف سازمان و ایجاد امکانات برای شکوفایی توانایی بالقوه افراد ارضا می‌شود. به طبقه‌بندی مذکور دو نیاز «دانش‌اندوزی و شناخت و درک پدیده‌ها» و «نیاز به زیبایی و نظم» نیز اضافه شده است؛ که قبل از نیاز به خود شکوفایی قرار می‌گیرند. اگرچه نظریهٔ سلسله‌مراتب نیازها مستقیماً برای انگیزش کاری طراحی نشده است، اما می‌توان نتیجه گرفت که با ارضای این نیازها، برای فرد، انگیزه به کار در سازمان ایجاد خواهد شد

Nov 23, 2021
مدیریت زمان
00:36:59

محمدرضا شعبانعلی


مدیریت زمان یا Time Management،‌ یکی از دغدغه های مهم بسیاری از ماست.


همه می‌دانیم که ضعف در برنامه ریزی و مدیریت زمان، می‌تواند مشکلات فراوانی را برای ما ایجاد کند؛ البته گاهی هم به اشتباه، چالش‌ها و مسائل دیگر خود را به ضعف در مدیریت زمان نسبت می‌دهیم.


مهم‌ترین نکته‌ای که در مجموعه درس‌های مدیریت زمان و نظم شخصی خواهیم آموخت این است که مدیریت زمان یک عنوان بسیار عمومی است که می‌تواند مجموعه‌ی گسترده‌ای از چالش‌ها، مهارت‌ها و مسائل را شامل شود.


بسیاری از کسانی که معتقدند در مدیریت زمان ضعف دارند یا این‌که فکر می‌کنند نیازمند بهبود در مهارت مدیریت زمان هستند، ممکن است مشکلات و چالش‌های دیگری داشته باشند

که در نهایت خود را در قالب ضعف در مدیریت زمان بروز می‌دهد.


Eisenhower box

Nov 23, 2021
زندگی جداگانه ۱۰ساله با همسر
00:11:57

دکتر هلاکویی 

 

{210128E-4}

Nov 23, 2021
آشنایی با روانشناسی اگزیستانسیال
01:35:12

دکتر سپیده حبیب، روانپزشک و مترجم آثار اروین یالوم


درمان وجودی یا هستی‌گرا درمانی یا روان‌درمانی اگزیستانسیال (به انگلیسی: Existential psychotherapy) نوعی روش فلسفی بر درمان است که بر این باور عمل می‌کند که کشمکش درونی در درون یک فرد ناشی از مواجه اشخاص با مفروضات مسلمی از هستی است. این مفروضات، همان‌گونه که توسط اروین یالوم اشاره شده، عبارت‌اند از: غیرقابل اجتناب بودن مرگ، آزادی و مسئولیت همراه با آن، انزوای وجودی (که اشاره به پدیدارشناسی دارد)، و در نهایت بی‌معنایی (در مفهوم اگزیستانسیالیسمی). این چهار مفروض، که همچنین به عنوان دلواپسی‌های غائی نیز به آن‌ها اشاره شده، بدنهٔ «درمان وجودی» را تشکیل داده و چارچوبی را در فهم مشکل مراجع برای درمانگر و در راستای بسط یک رویه درمانی ایجاد می‌کنند. در مکتب بریتانیایی درمان وجودی، این چهار مسلمات به عنوان تنش‌ها و تناقضات قابل پیش‌بینی از چهار بعد وجود انسان، در عرصه‌های فیزیکی، اجتماعی، شخصی و معنوی در نظر گرفته شده‌است.

درمان وجودی که با نام‌های روان‌شناسی (روان‌درمانی) اگزیستانسیال یا هستی‌گرایانه نیز شناخته می‌شود، رویکردی پویا یا پویه‌نگر است و بر دلواپسی‌هایی تمرکز می‌کند که در هستی انسان ریشه دارند. روان‌پویه‌شناسی هر فرد شامل نیروها، انگیزه‌ها و ترس‌های ناخودآگاه و خودآگاهی است که در درونش به کنش مشغول‌اند. روان‌درمانی‌های پویه‌نگر، درمان‌هایی بر اساس مدلی پویای از کارکرد روانی هستند. اکتشاف عمیق از چشم‌انداز درمانگر اگزیستانسیال، روبیدن و کنار زدن دلواپسی‌های روزمره و تفکر عمیق فرد دربارهٔ موقعیت است.

اروین د. یالوم از پایه‌گذاران این روش است و کتابی نیز با همین نام نوشته‌است. این کتاب در سال ۱۹۸۰ چاپ شده‌است و در سال ۱۳۹۰ توسط سپیده حبیب به فارسی برگردانده شده‌است. یالوم پس از نوشتن این کتاب و برای بسط نظریهٔ اگزیستانسیال خود آثاری همچون «و چون نیچه گریست» و «مامان و معنای زندگی» را نوشت.

Nov 23, 2021
رحم، عشق
00:02:39

محبت

Nov 23, 2021
۸. تئوری‌انتخاب: عشق و ازدواج
01:35:11

تئوری انتخاب (واقعیت‌درمانی)، درآمدی بر روانشناسی امید؛ ویلیام گلسر 


این کتاب درباره اهمیت روابط خوب است . در کتاب آقای گلاسر می خواهد بگوید که بجز فقر و بیماری و کهنسالی ، سایر مشکلات بشر مثل خشونت ، بزهکاری ، بدرفتاری با همسر ، اعتیاد و … معلول روابط غیر رضایت بخش هستند .


تئوری انتخاب یک تئوری مبتنی بر روانشناسی کنترل درونی است که معتقد است گذشته ها بر زندگی کنونی ما اثر شگرفی داشته است ولی تعیین کننده رفتار کنونی ما نیست و میزان مسئولیت پذیری و به رسمیت شناختن و احترام به واقعیت موجود و شیوه ای که برای ارضای نیازهایمان با توجه به دو عامل انتخاب است که رفتار کنونی ما را تعیین میکند…


ویلیام گلاسر در رابطه با کتاب خود چنین میگوید :


این کتاب در رابطه با اهمیت رابطه خوب است . در این کتاب میخواهم بگویم بجز بیماری ، فقر ، کهنسالی و سایر مشکلات مهم بشری مثل خشونت ، بزهکاری ، بدرفتاری با کودکان ، بدرفتاری با همسر ، اعتیاد به الکل و مواد مخدر و روابط جنسی پیش از موعد و عاری از عشق و ناراحتی های هیجانی معلول روابط غیر رضایت بخش است، کل کتاب بیان این قضیه است و راه بهتر کنار آمدن با یکدیگر را نشان میدهد .


من روی چهار نوع رابطه که همگی باید بهبود یابند تمرکز میکنم ، این چهار رابطه عبارتند از : رابطه زن و شوهر ، رابطه والدین و فرزندان ، رابطه معلم و شاگرد و رابطه رابطه مدیر و کارمند . به نظر من اگر این روابط را بهبود نبخشیم در کاهش مشکلات اشاره شده توفیق چندانی نخواهیم داشت . ابتدا چنین ادعایی را ادعایی گستاخانه میدیدم ولی پیش از اینکه کتاب حاظر زیر چاپ برود به تحقیقات جدیدی دست یافتم که نظرم را مبنی بر اینکه نو جوانان برای پرهیز از رفتارهای خود مخرب ، به روابط والد و معلم و شاگردی خوب احتیاج دارند .



این کتاب با مشخصات زیر نیز به فارسی ترجمه و چاپ شده است:


نظریه انتخاب: روانشناسی‌نوین، دریچه‌ای به‌آرامش، لذت و آزادی‌شخصی؛ ویلیام گلاسر




Reality therapy is an approach to psychotherapy and counseling. Developed by William Glasser in the 1960s,

Nov 23, 2021
عشق در میلان
00:29:50

دکتر هلاکویی 

 

{210120E-2}

Nov 23, 2021
رابطه عشق با خوشبختی
00:51:42

سمینار

Nov 23, 2021
اسطوره‌‌های عشق
06:46:58

دکتر سرگلزایی

Nov 23, 2021
"عشق آدمو کور می‌کنه؟"
00:30:25

گفتگوی دکتر هلاکویی و آقای میبدی

Nov 23, 2021
جُستارهایی در باب عشق؛ آلِن دباتِن
05:51:28

 آلِن دباتِن


«نیمه‌ی گمشده» کسی است که همه‌ی ما در زندگی به دنبالش هستیم. اما چه‌طور شد که ما انسان‌ها به دو نیم تقسیم شدیم؟

داستانی در اسطوره‌ی یونان می‌گوید‌ در زمان یونان باستان، انسان‌ها بیش از امروز قدرتمند بودند؛ آن‌ها دو سر، چهار دست و چهار پا داشته‌اند. روزی زئوس، خدای خدایان برای اینکه بتواند در مقابل انسان‌ها بایستد و آن‌ها را شکست دهد، این موجودات را به دو نیم کرد، از آن‌جا بود که هر انسان نیمه‌ی گمشده‌اش را جست‌وجو کرد و هنوز همه‌ی انسان‌ها به دنبال نیمه گمشده‌ی خودشان می‌گردند؛ اما برای دست یافتن به این عشق، حاضرند چه‌قدر جست‌وجو کنند؟ برای رسیدن به این عشق، حاضرند چه چیزهایی را نادیده بگیرند یا چقدر اقرار کنند؟ چه آسیب‌هایی بزنند و چه آسیب‌هایی ببینند؟

آلن دوباتن در کتاب جستار‌هایی در باب عشق سعی می‌کند به این سوال‌ها پاسخ دهد و روند پیشرفت و سقوط یک ارتباط عاشقانه را از نگاه فلسفی و روانشناختی بررسی می‌کند.


موضوع کتاب «جستار‌هایی در باب عشق »

کتاب جستار‌هایی در باب عشق، داستان زن و مردی است که به صورت تصادفی در یک پرواز کنارهم قرار می‌گیرند. آشنایی آن‌ها از یک مکالمه‌ی معمولی شروع می‌شود و پیش می‌رود تا آن‌جا که تصمیم می‌گیرند بعد از پرواز هم یکدیگر را ببینند و در طول داستان ارتباط‌شان نزدیک‌تر می‌شود.

آلن دو باتن با استفاده از نظریات ارسطو، سارتر2، وینگشتاین3 و مارکس داستانِ عشقِ راوی به کلوئه4 را خلاقانه و دقیق تعریف می‌کند. او فراز و نشیب‌های این ارتباط را در بیست و چهار فصل کوتاه شرح می‌دهد. دوباتن درگیری‌ها و مشکلات رابطه را بررسی می‌کند و علت فلسفی هر کدام را شرح می‎دهد.

دو باتن جستار‌هایی در باب عشق  را با فصل «تقدیرگرایی عاشقانه» شروع می‌کند. فصلی که راوی، حوادث تصادفی زندگی‌اش را به تقدیر عاشقانه تعبیر می‌کند. او ادامه فصل را به آرمان‌گرایی وصل می‌کند که یکی از قابل‌ تأمل‌ترین فصل‌های کتاب است، در این فصل آلن دو باتن دو سوال پرتکرار در روابط عاشقانه را مقایسه می‌کند: «چرا دوستم داری؟» و «چرا دوستم نداری؟»

دو باتن می‌گوید هر دو سوال در چارچوب عشق، اراده‌ی ضعیف را نشان می‌دهند. او معتقد است: عشق، موهبتی است که به ما هدیه شده، موهبتی که هرگز نه می‌توانیم و نه لیاقتش را داریم که تشخیصش بدهیم.

او معتقد است که مرگِ عشق از پایان زندگی دردناک‌تر است. چون ما بعد از مرگ حسی نخواهید داشت، اما بعد از جدایی عاشقانه حسی افروخته و گاها بدی داریم.

وقتی به کسی یا فرشته‌ای، از موضع عشق یک‌طرفه نگاه می‌کنیم و به لذتی می‌اندیشیم که از بودن با او در بهشت برین به ما دست‌ می‌دهد، ناخودآگاه نکته‌ای اساسی را فراموش می‌کنیم: این که اگر او هم ما را دوست بدارد، علاقه‌ی ما به چه سرعتی رنگ خواهد باخت. ما عاشق می‌شویم چون نیازمندیم با توسل به فردی آرمانی از دست خود فاسدمان برهیم. خب اگر این فرد روزی برگشت و متقابلا عاشق ما شد چه؟ فقط می‌توانیم شگفت زده بشویم. آخر این موجود الهی که ما در تصور داشتیم، چگونه می‌تواند انقدر بد سلیقه باشد که از کسی مانند ما خوشش بیاید؟ برای عاشق شدن باید باور داشته باشیم که معشوق از جهاتی از ما سر است، زمانی که این عشق متقابل می‌شود، آیا تناقض ظالمانه‌ای به وجود نمی‌آید؟ «اگر او تا این حد فوق‌العاده است، چگونه می‌تواند عاشق کسی مثل من شود؟»

جستار‌هایی در باب عشق علاوه بر شرح داستان، نکات آموزشی کاربردی هم دارد. دو‌ باتن معتقد است که اصل روابط عاطفی و عاشقانه شبیه هم هستند؛ بنابراین با دانستن تعدادی قوانین ثابت می‌توانید رابطه‌تان را به سمت بهتری هدایت کنید. او رابطه را از لحاظ آسیب‌هایی که ممکن است در یک ارتباط عاشقانه‌ی اغراق‌آمیز رخ ‌دهد، بررسی می‌کند: «عشق، جنونِ خود را در نپذیرفتن عادی‌بودن ذاتی دل‌دار آشکار می‌کند.»

دو باتن می‌گوید: «عشق تنها زمانی اخلاقی است، که بی قید و شرط باشد.» و بعد عواملی که سبب دلزده و افسرده شدن یک زوج می‌شود را شرح می‌دهد.

جستار چیست؟

والتر بنیامین در تعریف جستار می‌گوید: «محقق به هیزم و خاکستر توجه دارد، جستارنویس به آتش.»

نوشته‌ی کوتاه و غیر داستانی را جستار یا (Essay) می‌نامند. جستارنویسی از قرن 16 میلادی شروع شد و فرانسیس بیکن5 را یکی از اولین و البته بهترین جستارنویس‌های ادبیات غرب می‌دانند. ویکتور هوگو و جرج اورول هم از مشهور‌ترین جستارنویس‌های جهان هستند.

تفاوت جستار و مقاله در هویت و فردیت نویسنده است. نویسنده در جستار می‌تواند دیدگاه و نظراتش را درباره هر موضوعی آزادانه بیان کند. جستار مانند مقاله از زاویه علمی بررسی و داوری نمی‌شود بنابراین برای نوشتن یک جستار دانش آکادمیک نیاز نیست. در واقع جستارنویس فقط دیدگاه جدیدی درباره‌ی موضوع به خواننده ارائه می‌دهد. 

آلن دو باتن؛ فیلسوف یا نویسنده؟

آلن دو باتن نویسنده‌ی سوئیسی است که اکنون سال‌هاست در انگلستان به کار و زندگی مشغول است. دو باتن برای نوشتن کتاب‌هایش ابتدا یک موضوع انتخاب می‌کند و سپس آن موضوع را از دیدگاه‌های مختلف ادبی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و فلسفی تحلیل می‌کند.

دو باتن نویسنده و فیلسوف علاوه بر نوشتن کتاب‌های مختلف، مدرسه‌ای به نام «مدرسه زندگی» (School of life) را در لندن تاسیس کرده است.

آلن دو باتن با این باور که فرزندان ما در مدرسه راه و روش زندگی کردن را نمی‌آموزند «مدرسه زندگی» را تاسیس کرد. او معتقد است این فقدان دانش باعث می‌شود کودکان در زندگی بالغانه‌شان با مشکلات زیادی مواجه شوند.

موضوعاتی که در مدرسه زندگی تدریس می‌شوند متنوع‌اند. اما همه‌ی این آموزش‌ها در راستای افزایش خودشناسی است. چون گردانندگان این مدرسه معتقدند تنها با خودشناسی است که می‌توانیم زندگی برتر و رضایت‌بخش‌تری داشته باشیم. مجموعه‌ی آموزش‌های این مدرسه در شش دسته‌ی کلی تقسیم‌بندی می‌شود. خودشناسی ،ارتباطات (Relationships)، کار، آرامش، رفتار‌های اجتماعی و فرهنگ و فراغت.

نویسندگان و فیلسوفان باتجربه‌ای هم در این موسسه کار می‌کنند. نکته‌ی جالب این است که با توجه به تفاوتِ روش‌های یادگیری، مدرسه‌ی زندگی آلن دو باتن، آموزه‌ها یا محصولاتش را به روش‌های مختلفی، مانند کتاب، کارگاه، ویدیو، جلسه روانکاوی و ... ارائه می‌کند.

آثار آلن دو باتن

جستار‌هایی در باب عشق  نخستین کتاب آلن دو باتن است که در سال 1993 چاپ شد، این کتاب در سال‌های 1994، 2006 و 2015 تجدید چاپ شد. آثار دیگر آلن دو باتن شامل « دین برای خداناباوران، تسلی‌بخشهای فلسفه، هنر سیر و سفر و سیر عشق» است که همگی به زبان فارسی ترجمه شده‌اند. مجموعه‌ی کتاب‌های مدرسه‌ی زندگی آلن دو باتن هم به تازگی به فارسی ترجمه شده‌اند و نشر هنوز آن‌ها را چاپ کرده است.

بهترین ترجمه‌ی جستارها از کیست؟

نسخه اصلی (انگلیسی) کتاب جستار‌هایی در باب عشق (Essays in love) نثری روان و قابل فهم‌ دارد و اگر می‌خواهید کتاب را به زبان فارسی بخوانید گلی امامی، مشهورترین ترجمه از جستار‌هایی در باب عشق آلن دو باتن را انجام داده است و این کتاب توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده است، اما از آن‌جایی که بخش‌هایی از این کتاب در ترجمه گرفتار ممیزی شده است، ممکن است در بخش‌هایی از کتاب به ترجمه تحت اللفظی و گاهی ناقص بربخورید.

 گلی امامی درباره کتاب جستار‌هایی در باب عشق  می‌گوید:« این کتاب درباره‌ی رابطه عاشقانه‌ای است که مراحلش را دو باتن از دیدگاه‌های فلسفی و روان‌شناختی بررسی می‌کند.»

گلرخ ادیب محمدی که با نام گلی امامی شناخته می‌شود، در سال 1344 به مدرسه‌ی مترجمی اشمیت در آلمان رفت. کتاب «سرافینا» اثر مری کتلین هریس، اولین اثر ترجمه شده گلی امامی است که در سال 1349 منتشر شد.

شناخته‌‌شده‌ترین ترجمه‌ی گلی امامی، ترجمه‌ی کتاب «دختری با گوشواره‌ی مروارید» است که در سال 1397 منتشر شد. بیش از پنجاه سال است که گلی امامی به عنوان مترجم حرفه‌ای مشغول به کار است و در دهه‌های 70 و 80 علاوه بر ترجمه، مدیریت کتاب فروشی زمینه را هم برعهده داشت. گلی امامی درباره‌ی والاترین نوع ترجمه می‌گوید: «ترجمه امری با ارزش و والا است که مترجم وامدار صاحب اثر باشد. کاستن یا افزودن به متن اثر تنها به مقداری قابل پذیرش است که قلم نویسنده آسیب نبیند یعنی هویت مترجم مشخص نشود.»


 در بخشی از «جستارهایی در باب عشق» می‌خوانیم

وقتی عاشق می‌شویم، تصادف‌های طبیعی زندگی را، پشت حجابی از هدفمندی پنهان می‌کنیم. هرچند اگر منصفانه قضاوت کنیم، ملاقات با ناجی‌مان کاملا تصادفی و ناگزیر غیر ممکن است، اما با اصرار می‌ورزیم که این رخداد از ازل در طوماری ثبت‌شده بوده و اینک در زیر گنبد مینابب به آهستگی از هم باز می‌شود. (با دست خودمان) سرنوشتی می‌بافیم تا از اضطراب ناشی از این واقعیت که هر حکمتی در زندگی‌مان هرچند اندک، ساخته‌ی خود ماست، نجات پیدا کنیم، (و فراموش می‌کنیم) که طوماری (و طبعا سرنوشت از پیش تایین شده ای) وجود ندارد؛این که چه کسی را در هواپیما ملاقات بکنیم یا نکنیم حکمتی جز آنچه خودمان به آن اطلاق می‌کنیم ندارد. به عبارت دیگر می‌خواهیم از اضطراب ناشی از این‌که کسی زندگی‌نامه ما را ننوشته و عشق‌های ما را بیمه نکرده است، پرهیز کنیم.

اشتباه من در این بود که میان سرنوشت عاشق شدن، با سرنوشت عاشق شدن به شخصی خاص را، فرق نگذاشته بودم. خطا در این بود که تصور می‌کردم این کلوئه است و نه عشق که اجتناب ناپذیر است. لیکن برداشت جبرگرایانه‌ی من از ابتدای ماجرایمان دست‌کم یک چیز را ثابت می‌کرد: این که من عاشق کلوئه بودم. نهایتا لحظه‌ای که در می‌یافتم ملاقات یا عدم ملاقات ما دو نفر تصادفی بیش نبوده، لحظه‌ای بود که دیگر احساس یک عمر به سر بردن با او را از دست می‌دادم. در نتیجه دیگر عاشقش نبودم.

Nov 23, 2021
تفاوت عشق و دیوانگی
00:15:06

 دکتر هلاکویی 

 

 {200928}



تفاوت «عشق» و «دیوانه‌ی‌کسی‌بودن (obsession)»

Nov 23, 2021
نقش محوری عشق در زندگی انسان •گفت‌وگو با دکتر نهضت فرنودی
00:16:51

دکتر نهضت فرنودی (صالحیان) تحصیلات لیسانس خود را در دانشگاه تهران و فوق لیسانس و دکترای روانشناسی بالینی‌اش را در آمریکا به اتمام رسانده است.

او طی بیست سال تلاش بی‌وقفه برای ارتقاء سطح آگاهی افراد نسبت به سلامت روح و روان بیش از ۲۰۰ سمینار و کنفرانس وسخنرانی در باب روانشناسی و مسائل فرهنگی- اجتماعی از جمله روابط موفق، فرزندپروری، خانواده سالم، جامعه سالم، دموکراسی از دیدگاه روانشناسی، عشق از دیدگاه روانشناسی و هوش عاطفی برگزار کرده است.

خانم فرنودی از سال ۱۹۸۶ سخنران مهمان دانشگاه‌هایی چون یو سی ال ای UCLA، برکلی، جان هاپکینز و براون در ایالات متحده آمریکا است.

از مجموعه سخنرانی‌های او که به صورت سی‌دی انتشار یافته است می ‌توان به "از خودشیفتگی تا عشق و صمیمیت"، "اعتماد به نفس و حرمت نفس"، "بلوغ عاطفی چیست و انسان بالغ کیست؟"، "ویتامین‌های عاطفی" و "زندگی در کنار انسان‌های دشوار" اشاره کرد.

او همچنین مترجم کتاب "انسان در جستجوی معنا" نوشته دکتر ویکتور فرانکل است، کتابی که در بر دارنده خاطرات فرانکل از وضعیت خود و سایر قربانیان اردوگاه‌های کار اجباری آلمان در خلال جنگ دوم جهانی است.

Nov 23, 2021
پسر ۷ ساله اوتیستیک
00:13:01

دکتر هلاکویی


{160922}

Nov 23, 2021
بیماری دَرخودماندگیِ فرزند و پرسش درباره فرزندخواندگی
00:07:03

 دکتر هلاکویی 

 

 {200922}

Nov 23, 2021
ویژگی‌های فرد درخودمانده-autistic
00:20:38

 دکتر هلاکویی 

 

 {161211}

Nov 23, 2021
اوتیسم (در خود ماندگی)
00:45:17

دکتر فرهنگ هلاکویی

Nov 23, 2021
اوتیسم یا وسواس؟ اهمیت تشخیص درست در درمان
00:12:42

دکتر هلاکویی 

 

{210219E-1 } 

Nov 23, 2021
کتک خوردن از همسر و دلسوزی برای او!
00:28:41

دکتر هلاکویی


{201005E}

Nov 23, 2021
توهم یا خطای‌چشمی؟
00:21:42

دکتر هلاکویی 


{۹۵۰۹۰۸} 

Nov 23, 2021
Toilet-training در کودکان
00:12:46

دکتر هلاکویی



{201002M}

Nov 23, 2021
نزدیکی ‌به‌استادراهنمای ‌یونانی
00:24:10

دکتر هلاکویی


{200724}

Nov 23, 2021
نصبGPS روی‌خودروی‌همسر و نصب‌دوربین در خانه؛ بررگ‌نمایی‌احتمالات یا سوءظن؟
00:14:45

دکتر هلاکویی 


{201116E} 

Nov 23, 2021
دخترآسیب‌دیده‌از مادروپدرتحصیل‌کرده اما نادان‌وخودخواه
00:23:46

 دکتر هلاکویی 

 

 {200922}

Nov 23, 2021
فرق سواد و تحصیلات و سن‌مناسب ادامه‌تحصیل
00:07:12

دکتر هلاکویی


{201118E-3}

Nov 23, 2021
دین، گناه، جُرم
00:29:48

دکتر هلاکویی


{200930E}

Nov 23, 2021
موارد درهم‌تنیده
00:25:26

دکتر هلاکویی


{200930E}

Nov 23, 2021
ماجراجویی در مالزی
00:29:30

دکتر هلاکویی


{200930M}

Nov 23, 2021
پرسش درباره برادر
00:12:30

دکتر هلاکویی


{200930M}

Nov 23, 2021
از چاله به چاه
00:21:43

 دکتر هلاکویی 

 

 {200915}

Nov 23, 2021
مشکلات مرد ۳۸ ساله در همخانگی
00:24:44

 دکتر هلاکویی 

 

 {200915}

Nov 23, 2021
استاددانشگاه آماردان در آستانه جدایی
00:27:27

 دکتر هلاکویی 

 

 {200915}

Nov 23, 2021
یک‌دل و دو دل‌بَر!
00:26:33

دکتر هلاکویی 


{201028E}

Nov 23, 2021
«تفاوت‌رفتار» یا «بیماری‌روانی»؟ داستان مرگ با افتادن موش روی فرد!
00:22:32

دکتر هلاکویی 


{201028E}

Nov 23, 2021
گفتگوی ناتمام
00:08:35

امیدواریم دکتر هلاکویی در صحت و سلامت باشند


{200903}

Nov 23, 2021
مادر بیمار
00:12:03

دکتر هلاکویی


{200722}

Nov 23, 2021
زنی با صدای بلند
00:28:24

دکتر هلاکویی 


{201215E-3} 

Nov 23, 2021
تماس ۳باره و پرسش‌های کلی
00:23:57

دکتر هلاکویی 


{201112E} 




201111M

دختر۳۲ساله، فرزندآخر، تنش‌درخانواده به‌دلیل‌اعتیادبرادر، و تجاوز از طرف دامادِمُعتاد در ۱۸سالگی

Nov 23, 2021
ترس‌از گنگسترهای مکزیکی در آمریکا و زندانی‌شدن نوجوان
00:10:28

دکتر هلاکویی 


{201103E} 

Nov 23, 2021
دختر خارج‌ازکنترل
00:14:33

دکتر هلاکویی


{200729}

Nov 23, 2021
ناتوانی در درک‌گذشته‌ی همسر
00:12:59

دکتر هلاکویی 

 

{201202E-2}

Nov 23, 2021
خودروی‌تصادفی‌را به‌قیمت خودروی‌سالم نخرید؛ "باوَرکُن باوَرَت نمی‌کنم!"
00:28:33

دکتر هلاکویی 


{201116E} 

Nov 23, 2021
درد معده؛ سایکوسوماتیک (روان‌تَنی)؟
00:29:24

دکتر هلاکویی 

 

{210208E-1}

Nov 23, 2021
توجیهات وکیل‌گونه
00:33:48

 دکتر هلاکویی 

 

 {200923}

Nov 23, 2021
روایت‌های متفاوت از زندگی‌مشترک
00:37:33

دکتر هلاکویی 

 

{201202E-1}

Nov 23, 2021
مسئله پوشش زن و موضوع حق‌وحقوق در دنیای امروز
00:36:42

دکتر هلاکویی


{201123E}

Nov 23, 2021
گفتگوی نافرجام
00:11:17

 دکتر هلاکویی 

 

 {200928}

Nov 23, 2021
شوهرپزشک‌بیمار
00:41:54

دکتر هلاکویی


{201005E}

Nov 23, 2021
لُخت‌کردن کودکان در مهدکودک‌های آلمان
00:09:42

 دکتر هلاکویی 

 

 {170310 }

Nov 23, 2021
ابهام
00:25:59

 دکتر هلاکویی 

 

 {200924}

Nov 23, 2021
خراب‌کردن‌زندگیِ خود به‌دلیل حرف‌مردم
00:23:38

دکتر هلاکویی 


{201117E} 

Nov 23, 2021
قضا و قَدَر و سرنوشت؛ جبر و اختیار
01:01:19

 دکتر هلاکویی 

 

 {200907}

Nov 23, 2021
والدین دانشجو و آموزش زبان به کودک
00:14:12

دکتر هلاکویی 

 

{210212M-2} 

Nov 23, 2021
پدر مسئول و مهربان
00:13:47

دکتر هلاکویی 

 

{210211E-1} 

Nov 23, 2021
بازی‌دَرآوردنِ زن‌ها
00:14:49

دکتز فرهنگ هلاکویی

Nov 23, 2021
جوان ایرانی
00:24:25

 دکتر هلاکویی 

 

 {200925}

Nov 23, 2021
ترس بی‌دلیل از بیماری
00:16:22

 دکتر هلاکویی 

 

 {200915}

Nov 23, 2021
دردهای روان‌تَنی (سایکوسوماتیک)
00:11:47

دکتر هلاکویی


{210120M-2}

Nov 23, 2021
فُوت مادر و تصورات نادرست
00:14:35

 دکتر هلاکویی 

 

 {200915}

Nov 23, 2021
مصائب زندگی
00:15:26

 دکتر هلاکویی 

 

 {200925}

Nov 23, 2021
انتقال ویروس جنسی EBV به همسر
00:24:04

 دکتر هلاکویی 

 

 {200908}

Nov 23, 2021
نزدیکی‌به ‌استادراهنمای ‌یونانی در کانادا و فرصت جدید
00:39:19

 دکتر هلاکویی 

 

 {200915, 200724}

Nov 23, 2021
ماشین‌خوب که موتورندارد! زنی‌که شانه‌هایش‌را برای گذاشتن‌بار به‌خانواده عرضه می‌کند
00:26:50

 دکتر هلاکویی 

 

 {200917}

Nov 23, 2021
داستان گل‌وگلفروشی و دورانداختن گل
00:18:15

 دکتر هلاکویی 

 

 {200911}

Nov 23, 2021
پرسش‌های پرشمار
00:21:31

 دکتر هلاکویی 

 

 {200911}

Nov 23, 2021
اختلافات خانوادگی
00:11:51

 دکتر هلاکویی 

 

 {200911}

Nov 23, 2021
قهرمان المپیک ساده‌لوحی
00:10:15

دکتر هلاکویی



{201005M}

Nov 23, 2021
گل‌گذاشتن برای زن‌همسایه توسط پدر؛ مورد عجیب قایق‌سازی برای نجات دیگران
00:23:04

 دکتر هلاکویی 


 {201019E} 

Nov 23, 2021
نگاه کالایی به‌انسان؛ نگین از آمریکای شمالی
00:24:06

 دکتر هلاکویی 


 {201019E} 

Nov 23, 2021
پیامدهای‌روانیِ گرفتگیِ‌بافت‌ها (اِم‌اِس)
00:05:52

دکتر هلاکویی



{201005M}

Nov 23, 2021
دختر ساندویچی‌وسطی و آماده‌کتک‌خوردن
00:31:14

مکالمه‌با دکتر هلاکویی

 

{201204M-2}

Nov 23, 2021
کادو
00:15:12

 دکتر هلاکویی 

 

 {200925}

Nov 23, 2021
دُبِی، ایران، کانادا؛ زندگی‌زناشویی از راه‌دور
00:20:47

دکتر هلاکویی 


{201104M} 

Nov 23, 2021
زندگی
00:11:04

 دکتر هلاکویی 

 

 {200925}

Nov 23, 2021
ناسازگاری زوج
00:11:02

 دکتر هلاکویی 

 

 {200911}

Nov 23, 2021
ترکیب‌عجیب مهربان‌وباگُذشت و بداخلاق‌وعَصبی‌وناسِپاس!
00:40:33

دکتر هلاکویی 


{201106M} 

Nov 23, 2021
مشورت درباره ادامه زندگی
00:17:54

دکتر هلاکویی 


{201214M-4} 

Nov 23, 2021
مقایسه خود با دیگران و تصورات رقابتی
00:24:03

دکتر هلاکویی



{201005M}

Nov 23, 2021
چند پرسش
00:05:05

دکتر هلاکویی 

 

{210202M-2}

Nov 23, 2021
کوتاه
00:05:14

دکتر هلاکویی 

 

{210202M-1}

Nov 23, 2021
داستانی از یک زندگی
00:27:22

دکتر هلاکویی


{210108E-1}

Nov 23, 2021
مقاومت در برابر پذیرفتن
00:12:44

 دکتر هلاکویی 

 

 {200924}

Nov 23, 2021
برادر!
00:24:55

دکتر هلاکویی 

 

{210202M-4}

Nov 23, 2021
دلیل حرکات دهانی نامتعارف سالمندان
00:04:53

دکتر هلاکویی 

Nov 23, 2021
آیا بینش فلسفی و باورهای زندگی بر احساسات ما تاثیرگذار است؟
00:04:37

دکتر هلاکویی 

Nov 23, 2021
با بازیگوشی دخترم موقع درس خواندن چه کنم؟
00:04:18

دکتر هلاکویی 

Nov 23, 2021
قوت‌قلب‌دادن به توان‌خواهان
00:34:55

 دکتر هلاکویی 

 

 {200911}

Nov 23, 2021
دختری‌که تصورمی‌کند بدترین پدرومادر دنیا را دارد
00:26:51

دکتر هلاکویی



{201125M-1}

Nov 23, 2021
افتادن در چاه‌های روانی به‌علت نبستن پرونده‌های گذشته
00:03:46

کنفرانس ازدواج و خانواده

دکتر هلاکویی 

Nov 23, 2021
عروس مسئله‌ساز
00:13:34

 دکتر هلاکویی 

 

 {200924}

Nov 23, 2021
حساسیت روی خوردن
00:14:32

دکتر هلاکویی 


{201027E}

Nov 23, 2021
در اختلافات‌زناشویی, آن‌زمان که ببازی زندگی زناشویی را بُرده‌ای
00:29:56

دکتر هلاکویی 

Nov 23, 2021
ماجرای‌عجیب زن‌وشوهر میان‌سال‌ایرانی در ژاپن [۲]
00:28:40

 دکتر هلاکویی 

 

 {170312}

Nov 23, 2021
ماجرای‌عجیب زن‌وشوهر میان‌سال‌ایرانی در ژاپن [۱]
00:34:46

 دکتر هلاکویی 

 

 {200904}

Nov 23, 2021
ترس از حیوانات
00:26:35

دکتز هلاکویی


{200721}

Nov 23, 2021
بیمار یا بازیگر حرفه‌ای؟!
00:15:35

دکتر هلاکویی 


{201029M}

Nov 23, 2021
بازی ۵ دختر با یک پسر به‌مثابه یک عروسک و اثرات قهر در زندگی‌مشترک
00:13:19

 دکتر هلاکویی 


 {201023E} 

Nov 23, 2021
تصورِ تحمیلِ‌نظر
00:22:17

 دکتر هلاکویی 


 {201020E} 

Nov 23, 2021
سلامت روانی یا زَرق‌وبَرق زندگی؟
00:26:16

 دکتر هلاکویی 


 {200831}

Nov 23, 2021
خانواده مخلوط (Blended/step family)
00:11:11

دکتر هلاکویی


{200814}

Nov 23, 2021
جنگ و دعوای مداوم زوج
00:10:31

دکتر هلاکویی


{200608}

Nov 23, 2021
جغرافیا
00:28:04

دکتر هلاکویی

Nov 23, 2021
خودپسندی، خودناپسندی، خودخواهی، خودشیفتگی، مازوخیزم و نارسیسیزم
00:11:28

دکتر هلاکویی


{200817}

Nov 23, 2021
تَلَقّیِ‌دیگران‌از ما و موضع‌فرد
00:23:23

حرمت‌نفس توأم با استرس و اضطراب

Nov 23, 2021
صحبت از گذشته یا آینده؟!
00:13:03

دکتر هلاکویی 


{120106} 

Nov 23, 2021
"لنگ‌درهوا"
00:08:42

دکتر هلاکویی


{201005E}

Nov 23, 2021
خجالتی‌بودن و سبک‌زندگی سنتی‌وار
00:11:14

دکتر هلاکویی



{201001E}

Nov 23, 2021
زن‌مستأصل و نااُمید به‌دلیل‌تصمیمات‌نادرست
00:39:43

دکتر هلاکویی

Nov 23, 2021
ترکیب و تفکیک کارها؛ ۵ وَجْهِ زندگی
00:18:12

دکتر هلاکویی


{200821}

Nov 23, 2021
پیچیدگی‌های روان انسانی
00:22:17

مشاوره‌با دکتر هلاکویی


{201130M-3}

Nov 23, 2021
حرف‌زدن با خود
00:23:02

دکتر هلاکویی


{201013M}

Nov 23, 2021
وقتی بچه‌ها رفتند
00:25:30

 دکتر هلاکویی 

 

 {200923}

Nov 23, 2021
تأثیرباورنکردنی "خاله‌جان" و "عمه‌جان" در تصمیمات کلان زندگی
00:19:36

دکتر هلاکویی 


{201102E} 

Nov 23, 2021
خیالات‌خام دختر ایرانی در اروپا
00:22:12

دکتر هلاکویی


{200825}

Nov 23, 2021
عادات ناخواسته و ناتمام‌گذاشتن‌کارها
00:19:07

 دکتر هلاکویی 


 {200831}

Nov 23, 2021
اختلافات‌خانوادگی‌ و نظرداشتن ‌داماد
00:29:14

دکتر هلاکویی


{200724}

Nov 23, 2021
شوهرخواهرِبیمار که‌عاشق خواهرزن شده اما شوهرِایده‌آل خواهر است
00:11:21

دکتر هلاکویی 


{201120M} 

Nov 23, 2021
پنهان‌کاری زن درباره فرزندی‌که‌از ازدواج قبل داسته‌است [۲]؛ وفتی دکتر هلاکویی احساساتی می‌شود
00:36:09

مکالمه‌با دکتر هلاکویی


{201207-M1}

Nov 23, 2021
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپُرس
00:13:14

 دکتر هلاکویی 

 

 {200923}

Nov 23, 2021
ناپدریِ‌مهربان‌تر از پدر؛ داستان غم‌انگیز مادربزرگ
00:22:06

دکتر هلاکویی 

 

{210218E-1} 

Nov 23, 2021
مادربزرگ و نوه
00:16:16

دکتر هلاکویی 

 

{210217M-1} 

Nov 23, 2021
موقت
00:13:51

دکتر هلاکویی 

 

{210217E-2} 

Nov 23, 2021
رفتارهای هوشمندانه اما نیازمند مراجعه به روانپزشک کودک
00:16:11

دکتر هلاکویی 

 

{210216E-2} 

Nov 23, 2021
چگونه پسرم را از بازی‌های پرخاشگرانه دور نگه دارم؟
00:03:02

دکتر هلاکویی

Nov 23, 2021
پرسش‌هایی تو در تو
00:25:16

 دکتر هلاکویی 

 

 {200911}

Nov 23, 2021
مُنیر!
00:18:09

دکتر هلاکویی 


{201026E}

Nov 23, 2021
آلمان؛ بلبشو
00:15:23

دکتر هلاکویی 

 

{210121E-2}

Nov 23, 2021
به‌تعویق‌انداختن کارها؛ اِهمال‌کاری
00:23:18

 دکتر هلاکویی 

 

 {200925}

Nov 23, 2021
دانشجو و به‌تعویق‌انداختن کارها
00:16:38

دکتر هلاکویی 

 

{210113E-3}

Nov 23, 2021
۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی: چرا کارهایمان را به‌تعویق می‌اندازیم؟
00:51:28

اس جی اسکات


ترجمه امیرحسین میرزائیان


کتاب‌های بسیاری در این باره نوشته شده است که تنها فهرست ساده‌ای از راهنمایی‌هایشان را در اختیار شما قرار می‌دهند، اما در کتاب 23 راه برای غلبه بر تنبلی (23anti procrastination habits) می‌آموزید که هر استراتژی ضد تنبلی چرا و چگونه کار می‌کند، کدام باورهای محدود کننده را از میان می‌برد و چطور می‌توانید آن را بلافاصله پس از خواندن در زندگی‌تان به کار گیرید. به طور خلاصه، در این کتاب با ریشه‌های تنبلی و به تعویق انداختن کارها و چگونگی غلبه بر آن‌ها آشنا می‌شوید.

این اتفاق برای همه‌ی آدم‌ها می‌افتد: پروژه‌ای پیش رو دارید که واقعا مهم است و شما باید بر کامل کردن آن تمرکز کنید. اما شما انواع و اقسام بهانه‌ها را می‌آورید تا شروع کردنش را به تعویق بیندازید، مثلا قبل از شروع آن باید به فلان شخص تلفن بزنید، هنوز کارهای اداری لازم برای آن را انجام نداده‌اید و یا هنوز نمی‌دانید از کجا شروع کنید. فرقی نمی‌کند چه دلیلی برای این کارمان بیاوریم، مواقعی پیش می‌آید که در آن‌ها شروع کارمان را به تعویق می‌اندازیم.

از این گذشته، به تعویق انداختن کارها اثری فزاینده نیز دارد. حتی وقتی که بالاخره موفق می‌شوید کاری را به انجام برسانید، چند کار دیگر سر راه‌تان سبز می‌شوند تا جای آن را بگیرند. فرقی نمی‌کند که چقدر سخت‌کوش باشید، به نظر می‌رسد چرخه‌ی کارهایی که باید انجام شوند پایان‌ناپذیر است.

حقیقت آن است که همه‌ی ما در زندگی تنبلی را تجربه کرده‌ایم. برای اغلب ما این اتفاق گاه به گاه می‌افتد اما آدم‌هایی هم وجود دارند که عادت به تعویق انداختن کارها، توانایی داشتن یک زندگی شادمان و موفق را از آن‌ها گرفته است. این کتاب برای این دسته از آدم‌ها نوشته شده است: هر کسی که در انجام دادن مرتب و منظم پروژه‌هایش همیشه با مشکل روبه‌رو است.

غلبه بر تنبلی آن‌قدرها هم سخت نیست. شما تنها باید عادت‌های مردمان موفق را در زندگی روزمره‌ی خود به کار گیرید. این مردمان هم محدودیت‌ها و ترس‌هایی همانند شما دارند، اما توانسته‌اند به کار موفق خود ادامه دهند زیرا به خود آموخته‌اند که چگونه باید بر تنبلی غلبه کنند.

اس جی اسکات (S. J. Scott) نویسنده‌ی وبلاگ مشهور «عادت‌های مفید برای زندگی شما» است. هدف این سایت آن است که به شما نشان دهد چگونه تبدیل کردن کارهایی برای کمک کردن به خودتان به عادت می‌تواند زندگی شما را بهتر کند. او در این سایت به جای موعظه و اندرزهای تکراری، استراتژی‌های ساده‌ای را به شما معرفی می‌کند که می‌توانند در هر زندگی پر مشغله‌ای به کار گرفته شوند. او بر اساس تجربه‌ی شخصی‌اش می‌داند که بهترین راه برای ایجاد یک تغییر دائمی، بنا کردن یک عادت مفید در یک زمان مشخص است.

اما این کتاب سرگذشت اسکات نیست و هدف از نگارشش این بوده است که شما را در غلبه بر تنبلی‌تان یاری دهد. مطالب این کتاب شامل هر آنچه در این چند سال در مورد چگونگی پرورش عادت‌های محکم و همیشگی به انجام رساندن به موقع کارها آموخته‌‌های او است. البته این اثر میل ذاتی شما را برای به تعویق انداختن کارهایتان از میان نمی‌برد، اما به شما یاد می‌دهد تا بدانید این میل چیست، از کجا می‌آید و چگونه می‌توان بر آن چیره شد.

مطالب این کتاب در چهارچوب خاصی به شما ارائه می‌شود. نخست، به سراغ پدیده‌های روانشناسی نهفته در پس تنبلی می‌رود. سپس به هفت بهانه‌ای که مردم برای به تعویق انداختن کارها می‌آورند می‌پردازد و بعد 23 عادت برای غلبه بر این مانع روانی را معرفی می‌کند و چگونگی به کار گرفتن آن‌ها در زندگی را به شما می‌آموزد.

از دستورالعمل‌های ساده‌ی این کتاب به آسانی می‌توانید استفاده کنید تا دیگر تنبلی شما را فلج نکند. شما در کتاب 23 راه برای غلبه بر تنبلی نقشه‌ی قدم به قدمی را برای نتیجه گرفتن از این دستورات کشف خواهید کرد.

در بخشی از کتاب 23 راه برای غلبه بر تنبلی می‌خوانید:

بهانه‌ای که از میان می‌رود: «حالش را ندارم.»

من از زیادی تعداد آدم‌هایی که کارهایی را می‌کنند که به واقع از انجام‌شان متنفرند شگفت‌ زده‌ام. البته همه‌ی ما در زندگی کارهای ناخوشایندی داریم که باید انجام‌شان بدهیم، اما در همین حال افتادن به تله‌ی انجام کارهایی که برای ما ناخوشایندند و تنها برای رضایت خاطر دیگران انجام‌شان می‌دهیم نیز آسان است.

در این کتاب درباره‌ی این که چرا نباید بگذاریم بهانه‌های گوناگون مانع از آغاز کارهای ما بشوند سخن گفتیم، اما گاهی عذری موجه پشت بهانه‌ای که برای انجام ندادن کارمان می‌آوریم نهفته است. اگر شما واقعا نمی‌خواهید کاری را انجام دهید، شاید وقت آن رسیده باشد که دست از دغدغه‌ی انجام آن هم بردارید.

اجرای این عادت

سخت‌ترین بخش یادگیری چگونگی «نه» گفتن به دیگران مدیریت واکنش آن‌ها در زمانی که در می‌یابند اولویت‌های شما با آن‌ها متفاوت است می‌باشد. در این‌جا به یک پروسه‌ی ساده‌ی چهار مرحله‌ای برای انجام این کار اشاره می‌کنیم:

نخست، شما باید فعالیت‌های لازم‌الاجرا را بشناسید. این‌ها همان فعالیت‌هایی هستند که انجام‌شان بخشی از یک بزرگسال نرمال و متعادل بودن است. اگر بخواهید به چنین فعالیت‌هایی هم «نه» بگویید، در زندگی به جایی نمی‌رسید. همه‌ی ما کارهایی داریم که باید انجام شوند، پس شما هم باید بپذیرید که هر چقدر هم از این کارها بدتان بیاید باز هم مجبورید آن‌ها را انجام دهید.

تنها نصیحت من در این باره آن است که هر کدام از این فعالیت‌ها را به یک هدف بلند مدت ارتباط دهید. برای مثال، حتی اگر از شستن ظرف‌ها متنفرید، به یاد داشته باشید که چگونه انجام این کار در دراز مدت وضعیت ازدواج شما را هماهنگ و سازگار می‌کند.

سپس، لازم است شما درخواست‌هایی که با اولویت‌هایتان در تعارض است را به دقت تحلیل کنید. طی برنامه‌ی مرور هفتگی‌تان، فعالیت‌های مهمی که حتما باید انجام شوند را مشخص کنید و اگر درخواست انجام کاری از شما شد که با نتایج مورد نظرتان مطابقت نداشت، شهامت آن را داشته باشید که به این درخواست «نه» بگویید.

Nov 23, 2021
روانشناسی تنبلی
08:18:31

دکتر ابراهیم میثاق


برنامه‌ی اردیبهشت، پاییز و زمستان ۹۲

Nov 23, 2021
دختر ۱۷ ساله که خود را تنبل می‌داند ولی واقعاً رؤیایی است
00:15:22

دکتر هلاکویی

Nov 23, 2021
تنبلی؟
00:13:21

 دکتر هلاکویی 

 

 {200922}

Nov 23, 2021
کودکی که "کودکی" نکند
00:00:32

دکتر فرهنگ هلاکویی

Nov 23, 2021
«تکان‌دهنده» از زبان ریحانه پارسا
03:33:30

روایت تکان‌دهنده تجاوز جنسی به ریحانه پارسا توسط سیاوش اسعدی از زبان خود ریحانه در کلاب هاوس

Nov 23, 2021
چطور با هر جور آدمی ارتباط برقرار کنیم؟
09:59:47

این کتاب ۹۲ ترفند ساده را به شما معرفی می‌کند تا بتوانید در زندگی یک گفتگوکننده‌ی برتر شوید و به خواسته‌هایتان برسید.

How to talk to anyone

Leil Lowndes

لیل لوندز


کتاب راه‌کارهای جلب توجه، اعتماد و دوستی دیگران را به شما یاد خواهد داد تا شما هم این روش‌ها را به بهترین نحو انجام دهید و هر چیزی را که در زندگی می‌خواهید به دست بیاورید.

تا به حال شده آدم‌های موفقی را تحسین کنید که به نظر می‌رسد «همه چیز دارند»؟ شما آن‌ها را می‌بینید که با اعتماد به نفس در جلسه‌های کاری صحبت می‌کنند و یا با خیال راحت در مهمانی‌ها گپ می‌زنند. آن‌ها کسانی هستند که بهترین شغل‌ها، مهربان‌ترین همسران، وفادار‌ترین دوستان، کلان‌ترین حساب‌های بانکی و یا شیک‌ترین ویلاها را دارند.

چند لحظه صبر کنید! بسیاری از آن‌ها باسوادتر یا باهوش‌تر از شما نیستند، حتی زیباتر هم نیستند! پس قضیه چیست؟ بعضی از آدم‌ها فکر می‌کنند آن‌ها این ویلاها را به ارث می‌برند؛ برخی دیگر می‌گویند آن‌ها با این همسران ازدواج می‌کنند و یا اینکه صرفاً آدم‌های خوش‌شانسی هستند. به گمانم این افراد باید در دیدگاه‌شان تجدید نظر کنند. تمام مواردی که در بالا نام بردیم، حاصل یک چیز است: مهارت این آدم‌های موفق در برخورد با همنوعان انسانی خود.

هیچ‌ فردی به تنهایی به هدفش نمی‌رسد. آدم‌هایی که به نظر همه چیز دارند، در طول سال‌ها ذهن‌ها و قلب‌های صد‌ها انسان دیگر را تسخیر کرده‌اند و به کمک آن‌ها توانسته‌اند به بالای نردبان کاری یا اجتماعی که انتخاب کرده‌اند، برسند.

آدم‌های بهت زده‌ای که پای نردبان ایستاده‌اند، اغلب به بالا نگاه می‌کنند و مدام شکایت می‌کنند که آدم‌های موفق که بالای نردبان‌اند آدم‌هایی افاده‌ای هستند. وقتی که زنان یا مردان بزرگ بالای نردبان، دوستی، عشق یا کارشان را از آن‌ها دریغ می‌کنند، افراد پایین نردبان به آن‌ها انگ می‌زنند و متهمشان می‌کنند به اینکه قدیمی‌ هستند. بعضی‌ها آه و ناله می‌کنند و دلشان می‌خواهد از حرص سر‌شان را به سنگ بکوبند.

افراد غرغروی پایین نردبان هرگز نمی‌فهمند علت طرد شدنشان خود‌شان هستند. آن‌ها هرگز نمی‌فهمند به خاطر ناشی‌گری خود‌شان در برقراری ارتباط است که دوستی، عشق یا معامله‌ای را از دست می‌دهند. گاهی به نظر دیگران چنین می‌رسد که آدم‌هایی که همۀ مردم آن‌ها را دوست دارند یک کیسه کلک، سحر و جادو یا اعجاز اقتصادی دارند که باعث می‌شود، به قول معروف، دست به هر چی می‌زنند طلا شود!

درون کیسۀ کلک آن‌ها چیست؟ داخل آن کلی چیز پیدا می‌شود: مو‌ادی که دوستی‌ها را محکم می‌کند، سحری که بر اذهان پیروز می‌شود و جادویی که باعث می‌شود آن‌ها آدم‌ها را عاشق خود‌شان کنند. آن‌ها خصوصیتی دارند که باعث می‌شود رئیس‌ها استخدامشان کنند و بعد به آن‌ها ترفیع دهند، ویژگی‌هایی دارند که باعث می‌شود موکل‌ها بار‌ها و بار‌ها به سراغشان بروند و امتیازی دارند که باعث می‌شود مشتری‌ها از آن‌ها خرید کنند، نه از رقبایشان.

در بخشی از کتاب چطور با هر جور آدمی ارتباط برقرار کنیم؟ می‌خوانیم:

همان طور که اولین نگاه باید چشم‌های طرف مقابلت را خشنود کند، اولین کلماتت هم باید گوش او را نوازش دهد. زبان تو یک تابلوی خوش‌آمدگویی است که بر روی آن نوشته شده «خوش‌ آمدید» یا «نزدیک نشوید.» برای اینکه هم‌صحبتت احساس کند به او خوش‌آمد می‌گویی، باید در گپ زدن استاد شوی.

گپ زدن؟ از این کلمه بدت می‌آید؟ با شنیدنش تنت از نفرت به لرزه می‌افتد؟ این دو تا کلمۀ کوچک حتی تیری بر قلب آدم‌های نترس و بی‌باک است. کافی است آن‌ها را به مهمانی‌ای دعوت کنی که کسی ‌آن‌ها را نمی‌شناسد؛ آن وقت حتی اسم آن مهمانی حالت تهوع‌آوری در آن‌ها ایجاد می‌کند. اگر این حرف‌ها برایت آشناست، از این واقعیت مسلم آرامش بگیر که: هر چقدر شخص باهوش‌تر باشد، بیشتر از گپ زدن بدش می‌آید. من سال‌هاست به عنوان مشاور کار می‌کنم و با بیش از پانصد شرکت کار کرده‌ام. در این مدت چیزی را کشف کرده‌ام که واقعاً مرا شوکه کرد. مدیران اجرایی ردۀ بالا که به‌راحتی می‌توانستند با هیئت مدیره‌ها مذاکرات مفصل داشته باشند و یا برای سهامدارانشان سخنرانی کنند، اعتراف کردند که در مهمانی‌های ناآشنا مثل بچه‌های گمشده احساس سردرگمی می‌کنند.

شاید افرادی که از گپ زدن متنفرند، از فهمیدن این حقیقت آرامش بیشتری بگیرند که هنرپیشه‌های بزرگ هم تا حدی مثل آن‌ها هستند، چون آن‌ها هم از چیزی وحشت دارند؛ چیزی به اسم «ترس از صحنه.» رخت‌هایی که وقتی در اتاقی پر از غریبه هستید در دل شما می‌شویند، همان رخت‌هایی هستند که در دل هنرپیشگان برتر هم شسته می‌شوند. پابلو کاسالزف، نوازنده معروف ویولن سل، یک عمر به خاطر ترس از صحنه آه و ناله می‌کرد. کارلی سایمون، آهنگ‌ساز و ترانه‌ساز مشهور، به خاطر این ترس خودش را از اجراهای زنده محروم کرده بود. یکی از دوستانم که برای نیل دیاموند، خواننده و ترانه‌سرای محبوب، کار می‌کرد، می‌گفت او اصرار داشت واژه‌های ترانه‌ای را که او مدت چهل سال زیر لب می‌خواند، روی متن‌رسانش نمایش بدهند، تا یک وقت ترسش باعث نشود که کلمه‌ها را فراموش کند.

Nov 23, 2021
ملت عشق [۴۰ قانون عشق]
08:05:25

الیف شافاک


مِلت عشق نام رمانی است نوشته الیف شافاک (الف شفق) که در سال ۲۰۱۰ / ۱۳۸۹ به صورت هم‌زمان به دو زبان انگلیسی و ترکی منتشر شد. این کتاب تاکنون بیش از ۵۰۰ بار (۵۵۰٬۰۰۰ نسخه) در ترکیه تجدید چاپ شده و توانسته رکورد پرفروش‌ترین کتاب تاریخ ترکیه را نیز به دست آورد. ترجمه فارسی آن در مدتی کوتاه، عنوان یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های بازار کتاب ایران را کسب کرده‌است.[۱] شرکت نت فلیکس در اکتبر ۲۰۱۹ / مهر ۱۳۹۸ اعلام کرده‌است که به زودی فیلمی بر اساس کتاب «ملت عشق» می‌سازد.[۲] که نام آن 《مست عشق[۳][۴]》 است.


نام این کتاب در ترکی استانبولی Aşk یا همان «عشق» است و در انگلیسی The Forty Rules of Love نام دارد به معنای «چهل قاعدهٔ عشق» و اشاره به چهل قاعده‌ای است که در کتاب از زبان شمس تبریزی دربارهٔ عشق بیان می‌شوند.

نام فارسی کتاب از بیتی از داستان «موسی و شبان» در مثنوی معنوی گرفته شده‌است:

ملت عشق از همه دینها جداست

عاشقان را ملت و مذهب خداست

که در آن «ملت» در معنای قدیمی‌اش یعنی «دین» یا «مذهب» به کار رفته‌است.


خلاصه داستان کتاب ملت عشق:

این کتاب شامل یک مقدمه و پنج بخش است (بخش اول: خاک، بخش دوم آب، بخش سوم: باد، بخش چهارم: آتش، بخش پنجم: خلاء) که دو داستان را شامل می‌شوند که به زیبایی در کنار هم و در یک کتاب گنجانده شده‌اند؛ که بیش از ۱۵ راوی دارد، دو رمان در این کتاب که موازی هم جلو می‌روند؛ و به گونه‌ای به همدیگر ارتباط دارند. یکی از این داستان‌ها در قرن بیست و یکم میلادی (از ماه مه ۲۰۰۸ تا سپتامبر ۲۰۰۹) در آمریکا و دیگری در قرن سیزدهم میلادی / هفتم هجری (از رمضان ۶۳۹ تا ذیقعده ۶۵۸) در قونیه اتفاق می‌افتد. ملت عشق داستان زندگی زنی در غرب را روایت می‌کند که با عرفان شرق آشنا می‌شود.

داستان اول کتاب مربوط به الا روبینشتاین است که در بوستونِ آمریکا زندگی می‌کند. الا یک همسر و مادر است که همه زندگی خود را صرف خانواده کرده‌است. با این که همسر الا ـ دیوید ـ دندانپزشک مشهوری بود و معیشت آن‌ها در سطح ایدئالی قرار داشت اما عشق و صمیمیتی در میان آن‌ها نبود. الا این موضوع را پذیرفته بود و همه اولویت‌های خود را تغییر داده بود و فقط به فکر بچه‌هایش بود. اما با این حال، رابطه الا با خانواده‌اش هم چندان خوب نبود. طبق تشبیه کتاب، الا شبیه برکه بود، برکه‌ای راکد که بعد از گذشت بیست سال زندگی مشترک با همسرش، خود را بازنده این زندگی می‌بیند. سرانجام در اولین روزهای چهل سالگی تصمیم می‌گیرد از قید و بند این زندگی آزاد شود و زندگی خود را تغییر دهد.

داستان دوم داستان زندگی شمس تبریزی و سفرهای او از سمرقند تا بغداد و سپس به قونیه و آشنایی و برخورد او با مولانا در شهر قونیه است. این داستان در قالب کتابی روایت می‌شود که الا روبینشتاین به عنوان ویراستار مسئول ویرایش آن می‌شود و از خلال خواندن این کتاب با زندگی شمس و مولانا و چهل قاعدهٔ عشق از دیدگاه و زبان شمس تبریزی آشنا می‌شود.

Nov 23, 2021
اگر حالتان بد است، به این مکالمه گوش کنید
00:22:00

دکتر هلاکویی


{160922}

Nov 23, 2021
چرا فقرا تصمیم‌های بد می‌گیرند؟
00:21:15

وقتی کسی می‌خواهد لاغر شود، یکی از اولین توصیه‌هایی که به او می‌کنند این است که شام نخور. کاری که برای اکثر افراد سخت نیست. اما فرض کنید چنان فقیرید که «نمی‌توانید» شام بخورید. آن‌وقت است که از صبح ذهنتان درگیر این مسئله است که برای شام باید چکار کنم؟ این تجربه چیزی است که نویسندگان یک کتاب جنجالی به آن می‌گویند کاهش «پهنای باند ذهنی»، چیزی که باعث می‌شود فقرا مداوماً تصمیمات بد بگیرند.


روتخر برگمان، کارسپاندنت — روز سیزدهم نوامبر سال ۱۹۹۷، کازینوی جدیدی در نزدیکی جنوب کوهستان گریت اسموکی در کارولینای شمالی، افتتاح شد. علی‌رغم آب‌وهوای ناجور، صفی طولانی جلوی در ورودی شکل گرفت و درحالی‌که هردم صدها نفر از راه می‌رسیدند، مدیر کازینو شروع‌کرد به نصیحت‌کردن مردم برای اینکه در خانه بمانند.


این اشتیاق شدید اصلاً عجیب نبود. از هرچه بگذریم، این کازینو یک قمارخانۀ مکارانۀ مافیایی دیگر نبود که آن روز کارش را شروع کرد. هاراز چروکی، از همان‌زمان و تا امروز نیز، کازینوی مجلل عظیمی است که مالکان آن شاخۀ شرقی بومیان آمریکایی چروکی هستند و مدیریتش را هم خودشان برعهده دارند؛ افتتاح آن نشانۀ پایان یک مسابقۀ سیاسی ده‌ساله بود. یکی از رهبران قبیله‌ای حتی پیش‌بینی کرده بود که «قمارْ نفرین چروکی‌ها خواهد بود»، و فرماندار کارولینای شمالی در هر فرصتی کوشید تا پروژه را متوقف کند.


اندکی پس از افتتاح، مشخص شد که کازینو برای قبیله نه نفرین، بلکه آسایش به همراه دارد. سود آن -که در سال ۲۰۰۴ بالغ بر ۱۵۰ میلیون دلار بود و سال ۲۰۱۰ تا حدود ۴۰۰ میلیون رشد کرد- قبیله را قادر ساخت تا یک مدرسه، بیمارستان، و ایستگاه آتش‌نشانی جدید بسازد. هرچند بخش عمدۀ درآمد، مستقیم به جیب ۸ هزار زن، مرد و کودک قبیلۀ شاخۀ شرقی چروکی رفت. از سالیانه ۵۰۰ دلار اولیه، درآمد کازینو به‌سرعت بالغ بر ۶۰۰۰ دلار در سال شد که یک چهارم تا یک سوم درآمد یک خانوار متوسط را تشکیل می‌داد.


به‌تصادف، استادی در دانشگاه دوک به اسم جین کاستلو، از سال ۱۹۹۳ در حال انجام پژوهشی در رابطه با سلامت روانی جوان‌های جنوب کوهستان گریت اسموکی بوده است. هر سال، ۱۴۲۰ کودکی که در پژوهش او ثبت‌نام کرده بودند یک آزمون روانی می‌دادند. نتایج جمع‌شده همان موقع نیز نشان می‌داد آن‌هایی که در فقر رشد کرده بودند، به نسبت سایر کودکان، بسیار بیشتر در معرض مشکلات رفتاری قرار داشتند.


اما سؤال هنوز پابرجا بود: علت کدام بود و معلول کدام؟


مرغ یا تخم‌مرغ؟

زمانی‌که کاستلو در حال انجام پژوهش بود، نسبت‌دادن مشکلات روانی به فاکتورهای ژنتیکی فردی روزبه‌روز محبوب‌تر می‌شد. اگر دلیل اصلی طبیعت بود، درنتیجه پخش سالانۀ کیسه‌ای پر از پول نشانه‌ها را درمان می‌کرد، ولی به بیماری بی‌توجه بود. اما اگر مشکلات روانی افراد نه علت بلکه پیامد فقر بود، آنگاه آن ۶۰۰۰ دلار می‌توانست واقعاً معجزه کند. کاستلو فهمید که سررسیدن کازینو، فرصتی یگانه فراهم آورده تا نوری بر این سؤال همیشگی بتاباند، زیرا یک‌چهارم کودکانِ پژوهش او از قبیلۀ چروکی بودند و بیش از نیمی از آن‌ها زیر خط فقر زندگی می‌کردند.


کاستلو همان‌گاه، اندک زمانی پس از افتتاح کازینو، متوجه پیشرفت‌های بزرگی در زندگی شرکت‌کنندگان شد. مشکلات رفتاری در میان کودکانی که از فقر بیرون کشیده شده بودند ۴۰ درصد کاهش یافت، که آن‌ها را در یک ردیف با هم‌سن‌وسال‌هایی قرار می‌داد که هرگز طعم فقر را نچشیده بودند. نرخ جرائم نوجوانی و همچنین استفاده از مواد مخدر و الکل در چروکی کاهش یافت، درحالی‌که نمرات مدرسۀ آن‌ها به‌نحو مشخصی پیشرفت کرد. کودکان چروکی اکنون در مدرسه با شرکت‌کنندگان غیرقبیله‌ای برابر بودند.

کودکان هرچه در سن پایین‌تری از فقر بگریزند، سلامت روانی‌شان در نوجوانی بیشتر است


اولین واکنش کاستلو، پس از دیدن داده‌ها، ناباوری بود. او بعدها گفت «انتظار این است که مداخلات اجتماعی اثر نسبتاً کمی داشته باشند. این یکی اثر بزرگی داشت». استاد کاستلو محاسبه کرد که ۴ هزار دلار اضافۀ سالانه، منجر به یک سال تحصیل اضافه تا سن ۲۱ سالگی می‌شد و شانس داشتن سابقۀ مجرمانه تا ۱۶ سالگی را ۲۲% کاهش می‌داد.


ده سال پس از تأسیسِ کازینو، یافته‌های کاستلو نشان داد که کودکان هرچه در سن پایین‌تری از فقر بگریزند سلامت روانی‌شان در نوجوانی بیشتر است. کاستلو «کاهشی چشمگیر» در رفتار مجرمانه در میان جوان‌ترین گروه شرکت‌کنندگانش مشاهده کرد. درواقع، کودکان چروکی در پژوهش او اکنون بهتر از گروه کنترل رفتار می‌کردند.


اما مهم‌ترین پیشرفت این بود که چگونه پول به والدین کمک کرد تا به‌واقع سرپرستی کنند. پیش از افتتاح کازینو والدین تابستان‌ها سخت کار می‌کردند اما اغلب در زمستان بیکار و دچار استرس بودند. درآمد جدید خانواده‌های چروکی را قادر ساخت تا پول کنار بگذارند و قبض‌ها را پیشاپیش بپردازند، والدینی که از فقر رهایی یافته بودند اکنون خبر می‌دادند که زمان بیشتری برای فرزندانشان دارند.


کاستلو کشف کرد که بااین‌حال آن‌ها به‌هیچ‌وجه کم‌تر از قبل کار نمی‌کردند. پدر و مادرها به‌یکسان همان میزان ساعت‌هایی را کار می‌کردند که پیش از گشایش کازینو کار می‌کردند. ویکی بردلی، عضو قبیله، می‌گوید بیش‌ازهرچیز پول کمک کرد تا فشار از روی خانواده‌ها برداشته شود، درنتیجه نیرویی که آن‌ها صرف نگرانی دربارۀ پول می‌کردند اکنون برای پرداختن به بچه‌ها آزاد شده بود. بردلی توضیح می‌دهد که این «کمک می‌کند تا والدین سرپرستان بهتری باشند».


پس چه چیز عامل مشکلات سلامت روانی در میان فقیران است؟ طبیعت یا فرهنگ؟ نتیجه‌گیری کاستلو این بود که هر دو، زیرا استرسِ فقر خطر ابتلای افراد به بیماری یا اختلال را به‌صورت ژنتیکی افزایش می‌دهد. اما نتیجۀ مهم‌تری نیز از این پژوهش به دست می‌آید.


ژن‌ها را نمی‌توان کاری کرد. فقر را چرا.


چرا فقرا کارهای احمقانه می‌کنند؟

جهانی بدون فقر می‌تواند قدیمی‌ترین آرمان‌شهری باشد که می‌شناسیم.


اما هرکسی که این رؤیا را جدی بگیرد ناگزیر باید به چند سؤال سخت پاسخ دهد. چرا احتمال ارتکاب جرم در میان فقرا بیشتر است؟ چرا بیشتر در معرض چاقی مفرط هستند؟ چرا بیشتر الکل و مواد مخدر مصرف می‌کنند؟ خلاصه اینکه، چرا افراد فقیر این‌همه تصمیم‌های بد می‌گیرند؟


بی‌رحمانه است؟ شاید، اما نگاهی به آمار بیندازید: فقرا بیشتر قرض می‌کنند و کمتر پس‌انداز؛ بیشتر سیگار می‌کشند و کم‌تر ورزش می‌کنند؛ بیشتر می‌نوشند و رژیم غذایی‌شان ناسالم‌تر است. اگر آموزش مدیریت پول ارائه شود، افراد فقیر آخرین کسانی هستند که ممکن است ثبت‌نام کنند. افراد فقیر، زمانی‌که به تبلیغ کاریابی پاسخ می‌دهند، اغلب بدترین تقاضانامه‌ها را می‌نویسند و برای مصاحبه‌ها لباسی را می‌پوشند که از دیگران نامناسب‌تر است.


مارگارت تاچر، نخست‌وزیر بریتانیا، زمانی به فقر گفت «ضعف شخصیتی». هرچند بسیاری از سیاستمدارها این‌قدر تند نمی‌روند، این نظر که راه‌حل در درون خود فرد است آنچنان هم نظری شگفت‌انگیز نیست. از استرالیا تا انگلستان، و از سوئد تا ایالات متحده، ایده‌ای تثبیت‌شده وجود دارد: فقر چیزی است که افراد باید خود بر آن غلبه کنند. بله، دولت می‌تواند به آن‌ها سقلمه۱ بزند و با مشوق‌هایی به راه راست هدایتشان کند، با سیاست‌های مروج آگاهی، با مجازات‌ها، و

پول کمک کرد تا فشار از روی خانواده‌ها برداشته شود، درنتیجه نیرویی که آن‌ها صرف نگرانی دربارۀ پول می‌کردند اکنون برای پرداختن به بچه‌ها آزاد شده بود

مهم‌تر از همه با آموزش. درواقع، اگر چراغ جادویی افسانه‌ای در مبارزه با فقر وجود داشته باشد، همانا مدرک دیپلم است (یا حتی بهتر، مدرک دانشگاهی).


اما آیا همه‌اش همین است؟


اگر فقرا عملاً توان کمک به خود را نداشته باشند چه؟ اگر تمام مشوق‌ها، تمام اطلاعات و آموزش‌ها مصداق آب در هاون کوبیدن باشد چه؟ و اگر تمام آن سقلمه‌های با نیتِ خوب تنها وضع را بدتر کنند چه؟


قدرت زمینه

این‌ها سؤالات سختی‌اند اما، ازطرفی، کسی که آن‌ها را می‌پرسد هرکسی نیست: اِلدار شَفیر، روان‌شناس دانشگاه پرینستون است. او و سندیل مولایناتان، اقتصاددان هاروارد، به‌تازگی نظریۀ انقلابی جدیدی دربارۀ فقر منتشر کرده‌اند. لب کلام؟


مسئله زمینه است، احمق!


شفیر در آرزوهایش متواضع نیست. او به کم‌تر از تثبیت یک رشتۀ علمی کاملاً تازه راضی نمی‌شود: علم کمیابی. اما آیا همین حالا آن را نداریم؟ اقتصاد؟ زمانی‌که او را در هتلی در آمستردام دیدم، خندید و گفت «خیلی به ما این را می‌گویند. اما من به روان‌شناسیِ ’کمیابی‘ علاقه‌مندم، که دربارۀ آن به‌نحو عجیبی پژوهش کمی انجام شده است».


برای اقتصاددان‌ها همه‌چیز حول محور کمیابی می‌گردد؛ به‌رغم همه‌چیز، حتی پولدارترین ولخرج‌ها هم نمی‌توانند همه‌چیز را بخرند. باوجوداین، ادراک کمیابی بدیهی نیست. بین یک برنامۀکاری خالی با یک روز کاری شلوغ تفاوتی احساس می‌شود. و این احساسْ احساسِ کوچک و بی‌آزاری نیست. کمیابی ذهن شما را اشغال می‌کند. افراد، زمانی‌که برداشتشان این است که چیزی کمیاب است، رفتارشان فرق می‌کند.


مهم نیست که چه باش، می‌خواهد زمان بسیار کم، پول، رفاقت، یا غذا باشد؛ همۀ این‌ها به یک «ذهنیت کمیابی» یاری می‌رسانند. و این مزایایی دارد. افرادی که درکی از کمیابی را تجربه می‌کنند در مدیریت مشکلات کوتاه‌مدت خود خوب عمل می‌کنند. افراد فقیر توانایی باورنکردنی‌ای دارند -در کوتاه‌مدت- برای اینکه پول بخور و نمیری در بیاورند، همان‌طور که مدیرعاملانی که بیش‌ازحد کارکرده‌اند به‌زور قراردادها را به سرانجام می‌رسانند.


نمی‌شود از فقر مرخصی گرفت

علی‌رغم همۀ این‌ها، معایب «ذهنیت کمیابی» بر مزایای آن می‌چربد. کمیابی دایرۀ توجه شما را معطوف به فقدان بلافصل می‌کند. به جلسه‌ای که پنج دقیقۀ دیگر شروع می‌شود یا قبض‌هایی که باید تا فردا پرداخت شوند. چشم‌انداز بلندمدت از پنجره خارج می‌شود. شفیر توضیح می‌دهد که «کمیابی شما را تحلیل می‌برد. توانایی شما را برای توجه به سایر چیزهایی که برایتان مهم است کم‌تر می‌کند».


این وضعیت را با کامپیوتر نویی مقایسه کنید که در آن واحد ده برنامه را هم‌زمان اجرا می‌کند. کند و کندتر می‌شود، خطا می‌کند و درنهایت هنگ می‌کند، نه به این دلیل که کامپیوتر بدی است، بلکه به این دلیل که در یک زمان کارهای زیادی باید انجام دهد. افراد فقیر مشکل مشابهی دارند. تصمیم‌های احمقانه‌ای که می‌گیرند به این خاطر نیست که احمق‌اند، بلکه ازآن‌روست که در زمینه‌ای زندگی می‌کنند که هرکس در آن قرار بگیرد، تصمیم‌های احمقانه می‌گیرد.


سؤالاتی مثل شام را چکار کنم؟ و چطور این هفته را به آخر برسانم؟ ظرفیت ذهنی زیادی را اشغال می‌کنند. شفیر و مولایناتان به آن «پهنای باند ذهنی» می‌گویند. می‌نویسند «اگر می‌خواهید افراد فقیر را درک کنید، خودتان را تصور کنید که ذهنتان جای دیگری است. خویشتن‌داری مثل یک چالش است. حواستان پرت است و به‌آسانی پریشان می‌شوید. و این هر روز تکرار می‌شود». کمیابی -چه کمیابی زمان چه پول- این‌گونه منجر به تصمیم‌های نابخردانه می‌شود.


اما تمایزی کلیدی وجود دارد میان افرادی که زندگی‌های شلوغ دارند و آن‌هایی که در فقر به سر می‌برند: نمی‌توان از فقر مرخصی گرفت.


فقر شما را چقدر خنگ‌تر می‌کند؟

شفیر می‌گوید «تلاش‌های 

ژن‌ها را نمی‌توان کاری کرد، فقر را چرا

ما با چیزی بین ۱۳ تا ۱۴ نمرۀ آی‌کیو مطابق است. این قابل‌قیاس با یک شب بی‌خوابی یا اثرات الکلی بودن است». چشمگیر این است که می‌توانستیم همۀ این‌ها را ۳۰ سال پیش بفهمیم. شفیر و مولایناتان به چیزی به پیچیدگیِ اسکن‌های مغزی متکی نبودند. شفیر توضیح می‌دهد که «اقتصاددان‌ها سال‌هاست که دربارۀ فقر، و روان‌شناس‌ها سال‌هاست که دربارۀ محدودیت‌های شناختی پژوهش می‌کنند. ما فقط دو را با دو جمع زدیم».


کل ماجرا چند سال پیش با مجموعه‌ای از آزمایش‌هایی آغاز شد که در یک فروشگاه معمولی آمریکایی انجام شد. خریداران را متوقف کرده و از آن‌ها می‌پرسیدند که اگر قرار بود برای تعمیر ماشین خود پول بدهند، چه می‌کردند؟ برخی با تعمیر ۱۵۰ دلاری و برخی با تعمیری که ۱۵۰۰ دلار خرج داشت مواجه شدند. آیا همه‌اش را یکجا می‌پرداختند، وام می‌گرفتند، اضافه‌کاری می‌کردند یا تعمیرات را به تعویق می‌انداختند؟


درحالی‌که مراجعان فروشگاه درحال فکرکردن به آن بودند، در مجموعه‌ای از آزمون‌های شناختی شرکت کردند. در مورد تعمیرات کم‌هزینه‌تر، افراد با درآمد پایین نمره‌ای مشابه با افراد با درآمد بالا گرفتند. اما در مواجهه با تعمیر ۱۵۰۰ دلاری، افراد فقیر نمره‌ای به‌مراتب کمتر دریافت کردند. تنها فکرکردن به یک مصیبت اقتصادی کافی بود تا توانایی شناختی آن‌ها مختل شود.


شفیر و پژوهشگران همکارش در نظرسنجی فروشگاه، تمام متغیرهای ممکن را مطابقت دادند، اما مؤلفه‌ای وجود داشت که نمی‌توانستند مشکل آن را حل کنند: افراد پولدار و فقیری که از آن‌ها سؤال می‌شد، مردم یکسانی نبودند. درحالت ایدئال، آن‌ها باید می‌توانستند نظرسنجی را با شرکت‌کنندگانی تکرار کنند که زمانی فقیر و زمانی دیگر پولدار باشند.


شفیر چیزی را که دنبالش بود حدود ۸ هزار مایل دورتر در مناطق روستایی هند، ویلوپورام و تیرووانامالای یافت. شرایط بی‌نقص بود؛ داستان از این قرار بود که کشاورزان نی‌شکر آن منطقه ۶۰ درصد درآمد سالانه‌شان را یکجا، بلافاصله پس از برداشت، دریافت می‌کنند. یعنی بخشی از سال غنی‌اند و بخش دیگر، فقیر.


خب آن‌ها در این آزمایش چه نتیجه‌ای گرفتند؟


در زمانی‌که آن‌ها نسبتاً فقیر بودند، نمرۀ آن‌ها به‌صورت معناداری در آزمون‌های شناختی بدتر بود، نه به‌این‌دلیل که به‌نوعی افراد خنگ‌تری شده بودند -آن‌ها هنوز همان کشاورزان نی‌شکر هندی بودند-، بلکه فقط و فقط به این دلیل که پهنای باند ذهنی‌شان کاهش یافته بود.


پول پخش‌کردن چطور عملاً باعث حفظ پول می‌شود؟

شفیر اشاره می‌کند که «مبارزه با فقر مزایای بزرگی دارد که تا کنون نسبت‌به آن‌ها کور بوده‌ایم». درواقع، پیشنهاد او این است که، علاوه‌بر اندازه‌گیری تولید ناخالص داخلی، شاید زمان آن فرا رسیده که همچنین پهنای باند ذهنی ناخالص داخلی را هم در نظر داشته باشیم. پهنای باند بیشتر مساوی است با فرزندپروری بهتر، سلامت بیشتر، کارمندان پربازده‌تر، و خلاصه هرچه فکرش را بکنی. شفیر پیش‌بینی می‌کند «مبارزه با کمیابی حتی می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد».


و این دقیقاً همان اتفاقی است که در جنوب کوهستان گریت اسموکی افتاد. رندال اِیکی، اقتصاددان دانشگاه لس‌آنجلس، محاسبه کرد که پول کازینوی توزیع‌شده میان کودکان چروکی نهایتاً از مخارج کاسته است. براساس تخمین‌های محافظه‌کارانۀ 

تصمیم‌های احمقانه‌ای که فقرا می‌گیرند به‌این‌خاطر نیست که احمق‌اند، بلکه ازآن‌روست که در زمینه‌ای زندگی می‌کنند که هرکس در آن قرار بگیرد، تصمیم‌های احمقانه می‌گیرد

او، ازمیان‌بردن فقر، ازطریق کاهش جرم، استفاده از امکانات مراقبتی، و تکرار پایه‌های درسی عملاً باعث تولید پولی بیشتر از جمع تمام پرداختی‌های کازینو شده است.


بنابراین چه می‌شود کرد؟


شفیر و مولایناتان چند راه‌حل ممکن در آستین دارند: مثلاً کمک به دانش‌آموزان نیازمند در رابطه با کاغذبازی‌های کمک‌های مالی، یا تهیۀ جعبه‌های قرصی که برای یادآوری افراد برای مصرف داروهایشان، روشن می‌شوند. به این نوع راه‌حل «سقلمه» می‌گویند. سقلمه‌ها در میان سیاستمداران بسیار محبوب‌اند، بیشتر ازآن‌رو که تقریباً هیچ خرجی ندارند.


اما، بی‌تعارف، یک سقلمه واقعاً چه توفیری دارد؟ سقلمه تجسد کامل زمانه‌ای است که در آن سیاست‌ها عمدتاً مشغول مبارزه با نشانه‌ها هستند. سقلمه‌ها ممکن است باعث شوند فقر ذره‌ای تحمل‌پذیرتر شود اما، وقتی از دور بنگرید، می‌بینید که دقیقاً هیچ‌چیز را حل نمی‌کنند. با بازگشت به تمثیل کامپیوتر، از شفیر می‌پرسم: وقتی به‌راحتی می‌شود مشکل را با نصب حافظۀ اضافی حل کرد، چرا با نرم‌افزارها ور برویم؟


شفیر با نگاهی بی‌حالت پاسخ می‌دهد. می‌گوید «آها! منظورت پول پخش‌کردن است؟ قطعاً، خیلی هم عالی است»، و می‌خندد. «اما با در نظر گرفتن محدودیت‌های آشکار [...] این نوع سیاست‌های چپ‌روانه‌ای که شما اینجا در آمستردام دارید، در ایالات متحده نمی‌شود حتی خوابش را دید».


درست است، محوکردن فقر از ایالات متحده به برنامۀ بزرگی احتیاج دارد. براساس محاسبات اقتصاددانی به نام مت بروئینگ، ۱۷۵ میلیارد دلار خرج دارد. اما فقر از این هم گران‌تر است. پژوهشی در سال ۲۰۱۳ تخمین زد که هزینۀ فقر کودکان حدود ۵۰۰ میلیارد دلار در سال است. کودکانی که فقیر بزرگ می‌شوند در نهایت ۲ سال کم‌تر آموزش می‌بینند، سالانه ۴۵۰ ساعت کم‌تر کار می‌کنند، و خطر ابتلا به بیماری‌شان سه‌برابر آن‌هایی است که در خانواده‌های مرفه بزرگ شده‌اند.


پژوهشگران می‌گویند سرمایه‌گذاری در امر آموزش واقعاً کمکی به این کودکان نمی‌کند. آن‌ها اول باید به بالای خط فقر برسند. فراتحلیل جدیدی از ۲۰۱ پژوهش دربارۀ تأثیر آموزش مالی به نتیجه‌گیری مشابهی رسید: چنین آموزشی تقریباً هیچ توفیری نمی‌کند. این به معنای آن نیست که هیچ‌کس چیزی یاد نمی‌گیرد، مسلماً فقرا می‌توانند کمی عاقل‌تر شوند. اما این کافی نیست. استاد شفیر می‌نالد که «مثل این است که به آدم‌ها شنا یاد بدهی و بعد پرتشان کنی وسط دریای طوفانی».


می‌تواند چنین نباشد.


ساموئل جانسون، ادیب انگلیسی، در سال ۱۷۸۲ گفت «فقر دشمنی بزرگ است برای شادی آدمی؛ فقر قطعاً آزادی را نابود می‌کند و برخی فضایل را غیرعملی و سایر آن‌ها را بسیار دشوار می‌سازد». برخلاف بسیاری از معاصرانش، او فهمید که فقر فقدان شخصیت نیست.


فقدانِ پول است.

Nov 23, 2021
روان‌شناسی زرد
01:24:15

دکتر محمدرضا سرگلزایی

Nov 23, 2021
روانشناسی رنگ‌ها
01:22:23

دکتر مجد

Nov 23, 2021
حِسادَت و رَشک | Jealousy & Envy
00:52:37

دکتر آذرخش مُکری

Nov 23, 2021
درون‌گرایی و برون‌گرایی | Extraversion & Introversion
00:15:27

دکتر محمدرضا سرگلزایی

Nov 23, 2021
تیکه‌های دکتر هلاکویی [۲]
00:04:20

طنز

Nov 23, 2021
کرونا و ارتباط آن با ناهنجاری‌های روانی
00:14:11

دکتر حمیدرضا هاشمی‌مقدم


کرونا و ارتباط آن با اختلالات روانی

Nov 22, 2021
مردان‌مریخی، زنان‌ونوسی | Men Are from Mars, Women Are from Venus
12:20:22

نویسنده: جان گری


کتاب «مردان مریخی، زنان ونوسی» توسط دکتر «جان گری» نوشته شده که در این کتاب روابط زناشویی را موردبررسی قرار داده است. وی معتقد است که علیرغم تمام مشکلات و تفاوت‌هایی که میان زوجین وجود دارد، می‌توانند با بهره‌گیری از روش‌ها و تاکتیک‌هایی که در کتاب نیز بدان اشاره شده است به رابطه‌ای صمیمانه و عاشقانه به دور از هرگونه تنش دست یابند.

کتاب مردان مریخی، زنان ونوسی از جمله پرفروش‌ترین کتاب‌های چند سال اخیر به شمار می‌رود، به طوریکه به 50 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. جان گری در کتاب مذکور معتقد است که زنان و مردان از دو سیاره مختلف آمده‌اند. جان گری در پایان کتاب خود به این نکته مهم اشاره دارد که حتی اگر بعد از خواندن کتاب چیزی از آن یاد نگرفتید و آموزه‌های آن را فراموش کردید، همیشه به یاد داشته باشید که مرد و زن با یکدیگر تفاوت دارند، همین عامل سبب کاهش و از بین رفتن بسیاری از مشکلات می‌شود.


خلاصه کتاب مردان مریخی، زنان ونوسی:

به اختصار می‌توان گفت که جان گری در کتاب صوتی مردان مریخی، زنان ونوسی به تفاوت‌های موجود میان زن و مرد پرداخته و در ادامه برای هر یک از مشکلات راه‌حل‌های جداگانه‌ای ارائه می‌دهد. به طور خلاصه می‌توان گفت که با توجه به این کتاب برخی از تفاوت‌های موجود میان زن و مرد به شرح زیر است:

(۱) زنان از احترام، درک و عشق ورزیدن لذت می‌برند، درصورتی‌که مردان از تحسین و مورد اعتماد قرار گرفتن لذت می‌برند.

(۲) زنان برای حل مشکلات خود حرف می‌زنند، در مقابل مردان برای حل مشکلات خود سکوت کرده و اصطلاحا درون خود می‌ریزند.

(۳) زنان به شیوه ونوسی حرف می‌زنند، در مقابل مردان به شیوه مریخی‌ها حرف می‌زنند.

(۴) زنان پیشنهادهای درخواست نشده می‌دهند و در مقابل مردان با ارائه راه‌حل‌ها حرف زنان را قطع می‌کنند.

(۵) زنان توجه داشته باشند که با هر روشی به دنبال تغییر مردان خود نباشند و در مقابل مردان یاد بگیرند که به حرف زنان گوش دهند.

(۶) زن باید توجه داشته باشد که ابراز محبت هر چه قدر هم که کم باشد تغییر زیادی در رابطه به وجود می‌آورد، در مقابل مرد با عشق و علاقه خود کولاک می‌کند.


قسمتی از کتاب مردان مریخی، زنان ونوسی:

کتاب مردان مریخی، زنان ونوسی در سیزده فصل مجزا به شرح زیر برای علاقه‌مندان به چاپ رسیده است:


فصل اول: مردان مریخی، زنان ونوسی

 فصل دوم: آقای همه فن حریف و انجمن اصلاح خانواده

 فصل سوم: مردها به غار خود می‌روند و زن‌ها به صحبت کردن می‌پردازند

 فصل چهارم: چگونه به جنس مخالف انگیزه ببخشیم؟

 فصل پنجم: صحبت کردن به زبان‌های مختلف

 فصل ششم: مردها شبیه کش هستند

 فصل هفتم: زن‌ها شبیه موج هستند

 فصل هشتم: کشف نیازهای عاطفی متفاوت زن و مرد

 فصل نهم: چگونه از جروبحث و مشاجره خودداری کنیم؟

 فصل دهم: کسب امتیاز از همسر

 فصل یازدهم: روش نامه‌نگاری عاشقانه

 فصل دوازدهم: چگونه از دیگران درخواست حمایت کنیم؟

 فصل سیزدهم: رمز جاودانگی جادوی عشق



Men Are from Mars, Women Are from Venus

Nov 22, 2021
عادت‌های اتمی
01:29:02

روشی ساده و اثبات شده برای ایجاد عادت‌های خوب و تغییر عادت‌های بد

(تغییرات کوچک، نتایج بزرگ)

جیمز کلیر

این کتاب عادتهای اتمی، به سبکی جالب و روان، به ما یاد می دهد که چگونه با شناخت عادتهای کوچک و مدیریت این عادتها، هر روز یک درصد بهتر شویم. هر روز یک درصد بهتر شدن، معادل سالی 37 برابر بهتر شدن است! به قول جیمز کلیر (نویسنده کتاب عادتهای اتمی)، همین رفتارها و عادت های کوچک است که تعیین می کند 5 سال بعد کجا هستیم و چقدر موفق شده‌ایم یا شکست خورده‌ایم!


عادت های اتمی

atomic habits

Nov 22, 2021
کیمیاگر؛ با صدای محسن نامجو
05:13:21
  • نویسنده: پائولو کوئلیو
  • مترجم: آرش حجازی
  • با روایت و موسیقی: محسن نامجو
  • ناشر: کاروان

رمانی درباره رسیدن به آرزوها


رمان کیمیاگر اثر مشهور و برجسته پائولو کوئیلو است که تاکنون به بیشتر از ۵۰ زبان ترجمه شده است. بیش از ۶۵ میلیون نسخه از کتاب کیمیاگر به فروش رفته است و یکی از پرطرفدارترین کتاب‌های جهان محسوب می‌شود.

این رمان محبوبیت بسیار زیادی بین مردم ایران نیز دارد و ترجمه‌های مختلفی از آن روانه بازار شده است. از جمله بهترین ترجمه‌های کتاب کیمیاگر ترجمه آرش حجازی است که اخیرا دیگر به شکل قانونی چاپ نمی‌شود. ترجمه حسین نعیمی که توسط نشر ثالث منتشر شده است نیز یکی دیگر از ترجمه‌های خوب این کتاب است.


در قسمتی از پشت جلد کتاب کیمیاگر آمده است:

این گنچ فقط برای شماست و به غیر از شما هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند به آن دست پیدا کند.

در ابتدای کتاب نیز، قبل از داستان اصلی آمده است:

تپه‌های شنی با وزش باد جابجا می‌شوند، ولی… صحرا همیشه صحرا باقی می‌ماند. این است… افسانه عشق.


خلاصه رمان کیمیاگر

این رمان داستان زندگی سانتیاگو است. چوپانی که همه زندگی‌اش سفر کردن در کنار گوسفندانش است. او تا سن ۱۶ سالگی در صومعه‌ آموزش می‌دید و پدر و مادرش علاقه داشتند تا او یک کشیش شود. کسی که مایه غرور سربلندی آنان شود. اما سانتیاگو از بچگی آروزی دیدن دنیا را داشت. آرزوی کشف کائنات و در نهایت آروزی شناخت خدا را داشت. سرانجام سانتیاگو تصمیم می‌گیرد که کشیش شدن را رها کند و با خریدن چند گوسفند به همه جا سفر کند.


طی دو سال گذشته، همه دشت‌ها و دهکده‌های اندلس را زیر پا گذاشته بود و همه شهرهای منطقه را می‌شناخت، و این چیزی بود که به زندگی‌اش مفهوم می‌داد… مفهوم سفر کردن. (کیمیاگر – صفحه ۲۵)

سانتیاگو از زندگی خودش راضی بود تا اینکه گرفتار خواب عجیبی می‌شود. خوابی که دو بار پشت سر هم تکرار می‌شود و ذهن او را به شدت به خودش مشغول می‌کند. خوابی که در صفحه ۳۵ کتاب کیمیاگر به این شکل بیان می‌شود:

با گوسفندهایم در چراگاهی بودم. بچه‌ای سر رسید و با حیوانات شروع کرد به بازی… خیلی دوست ندارم هرکسی بیاید و با گوسفندهایم بازی کند، آن‌ها از آدم‌هایی که نمی‌شناسند می‌ترسند، اما هرازگاهی بچه‌ها می‌توانستند با آن‌ها بازی کنند بی آن‌که میش‌ها بترسند. این برایم جالب بود که بدانم حیوانات چگونه سن آدم‌ها را تشخیص می‌دهند؛ چرا از بچه‌ها نمی‌ترسند و با آن‌ها زود انس می‌گیرند؟ پسربپه، مدتی با میش‌هایم بازی کرد، اما ناگهان به سمت من آمد، دستم را گرفت و مرا تا اهرام برد. در مقابل اهرام مصر پسرک به من گفت، اگر تا این‌جا بیایی، گنجی به دست خواهی آورد… زمانی که می‌خواست محل دقیق گنج را نشانم دهد، هر دو دفعه از خواب پریدم.

به دنیال این خواب، سانتیاگو یک پیرزن را پیدا می‌کند تا در تعبیر خواب به او کمک کند. با اینکه پیرزن حرف‌هایی می‌زند و خوابش را تعبیر می‌کند سانتیگو به او توجهی نشان نمی‌دهد و روال عادی زندگی خود را پی می‌گیرد. تا اینکه بعد از یک سری اتفاقات پیرمردی را می‌بیند که زندگی او را برای همیشه تغییر می‌دهد. پیرمرد حرف‌هایی می‌زند که سانتیاگو را تکان می‌دهد و به جرات دنبال کردن «حدیث خویش» را می‌دهد. حدیث خویش همان چیزی است که هر کسی همیشه آرزوی انجام آن را دارد. همان چیزی که هر کسی در اعماق وجودش به آن وابسته است و از آغاز جوانی آن را می‌شناسد. حدیث خویش همان چیزی است که جوانان می‌توانند به دنبال آن بروند و انجامش دهند اما اگر اقدامی نکنند، با گذشت زمان، نیرویی عجیب و اسرارآمیز تلاش می‌کند به آدم بفهماند که دیگر رسیدن به حدیث خویش امکان‌پذیر نیست. پیرمرد مدتی با سانتیاگو صحبت می‌کند و به او در مورد بزرگ‌ترین فریب دنیا هشدار می‌دهد:


جوان، متعجب پرسید: «بزرگ‌ترین فریب دنیا دیگر چیست؟»

«این‌که در یک لحظه از حیات خود، مالکیت و فرمان زندگی را از دست می‌دهیم و تصور می‌کنیم سرنوشت بر زندگی مسلط شده است، همین نکته، بزرگ‌ترین فریب دنیاست.» (کیمیاگر – صفحه ۴۲)

بعد از صحبت با پیرمرد و چند اتفاق دیگر، سانتیاگو تصمیم می‌گیرد به سمت اهرام مصر حرکت کند و گنجی را که پسربچه در خواب به آن اشاره کرده بود پیدا کند. شروع سفر سانتیاگو آغاز داستان اصلی کتاب است که جذابیت‌های خاص خود را دارد.


درباره کتاب کیمیاگر

افراد بسیار زیادی با رمان کیمیاگر آشنا هستند و حتی عده بسیار زیادی هم آن را یکی از بهترین رمان‌هایی می‌دانند که تاکنون خوانده‌اند. سیر معنوی رمان و پرداختن به چیزی مانند حدیث خویش (دنبال کردن آرزویی که همیشه دوست داشتیم به آن برسیم) موضوعی است که هر کسی دوست دارد درباره آن بخواند. به اعتقاد من این رمان برای نوجوانان و جوانان بسیار دلچسب خواهد بود و به آنان جرات حرکت به سمت چیزی که می‌خواهند را می‌دهد. در خود کتاب هم به این موضوع اشاره شده است که شما هرچه بزرگ‌تر می‌شوید از دنبال کردن رویاها و آروزها و به طور کلی حدیث خویش فاصله می‌گیرید، چون با گذشت زمان و با بزرگ‌تر شدن فکر می‌کنید همه این موارد غیرممکن است. فکر می‌کنید دنبال کردن رویا و آروزیی که در جوانی داشتید سخت‌ترین کار ممکن است.

من شخصاً نمی‌توانم احساس خوبی را که هنگام مطالعه این کتاب دریافت می‌کردم نادیده بگیرم. احساس لذتی که من هم می‌توانم به دنبال گنج خودم باشم. احساس لذتی که کائنات با من هماهنگ باشد و بتوانم شرایط و اتفاقات را از یک زاویه جدید ببینم. احساس لذتی که به آرامش درونی برسم و بنا بر گفته کتاب، بتوانم نشانه‌ها را ببینم. فکر می‌کنم اگر شما هم به مواردی مانند قانون جذب یا قانون کائنات و یا قوانین طبیعت علاقه‌مند باشید از خواندن این کتاب بسیار لذت ببرید. البته که ممکن است نسبت به کتاب دید بدی هم داشته باشید، اما همان‌طور که اشاره کردم، ممکن است شما هم نتوانید احساس خوب را هنگام مطالعه نادیده بگیرید.

من فکر می‌کنم نکته نهایی که پائولو کوئیلو قصد بیان آن را دارد، نکته‌ای انگیزشی است که همه مدرسان موفقیت قصد بیان آن را دارند، این نکته که شما نباید تسلیم سرنوشت شوید و هرآنچه در سر راهتان قرار گرفته است را بپذیرید. در دنیای امروز حجم اساتید و معلمان موفقیت بسیار زیاد شده است و هر حرفی از سمت آنان باعث ایجاد واکنش منفی می‌شود. به نظر من، دیگر هیچ‌کسی با این گفته که: در برابر سرنوشت تسلیم نباشد و راه خود را انتخاب کنید، انرژی و انگیزه نمی‌گیرد. اما تفاوت کتاب کیمیاگر در چیست؟ چرا این کتاب که می‌توان گفت همین پیام را دارد کلیشه‌ای نیست؟ از دید بسیارانی همین کتاب هم کلیشه‌ای شده است اما نباید این واقعیت را نادیده بگیریم که کتاب کیمیاگر در سال ۱۹۸۸ نوشته شده است و در آن زمان که کتاب به زبان فرانسوی ترجمه شد با استقبال بسیار خوبی مواجه شد. بعلاوه، کیمیاگر و پیام این کتاب، در قالب یک ماجراجویی خواندنی روایت می‌شود و شما صرفا با یک پیام خشک و بی‌روح طرف نیستید. شما هم همراه با سانتیاگو در مکان‌ها و وضعیت‌های مختلفی قرار می‌گیرید و همراه با او در پی کشف حقیقت هستید. و در نهایت اینکه، تفاوت کیمیاگر با پیام‌های انگیزشی در قدرت ادبیات و رمان است.

در ماجراجویی سانتیاگو به دنبال گنج و در کنار پیام اصلی کتاب، شما می‌توانید از پیام‌های ریز و درشتی که در رمان وجود دارد لذت ببرید. پیام‌هایی مانند روحی مشترک در میان پدیده‌های طبیعی یا وجود یک زبان جهانی در میان همه مخلوقات و…

نکته نهایی اینکه اگر تازه کتابخوانی را شروع کرده‌اید و به دنبال یک کتاب خوب برای شروع هستید، رمان کیمیاگر می‌تواند یکی از بهترین گزینه‌ها برای شروع باشد. البته سلیقه در انتخاب کتاب بسیار مهم است اما کیمیاگر که تا به حال در حدود ۶۵ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است می‌تواند با سلیقه هر فردی سازگار باشد.


جملاتی از متن رمان کیمیاگر

از خودش پرسید: «چگونه می‌توان خدا را با رفتن به کنیسه و کلیسا شناخت؟» در حالی که وظیفه ما، کامل کردن ذهنیات است تا از طریق عینیات به «او» برسیم. (کیمیاگر – صفحه ۳۰)

مردم خیالاتی‌اند و بر این تصور که دقیقاً می‌دانند دیگران چگونه باید زندگی کنند، اما هیچ‌کس هرگز در طول عمرش یاد نرگفته است خود چگونه زندگی کند. مثل آن زنکِ کولی، که به قولی از گذشته می‌گفت و از آینده حرف می‌زد، تعبیر خواب می‌شناخت و به دیگران می‌گفت که چه باید بکنند، ولی خودش درگیر زندگی‌اش بود و نمی‌دانست چگونه می‌توان رموز خواب‌ها را شناخت. (کیمیاگر – صفحه ۴۰)

زمانی که واقعا خواستار چیزی هستی، باید بدانی که این خواسته در ضمیر جهان متولد شده است و تو، فقط مامور انجام دادنش بر روی زمین هستی. حتی اگر فقط هوس سفر کردن باشد یا ازدواج با یک دختر بازرگان… یا جستجوی گنج. روح دنیا از خوشبختی یا بدبختی هوس یا حسادت مردم انباشته است. هیچ نیست مگر یک چیز: تکمیل «حدیث خویش» که آن هم، تنها اجبار انسان‌هاست. وقتی خواستار چیزی هستی، همه جهان در تکاپوی آن است که تو به خواسته‌ات برسی. (کیمیاگر – صفحه ۴۶)

هرکس در پی رویایی است و رویاها شبیه یکدیگر نیستند. (کیمیاگر – صفحه ۹۱)

بالاخره توانستم حرکت کاروان را هنگام عبور از صحرا ببینم و دریابم که کاروان و صحرا دارای بیان مشترکند، به همین دلیل یکی عبور دیگری را ممکن می‌سازد. یا یکی حرکت و قدم‌های دیگری را روی خود حس می‌کند و وقتی احساس یکی با حرکت دیگری هم‌آهنگ شد، آن‌گاه کاروان به آبادی خواهد رسید. ولی اگر یکی از ما، با وجود همه جسارت و اراده، این بیان متفاوت را درک نکند، همان روزهای آغازین خواهد مرد. (کیمیاگر – صفحه ۱۳۰)

وقتی نگاهش را دید، خورشید را هم دید که به شب می‌نشیند و برق نگاهی را که از چشمان سیاه و همیشه مرطوب شب‌رنگ در افق طلوع می‌کند. لبانی را دید فرزانه و نیمه‌باز، مردد بین سکوت و لبخند، بر چهره‌ای نه روشن، نه تاریک، نه سوخته، نه بی‌رنگ و… دریافت، دریافت که راز بیان جهان چیست و باارزش‌ترین پاره قابل فهم آن برای تمامی انسان‌ها کدام است. قسمتی را که انسان در وجود هیجان‌زده خویش احساس می‌نماید. در روح هراسان خود می‌بیند و در قلب ملتهب خود حس می‌کند. نامش «عشق» بود. چیزی قدیم‌تر از آفرینش انسان و پیدایش صحرا. چیزی که با درخششی متفاوت و نیروی رازگونه خود در افق احساس انسان‌ها، با تلاقی دو نگاه، طلوع می‌کند، همانند دو نگاه…، دو نگاه بر لب چاه به بهانه آب یا هر بهانه دیگر که به هم رسیدند. لبانش به لبخند نشست و این علامت بود، نشانه بود، نشانه‌ای که جوان به انتظار آن، همه زندگی خود را رها کرده و به دنبالش در کتاب‌ها، افسانه‌ها و حکایت‌ها جستجو کرده بود. (کیمیاگر – صفحه ۱۵۰)

انسان برای سادگی، اهمیتی قائل نبود. (کیمیاگر – صفحه ۱۹۶)

مرد خوشبخت، مردی است که خدا را در خود ببیند و در خود بجوید همان‌طور که کیمیاگر گفته است، خوشبختی می‌تواند حتی در یک دانه ناچیز ماسه صحرا هم دیده شود، چون یک دانه ماسه هم گویای لحظه‌ای از آفرینش است، و کائنات برای پیدایش آن میلیون‌ها سال وقت گذاشته‌اند. (کیمیاگر – صفحه ۲۰۳)

پس در «جان جهان» غرق شد و دید که «جان جهان» مظهری است از «پدیدآورنده یکتا» و… پدیدآورنده یکتا را در وجود خود یافت و… خود را نمادی از او دید. (کیمیاگر – صفحه ۲۲۷)



کتاب کیمیاگر با عنوان اصلی «o Alquimista» که در انگلیسی با نام «the Alchemist» شناخته می‌شود اولین بار سال 1988 منتشر شد.

پائولو کوئلیو این کتاب را تنها در دو هفته نوشته است. کتاب کیمیاگر 5 سال بعد به زبان انگلیسی برگردانده شده شد.

این رمان به‌سرعت به یک کتاب پرفروش تبدیل شد و درنهایت در سراسر جهان به کتابی محبوب بدل شد.

کتاب کیمیاگر کتابی تمثیلی است که داستان یک چوپان جوان را روایت می‌کند.

این کتاب بیش از آنکه یک داستان باشد پر از نصیحت‌های معنوی است. بعضی از منتقدان این داستان را متأثر از مثنوی معنوی می‌دانند.

کتاب کیمیاگر تاکنون به بیش از 50 زبان زنده‌ی دنیا برگردانده شده است.

این کتاب هزاران بار تجدید چاپ شده و بیش از 65 میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسیده است.

خلاصه داستان کیمیاگر

کیمیاگر داستان چوپانی به نام سانتیاگو است. او از شانزده‌سالگی با گوسفندانش در بیابان‌های زیادی سفرکرده و مسیرهای مختلفی را گذرانده است.

او مدتی است که یکروی‌ای دائم می‌بیند. این رویای او را رهسپار سفری عجیب می‌کند، سفری که اتفاقات مختلفی در آن رخ می‌دهد و سانتیاگو با آدم‌های زیادی آشنا می‌شود.

او دو سال تمام، صحرای آندلس را در جست‌وجوی گنجی که در رؤیایش دیده جست‌وجو می‌کند اما زندگی بازی عجیب‌تری برای او تدارک دیده است…

‌درباره‌ی پائولو کوئلیو نویسنده‌ی کتاب کیمیاگر

پائولو کوئلیو نویسنده‌ی برزیلی متولد سال 1947 در ریودوژانیرو است. او از نوجوانی عاشق کتاب خواندن و نویسندگی بود و این فکر را با خانواده‌اش در میان بگذارد اما آن‌ها چندان نظر مثبتی به این کار نداشتند درنهایت پائولو در مقابل خواست آن‌ها تسلیم شد و به مدرسه‌ی حقوق رفت.

او در مدرسه‌ی حقوق چندان دوام نیاورد و درنهایت به مسافرت مانند یک هیپی مشغول شد. او در طی سال‌های مختلف شغل‌های متفاوتی را امتحان کرد و درنهایت فهمید که باید به رؤیای دوران نوجوانی‎‌اش یعنی نویسندگی برگردد.

پائولو کوئلیو اولین کتابش به نام «آرشیوهای جهنم» سال 1982 منتشر کرد.

این کتاب موفقیتی برای او به همراه نداشت. چهار سال بعد او «خاطرات یک مغ» را نوشت.

کیمیاگر کتاب بعدی او بود که او را به پرفروش‌ترین نویسنده‌ی برزیل تبدیل کرد.

او آثار دیگری هم در کارنامه دارد که بسیاری از آن‌ها به فارسی برگردانده شده‌اند. از میان آثار این نویسنده که در ایران منتشرشده‌اند می‌توان به کتاب‌های «بریدا»، «ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد»، «شیطان و دوشیزه پریم» و «کنار رود پیدرا نشستم و گریستم» اشاره کرد.

خلاقیت کوئلیو در روایت او را به نویسنده‌ای ماندگار تبدیل کرده است.

پائولو کوئلیو همراه همسرش کریستینا زندگی می‌کند و اوقات خود را بین اروپا و برزیل تقسیم کرده است. او از سال 2007 سفیر صلح سازمان ملل در موضوع فقر و گفت‌وگوی بین فرهنگ‌ها است.

ترجمه‌ی کتاب کیمیاگر به فارسی

کیمیاگر کتاب مؤثر و پرفروشی است. این کتاب در ایران نیز مانند سایر نقاط جهان با استقبال خوبی از طرف مخاطبان مواجه شده است. این رمان جذاب تاکنون چندین و چند بار به فارسی برگردانده شده است.

اولین و البته مشهورترین ترجمه‌ی این کتاب متعلق به آرش حجازی است که بارها تجدید چاپ‌شده است.

آرش حجازی (زاده ۲۸ بهمن ۱۳۴۹) نویسنده، مترجم، پزشک، و ناشر ایرانی است. وی مدیر انتشارات کاروان و مترجم رسمی کتاب‌های پائولو کوئیلو به زبان فارسی است.

چرا باید کتاب کیمیاگر را خواند؟

کیمیاگر یک رمان معنوی و پر از پیام‌های ارزشمند است.

داستانی پر از لحظات آرام‌بخش و جذاب که در ظاهر یک سفر مادی، یک سفر معنوی به‌سوی درون را برای مخاطبش ترتیب داده است.

پائولو کوئلیو در کتاب کیمیاگر فلسفه‌‌ای برای زندگی به مخاطب ارائه می‌کند.

فلسفه‌ای که با نوعی آرامش عجین شده است و مخاطب را به‌سوی داشتن روانی آرام‌تر سوق می‌دهد.

اگر احساس می‌کنید در زندگی مدرن امروز غرق‌شده‌اید و نیاز به آرامش دارید کتاب کیمیاگر انتخاب خوبی برای مطالعه است.

این کتاب می‌تواند مخاطبش را از زمان و مکان جدا کند و به سفری عجیب و حیرت‌آور ببرد.

کلمات کوئلیو به‌قدری لطیف و زیباست که دلتان می‌خواهد این کتاب را چندین و چند بار بخوانید.

این کتاب هدیه‌ی خوبی برای کسانی است که دوستشان دارید.

کتاب کیمیاگر در دسته‌ی کتاب‌های داستان‌های الهام‌بخش قرار دارد

Nov 22, 2021
تصمیم شما چیست؟
00:04:13

در تنهایی گوش کنید

Nov 22, 2021
در زندگی سخت‌نَگیرید؛ ۱۰۰روش آسان‌کردن زندگی
03:26:05

 بزرگ‌ترین کشف زمان ما این است که:

شخص با تغییر رفتار، زندگی‌اش را تغییر خواهد داد.


ریچارد کارلسون

Richard, Carlson

مترجم: نوشین رِی‌شهری

گوینده: خدیجه‌سادات اعتصامی


ریچارد کارلسون نویسنده کتاب در زندگی سخت نگیرید ، نویسنده مشهور امریکایی دارای مدرک دکترای روانشناسی از دانشگاه «سی‌یرا» کالیفرنیا بود. موفقیت و شهرت وی با چاپ کتاب چگونه زندگی را آسان کنیم در سال 1997 شروع شد. این کتاب طی 2 سال متمادی پرفروش‌ترین کتاب امریکا و اروپا گشته و در سال 1997 عنوان یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ را از آن خود کرد.


چگونه زندگی را آسان کنیم؟


کتاب زندگی را سخت نگیرید شامل 100 روش برای آسان کردن زندگی است ، این کتاب یکصد و یک هفته در لیست پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز قرار داشت و در یکصد و سی و پنج کشور به چاپ رسید. همچنین به 30 زبان زنده دنیا ترجمه شد. کارلسون پس از موفقیت این اثر، 20 اثر دیگر را نیز به چاپ رساند.



این کتاب به شما می آموزد:


تا مسائل کوچکی مانند تخلفات رانندگی دیگران، شما را به مرز جنون نکشاند.


زمانی که عجله دارید و نگران هستید با آرامش و وقار، مشکلات روزمره را پشت سر بگذارید.


کارها را به نوبت انجام دهید و در لحظه، زندگی کنید.


با کاهش لجبازی و اطمینان به ضمیر ناخودآگاه از فشارهای عصبی بکاهید.


زندگی یک اضطرار نیست، یک هدیه ارزشمند است.


ریچارد کارلسون مقدمه کتاب در زندگی سخت نگیرید را این گونه آغاز کرده است :


“بزرگترین کشف نسل ما این است که شخص با تغییر باورهای ذهنی و تغییر رفتار، زندگی اش تغییر خواهد کرد.”


اغلب ما در مواجهه با اخبار بد، افراد نا اروم و نا امیدی های زندگی و مشکلات این عکس العمل را داریم که روزگار بر وفق مرادمان نیست ما با اغراق و بزرگ نمایی فرصتهای بسیاری را از دست می دهیم به بعضی چیزها زیادی می پردازیم و روی نکات منفی تاکید می کنیم .


سدهای کوچک در مسیر زندگی ما را آزرده ،ناامید و خسته می کند و عکس العملهای تندمون نه تنها بر عصبانیتمون می افزاد که هدفهای ما را از ما دور می کند.


روشهای آسان کردن زندگی:

1- خود را درگیر چیزهای کوچک نکنید

2- با نقص خود آشتی کنید

3- این تصور را از سر بیرون کنید که انسان های آرام و آسوده، توان کسب موفقیت‌ها را ندارند

4- حواستان به تأثیرِ تدریجی مخرب تفکرتان باشد

5- شفقت خود را زیاد کنید

6- همیشه به خودتان یادآوری کنید که با مرگتان، «سبد وظایف‌»تان خالی نمی‌شود

7- میانه سخن دیگران نپرید و مزاحمشان نشوید

8- کاری مفید برای دیگران انجام دهید و در مورد آن چیزی به کسی نگویید

9- افتخار دیگران را افتخار خود بدانید

10- در لحظه زندگی کنید.

11- این تصور را داشته باشید که همه به غیر از شما دارای فکر روشن هستند

12- در اکثر موارد حق را به دیگران بدهید

13- صبورتر باشید

14- «دوره‌های تمرین صبر» را شبیه‌سازی کنید

15- در عشق ورزیدن و به دست آوردن دل‌ها پیشگام باشید

16- از خودتان بپرسید

17- این حقیقت را که زندگی «وظیفه عادل بودن را ندارد» بپذیرید

18- شما هم حق خسته شدن دارید

19- انرژی خود را صرف «مبارزه» با استرس نکنید

20- یک بار در هفته، نامه مهرآمیز بنویسید

21- مراسم تشییع خود را تصور کنید

23- اجاق‌گاز درون‌تان را بکار بگیرید

24- تفکر قدردانی را در ذهن خود پرورش دهید

25- به غریبه‌ها لبخند بزنید، به چشمانشان خیره شده و به آنها سلام کنید

26- ساعاتی را برای خلوت شخصی در طی روز تعیین کنید

27- افراد حاضر در زندگی‌تان را همچون کودکان و سالخوردگان صد ساله تصور کنید

28- اولویت اول: درک کردن

29- شنونده بهتری باشید

30- وقت‌تان را فقط به جدال‌های «مهم» زندگی اختصاص دهید

31- از حال و احوال درونی خود با خبر باشید و اجازه ندهید که افراد سطح پایین شما را دست بیاندازند

32- زندگی یک امتحان است. (فقط یک امتحان)

33- تمجید و تقبیح هر دو یکی هستند

34- حالات ناگهانی مهربانی را تمرین کنید

35- نگاه فرارفتاری داشته باشید

36- بی‌گناهی را ببیند

37- مهربان بودن را بر محق بودن ارجح بدانید

38- امروز به سه نفر از اطرفیانتان بگویید که چقدر آنها را دوست دارید

39- فروتنی را تمرین کنید

40- وقتی در این شک هستید که چه کسی باید کاری را در خانه انجام دهد، شما آن را انجام دهید

41- از عایق‌بندی زندگی خود اجتناب کنید

42- در روز، زمانی را به فکر کردن در مورد کسی که دوستش دارید اختصاص دهید

43- انسان‌شناس شوید

44- واقعیت‌های مجزا را درک کنید

45- ظرف کمک‌رسانی خود را بزرگ کنید

46- هر روز حداقل به یک نفر در مورد دوست داشتن، تحسین و تمجید کردن وی بگویید

47- در مورد محدودیت‌های خود بحث کنید و آنها را رفع کنید و بدانید این محدودیت‌ها به شما مرتبط است

48- به خاطر داشته باشید که آثار قدرت خداوند بر روی همه چیز است

49- با میل به انتقاد از دیگران مبارزه کنید

50- پنج موضع سرسختانه خود را نوشته و تلاش نموده که آنها را معتدل کنید

51- برای خنده هم شده انتقاد نسبت به خودتان را بپذیرید (سپس خواهید دید چگونه همه چیز حل می‌شود)

52- حقیقت نظر دیگران را دریابید

53- حقایق تلخ را قبول کنید

54- به این جمله توجه کنید. «هر جا که هستید، جایگاهتان همانجا بوده است.»

55- پیش از سخن گفتن، نفس بکشید.

56- اگر احساس خوب دارید، قدردان باشید و اگر احساس بد دارید، برازنده رفتار کنید

57- در رانندگی گذشت داشته باشید

58- استراحت کنید

59- هزینه یک کودک بی‌سرپرست و یا فقیر را قبول کنید

60- «ملودرام» را به «ملو- درام» (Melodrama to Mellow drama) تغییر دهید

61- کتاب‌ها و مقالات را با دیدگاههای متفاوت نگریسته و بخوانید تا چیزی یاد بگیرید

62- در لحظه فقط یک کار انجام دهید

63- تا عدد 10 بشمارید

64- همچون دل طوفان باشید

65- نسبت به تغییر و تحول در نقشه‌هایتان انعطاف‌پذیر باشید

66- بجای فکر کردن به خواسته‌هایتان به داشته‌هایتان فکر کنید

67- تمرین کنید که افکار منفی را از خود دور کنید

68- میل به یاد گرفتن از دوستان و خانواده داشته باشید

69- هر جا که هستید شاد باشید

70- بخاطر داشته باشید آنچه خواهید شد که بیش از همه آن را تمرین می‌کنید

71- ذهنتان را آرام کنید

72- ورزش یوگا کار کنید

73- خدمت به دیگران جزء لاینفک زندگی شما باشد

74- در حق دیگران لطف کنید و توقع جبران نداشته باشید

75- به مشکلاتتان به چشم معلم درونتان نگاه کنید

76- ندانستن بعضی چیزها نعمت است

77- به هستی خود آگاه باشید

78- به خود آمده و خود را جمع و جور کنید

79- از مقصر دانستن دیگران بپرهیزید

80- اولین نفری باشید که از خواب بر می‌خیزید

81- وقتی تلاش دارید تا برای دیگران مفید باشید، بر چیزهای کوچک تمرکز کنید

82- بخاطر داشته باشید که تا صد سال دیگر هیچ کدام از ما زنده نیسیتم

83- سخت‌ نگیرید

84- یک گیاه پرورش دهید

85- ارتباط خود با مشکلات را قطع نکنید

86- دفعه بعد که درگیر یک بحث بودید، بجای دفاع از موضع خود، اول ببینید که دیدگاه طرف مقابل چیست؟

87- یک «دستاورد معنادار» را برای خود تعریف کنید

88- به احساسات خود گوش دهید (آنها می‌خواهند به شما چیزی بگویند)

89- اگر کسی توپ را به سمت شما پرتاب کرد، مجبور نیستید که آن را بگیرید

90- «این نیز بگذرد» را فراموش نکنید

91- زندگی را مملو از عشق کنید

92- پی به قدرت افکار خود ببرید

93- تفکر «هر چه بیشتر بهتر» را رها کنید

94- همیشه از خود بپرسید «چه چیزی واقعاً مهم است؟»

95- به قلب مبتکرتان اعتماد کنید

96- قلب خود را به روی «چیستی زندگی» بگشایید

97- در امور دیگران دخالت نکنید

98- تعالی را از دل زندگی روزمره بیرون بکشید

99- برای لحظات خود برنامه‌ریزی کنید

100- به گونه‌ای زندگی کن گویی که آخرین روز عمرت است (و ممکن است باشد)

Nov 22, 2021
مغازه خودکشی
02:57:01

 این کتاب، تلاش برای ساختن امید به زندگی، نبردی نمادین و مملو از شوخی‌های ظریف را به وجود آورده که در نهایت قرار است خواننده را میخ‌کوب کند.


مغازه خودکشی یک فانتزی سیاهِ تکان‌دهنده است. این رمان اثری از ژان تولی، نویسنده، طراح و کارگردان فرانسوی است که در سال ۱۹۵۳ به دنیا آمد. این رمان معروف‌ترین اثر ژان تولی است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد و تاکنون به بیش از بیست زبان ترجمه شده است.

رمان مغازه خودکشی از درخشان‌ترین آثار فانتزی سیاهی است که در دو دهه گذشته در جهان نوشته شده است. در سراسر کتاب حضور متراکم مرگ وجود دارد و در مقابل تلاش برای ساختن امید به زندگی، نبردی نمادین و مملو از شوخی‌های ظریف را به وجود آورده است که در نهایت قرار است خواننده را میخ‌کوب کند.

در قسمتی از متن پشت جلد کتاب آمده است:


رمان عجیب ژان تولی، نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس فرانسوی، هجوی است تمام‌عیار درباره‌ی مرگ و امید. رمان درباره‌ی یک دکان فروش ابزار و ادوات خودکشی است. همه‌جور خنزرپنزری در آن یافت می‌شود. از انواع سم تا طناب‌های دار، از انواع سلاح‌های کمری مناسب برای انتحار تا ویروس‌های کشنده. یک فروشگاه منحصربه‌فرد در زمان و مکانی نامعلوم.


خلاصه کتاب مغازه خودکشی

این رمان درباره خانواده تواچ و کسب‌وکار منحصربه‌فرد آن‌هاست. خانواده تواچ مغازه‌ای با این شعار دارند: «آیا در زندگی شکست خورده‌اید؟ لااقل در مرگ‌تان موفق باشید.» مغازه آن‌ها که مغازه خودکشی نام دارد، به افرادی که قصد خودکشی دارند خدمات ارائه می‌دهد. خانواده تواچ حتی به مشتریان خود مشاوره خودکشی هم می‌دهند و انواع و اقسام روش‌های مختلف برای پایان دادن به زندگی فلاکت‌بارشان را به آن‌ها پیشنهاد می‌کنند.

رمان در زمان و مکان نامشخصی اتفاق می‌افتد. اما چیزی که مشخص است، این است که ناامیدی فراگیر شده و بیشتر مردم دلیلی برای زنده بودن ندارند. شاد بودن و خندیدن از عجیب‌ترین چیزها به شمار می‌رود و آمار خودکشی بسیار بالا است. در این میان، مغازه خودکشی به خود افتخار می‌کند که به آدم‌ها کمک می‌کند تا از شر زندگی راحت شوند.

وقتی به اتاق‌خوابش برگشت، زنش به بالشت تکیه داده بود و مجله می‌خواند. زن پرسید «کی بود؟»

«نمی‌دونم. یه بیچاره‌ای که تفنگش گلوله نداشت. چیزی رو که دنبالش بود از توی جعبه‌ی مهمات پیدا کردم و به‌ش دادم. دیگه می‌تونه مغزش رو بترکونه. داری چی می‌خونی؟»

«آمار پارساله: هر چهل دقیقه یک خودکشی، صد و پنجاه هزار اقدام به خودکشی که فقط دوازده هزارتاش به مرگ منجر می‌شه. باورنکردنیه.»

«آره همین‌طوره. چه‌قدر آدم هست که می‌خوان راحت بشن و موفق نمی‌شن… خوشبختانه ما واسه‌ی این کار این‌جاییم. چراغ رو خاموش کن عزیزم.» (کتاب مغازه خودکشی – صفحه ۱۵)

همه‌چیز در مغازه خودکشی و در خانواده تواچ خوب پیش می‌رود. پسر خانواده وسایل جدیدی برای خودکشی اختراع می‌کند و میل به خودکشی روز به روز بیشتر می‌شود. اعضای خانواده کار خود را به خوبی انجام می‌دهند تا اینکه آلن به دنیا می‌آید. آلن برعکس همه آدم‌هایی است که ما تا به حال در رمان دیده‌ایم. او شاد است! لبخند می‌زند و عاشق کمک به دیگران است. قوانین مغازه را رعایت نمی‌کند و به شکل غیر قابل باوری مثبت‌اندیش و خوش‌بین است. رفتارهای آلن کم‌کم باعث ایجاد تغییرات اساسی می‌شود و…

نام‌های اعضای خانواده تواچ هرکدام یادآور افراد سرشناسی است که خودکشی کرده‌اند. مترجم کتاب در این باره در مقدمه کتاب توضیح می‌دهد:


نام میشیما یادآور یوکیو میشیماست؛ نویسنده و شاعر سرشناس ژاپنی که سه‌بار نامزد جایزه‌ی نوبل ادبیات شده بود. او در ۱۹۷۰ به روش سنتی هاراکیری خودکشی کرد. نام ونسان پژواک نام ون‌گوگ است؛ نقاش مشهور هلندی که در ۱۸۹۰ به قلب خودش شلیک کرد. نام مرلین یادآور نام مرلین مونرو، بازیگر معروف امریکایی است که در سال ۱۹۶۲ در ۳۶ سالگی بر اثر مصرف بیش از حد داروهای خواب‌آور و آرام‌بخش به خواب ابدی رفت. نام آلن تداعی‌کننده‌ی نام آلن تورینگ، دانشمند و ریاضی‌دان نابغه‌ی انگلیسی است. تورینگ در اواخر عمر به دلایلی افسرده شد. در هفتم ژوئن ۱۹۵۴ برای آخرین بار به اتاق خوابش رفت. صبح زور بعد، خدمتکارش جسد بی‌جان او را روی تخت‌خواب یافت. کنار تخت، سیبی گاززده افتاده بود. آزمایش‌های سم‌شناسی نشان می‌داد که سیب به سیانور آغشته بوده است.

براساس این رمان در سال ۲۰۱۲ انیمیشن مغازه خودکشی نیز ساخته شده است که دیدن آن خالی از لطف نیست. اما پیشنهاد ما این است که در ابتدا کتاب را مطالعه کنید و سپس انیمیشن را ببینید.

Nov 22, 2021
مامان و معنی زندگی
10:26:23

کتاب مامان و معنی زندگی اثر اِرْوین د. یالوم، شش داستانِ روان درمانی را که چهار مورد از آن‌ها کاملا واقعی و براساس تجربیاتِ شخصیِ نویسنده است برای ما بازگو می‌کند.

اروین د. یالوم، نویسنده کتاب مامان و معنی زندگی یکی از مشهورترین روانپزشکان و معرفانِ قویِ مکتب اگزیستانسیال، مفاهیمِ و دلهره‌های اصلیِ این فلسفه از جمله پوچی، مرگ، انزوا و… را در این شش داستان گنجانده است.

درست مانند کتاب هنگامی که نیچه گریست، یالوم در این کتاب هم به طور غیر مستقیم، قصد دارد تاثیرِ شگرفِ اگزیستانسیال و درک ابعادِ مختلف هستی انسان را بر روی درمان، در قالب داستان به خوردِ مخاطب بدهد. و حقیقتا که چقدر هم در این کار ماهر است.

در قسمتی از پشت جلد کتاب آمده است:


مامان و معنی زندگی با نگاهی گذرا، به‌ غایت ارزشمند و کم‌ و بیش ممنوع به درون قلب و ذهن درمانگر، توانایی‌های منحصر به‌ فرد هر رابطه‌ی انسانی را روشن می‌سازد.


خلاصه کتاب مامان و معنی زندگی

همان‌طور که اشاره کردیم این کتاب شامل شش داستان است که مانند دیگر کتاب‌های یالوم به زبان ساده نوشته شده است و مخاطب عام هم می‌تواند آن را درک کند و از آن لذت ببرید. ترجمه مامان و معنی زندگی هم که توسط سپیده حبیب انجام شده، ترجمه‌ای خوب و روان است.

یالوم برخلاف بیشتر روان‌درمانگران‌ها، موضوعات مورد نظر خودش را با استفاده از کلمات و اصطلاحات سنگین و تخصصی بیان نمی‌کند. او از شیوه داستان‌سرایی و قصه گویی استفاده می‌کند. خواننده کتاب‌های او در حین خواندن یک داستان جذاب، مفاهیمی را یاد می‌گیرد که یالوم سال‌ها روی آن تحقیق و بررسی داشته است. و این هنر یالوم است.


داستان اول: مامان و معنی زندگی

نام کتاب از این داستان گرفته شده است که در آن شخصیت اصلی درگیر گذشته‌ی خود است و تلاش می‌کند معنایی برای زندگی پیدا کند.


داستان دوم: همنشینی با پائولا

این داستان کاملا واقعی است و ماجرای زنی را روایت می‌کند که سرطان دارد.


داستان سوم: تسکین از نوع جنوبی

داستان در یک گروه درمانی بیماران بستری شده در بخش حاد روایت می‌شود و بیماران هدایت دکتر، با یکدیگر آشنا می‌شوند و جنبه‌های مثبت فردی و جسمی خود را بیان می‌کنند.


داستان چهارم: هفت درس پیشرفته در درمان سوگ

این داستان ماجرای زنی است که همسر خود را از دست می‌دهد. یالوم در این داستان هفت درس را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد تا با استفاده از آن رنج‌های خود را کاهش دهد.


داستان پنجم: رویارویی دو جانبه

این داستان روایت زنی است که در زندگی اجتماعی خود بر اساس تجربیات تلخ دوران کودکی دچار مشکلاتی در ارتباط با دیگران است. ماجرای این داستان تخیلی است.


داستان ششم: طلسم گربه‌ی مجار

روایتی است از بیمارانی که تصمیم می‌گیرند روند درمان خود را متوقف کند. این داستان نیز واقعی نیست.


درباره کتاب مامان و معنی زندگی

اگر بخواهیم از دید تخصصی نگاه کنیم می‌توان گفت موضوع این کتاب، و یا کتاب‌های دیگر یالوم، روش‌های مختلف و تکنیک‌های روان درمانی، با درونمایه‌ی سنگینِ فلسفی است. ولی یالوم انقدر ماهرانه تمام این‌ها را به شکل داستان بازگو می‌کند که تو متوجه بارِ سنگینِ کتاب نمی‌شوید. و در حالی که از خواندن رمانِ جذابی که در دست دارید لذت می‌برید، ناخوداگاه مفاهیمِ روانشناسی و فلسفیِ عمیقی ذره ذره در ذهنت تزریق می‌شوند.

مامان و معنی زندگی آنقدر واقعی است، که به ما تجربه هرکدام از دلهره‌های هستی، از جمله:

  • از ترس از دست دادن عزیزان
  • انکارِ مرگ
  • سوگواری
  • پوچی
  • تنهایی
  • و…

را به ما می‌دهد. انگار که در هر جلسه روانکاوی، این ما هستیم که با هرکدام از این ضعف‌هایمان، روبروی دکتر یالوم می‌نشینیم، و با او هم صحبت می‌شویم. درک می‌شویم و درک کردنِ متقابل را یاد می‌گیریم.


به نظرم این کتاب بیشتر از همه، به مساله مرگ پرداخته است و در اخر به ما توانایی پذیرفتنِ مرگ و در نتیجه زندگی را می‌دهد. زندگی‌ای که به قولِ نیچه، جرقه‌ای میانِ دو تاریکیِ مطلق است، تاریکی قبل از تولد و تاریکی بعد از مرگ. این جرقه، تنها چیزی ست که در دست داریم، پس باید بدون در نظر گرفتن تاریکیِ مرگ، از روشناییِ همین جرقه‌ی کوتاه لذت ببریم.

Nov 22, 2021
قانون جذب؛ تفاوت‌های زن و مرد
00:49:15

دکتر هلاکویی 

 

{201231M-1}

Nov 22, 2021
رختخوابت رو جمع کن
00:54:32

نویسنده: ویلیام اچ. مک ریون

Nov 22, 2021
عادت‌های عملکرد عالی | High Performance Habits
06:51:07

کتاب عادت‌های عملکرد عالی نوشته‌ی برندن برچارد، یکی از پربیننده‌ترین، قابل ارجاع‌ترین و پر پیرو‌ترین مربی توسعه‌ی مهارت‌های فردی در تاریخ است. این اثر به وضوح و کاملاً صحیح به شما نشان خواهد داد که چرا بعضی از افراد عالی می‌شوند، بعضی شکست می‌خورند و تعداد بسیاری از مردم هیچ‌وقت حتی تلاش هم نمی‌کنند.

ویدئو‌های برندن برچارد (Brandon Burchard) در مبحث توسعه‌ی شخصی بیش از 100 میلیون بار دیده شده‌اند. بیش از 1.6 میلیون نفر در دوره‌های آنلاین او شرکت کرده‌ یا مجموعه ویدئوهای او را دیده‌اند. به همین دلایل، سایت Oprah.com او را «یکی از موفق‌ترین مربیان آنلاین تاریخ» نام نهاده است. مجله‌ی کارآفرین سمینار او با نام آکادمی متخصصان، که برای رهبران اندیشمند شبکه‌های اجتماعی تهیه شده است را «یکی از پنج سمیناری که همه‌ی کارآفرینان باید در آن شرکت کنند» نامید.

کتاب عادت‌های عملکرد عالی (High Performance Habits) نقشه‌ی فراری است که ما را از جست‌وجوی موفقیت ظاهری که روح را می‌کشد نجات داده و تنها به سوی موفقیت پیش می‌برد. این کتاب درباره‌ی تنظیم کردن تفکرات و رفتارهایتان به نحوی است که بتوانید رشد، رفاه و رضایت را در حین تلاش‌هایتان تجربه کنید.

این کتاب تا حد ممکن کاربردی است و راهبردهایی در آن ارائه شده است که از آن‌ها برای ارتقاء زندگیتان استفاده کنید. این اثر تلاشی بوده است برای اینکه بیست سال علم و آگاهی به نقشه‌ی راهی برای شما تبدیل شود.

این کتاب نتیجه‌ی بیست سال تحقیق برای رسیدن به پاسخ سه سوال اساسی است:

1- چه چیز باعث می‌شود که برخی افراد و تیم‌ها سریع‌تر موفق شوند و آن موفقیت را در طولانی مدت حفظ کنند؟

2- از بین آن‌ها که موفق به این کار می‌شوند، چرا برخی‌ در این مسیر احساس بیچارگی می‌کنند و برخی‌ شاد هستند؟

3- اصلاً چه چیز به افراد مختلف انگیزه می‌دهد تا به دنبال سطوح بالاتر موفقیت بروند، و چه نوع عادت‌ها، آموزش‌ها و پشتیبانی به آن‌ها کمک می‌کند سریع‌تر ارتقاء پیدا کنند؟

«مساله‌ی اصلی» در این کتاب آموزش عادت‌هایی است که شما را به انسان فوق‌العاده‌ای تبدیل می‌کنند. این کار برای این است که به شما کمک شود عادت‌ها را از نظر مفهومی درک کرده و همچنین بتوانید با اطمینان خاطر آن‌ها را تمرین کنید. اثر حاضر، درباره‌ی شماست. درباره‌ی این است که چطور فکر می‌کنید و به چه عادت‌هایی نیاز دارید تا به شکل آگاهانه در زندگی خودتان به کار ببرید.

جملات برگزیده کتاب عادت‌های عملکرد عالی:

- برای موفقیت باید همیشه به یاد داشته باشید که کاری کنید مسالۀ اصلی همان مسالۀ اصلی باقی بماند.

- برای اینکه بهتر از معاصران یا پیشینیان خود باشید به خودتان زحمت ندهید. سعی کنید بهتر از خودتان باشید.

- انگیزه آن‌ چیزی است که موجب آغاز کار است. عادت آن چیزی است که موجب می‌شود کار را ادامه دهید.

- اگر ایده‌هایتان شفاف نباشد، موقع حرف زدن فقط دارید از خودتان صدا درمی‌آورید.

- معنی زندگی همان چیزی است که خودتان برایش در نظر می‌گیرید.

- بیشتر مردم به آن اندازه احساس شادی می‌کنند که خودشان در ذهن‌شان تنظیم کرده‌اند.

در بخشی از کتاب عادت‌های عملکرد عالی می‌خوانیم:

«خودت را بشناس». این پندی کهن است که در حدود 2400 سال قبل در معبد دلفی یونان حک شده است. اما بین «خودت را بشناس» و «خودت را تصور کن» تفاوت هست. افراد دارای عملکرد بالا خودشان را می‌شناسند ولی در همان‌جا گرفتار نمی‌شوند. آن‌ها بیشتر خود را بر این متمرکز می‌کنند که از خودشان انسان‌های قوی‌تر و تواناتری بسازند. یک تفاوت بزرگ دیگر هم وجود دارد: درون‌گرایی در برابر قصد و منظور.

ما متوجه شده‌ایم که افراد دارای عملکرد بالا می‌توانند بسیار راحت‌تر از دیگران آینده‌ی خودشان را شرح دهند. در واقع این بدان معنی است که وقتی از آن‌ها می‌پرسم «اگر می‌توانستی بهترین تصوری که از خودت در آینده داری را شرح دهی، که چه انسانی باشی، چطور آن خود وجودیت را توصیف می‌کنی؟» سریع‌تر، با توجه‌تر و با اعتماد به نفس بیشتر پاسخ می‌دهند.

وقتی جلسات ضبط شده‌ی مصاحبه‌هایم را مرور می‌کنم، واضح است که افراد دارای عملکرد بالا بیش از دیگران به این موضوع فکر کرده‌اند. توصیف آن‌ها از خودشان سریع‌تر از بقیه ارائه می‌شود و به طور میانگین 7 تا 9 ثانیه زودتر از بقیه سراغ اصل مطلب می‌روند. پاسخ‌های آن‌ها کمتر از دیگران طفره‌آمیز است. وقتی از مردم می‌پرسم که بهترین حالت وجودی خودشان در آینده را فقط در سه کلمه توصیف کنند، باز هم افراد دارای عملکرد بالا سریع‌تر و با لحن مطمئن‌تری پاسخ می‌دادند

Nov 22, 2021
برتری خفیف
09:51:26

 جِف اولسون


برتری خفیف؛ تبدیل اقدامات ساده به موفقیت نامحدود

کتاب برتری خفیف نوشته‎‌ی جف اولسون در زمینه‌ی اصول موفقیت مالی نوشته شده است. این کتاب توانست در مدت زمان کوتاهی به فروش بالایی در ایالات متحده دست پیدا کند و به زبان‌های مختلف ترجمه شود. برایان تریسی -نویسنده کتاب‌های خودیاری- در مورد کتاب برتری خفیف می‌گوید: «این کتاب یکی از قدرت‌مندترین، کاربردی‌ترین و مهم‌ترین اصول موفقیت را به شما یاد می‌دهد، این کتاب زندگی شما را متحول می‌کند.»

کتاب برتری خفیف در دو بخش نگاشته شده است. بخش اول آن تحت عنوان «نحوه عملکرد برتری خفیف» است که در این بخش نویسنده داستان زندگی خودش را بازگو می‌کند و از شکست‌ها و موفقیت‌هایش می‌گوید. اولسون معتقد است تنها چیزی که او را به یک مدیر موفق تبدیل کرده، پشت‌کار و سخت‌کوشی بوده است. او از تجربه‌ی خودش به هنگام سقوط سهام شرکت‌اش می‌گوید و نحوه‌ی عملکردش به هنگام مواجهه با این مشکل بزرگ را بازگو می‌کند.

اولسون در این بخش از کتاب برتری خفیف معتقد است مجموعه‌ کارهایی که ما را از شکست دور می‌کنند و به سوی بقا و موفقیت رهنمون می‌کنند، ساده‌اند ولی ما با سهل‌انگاری در انجام آن‌ها از راه موفقیت گمراه می‌شویم. کارهایی مانند پس‌انداز کردن فقط چند دلار، یا چند دقیقه ورزش و یا مطالعه‌ی روزانه‌ی کتاب به طور مستمر می‌تواند نتایج بسیار بزرگی را برای ما به ارمغان آورد. او در واقع معتقد است با یک عادت کوچک درست در مدت زمان طولانی می‌توانیم در آینده موفقیت‌های بزرگی را خلق کنیم.

بخش دوم کتاب «زندگی کردن با برتری خفیف» نام دارد. در این فصل جف اولسون بیشتر از اهمیت انجام کارهای کوچک و تاثیرگذار به صورت مستمر در زندگی می‌گوید. او معتقد است لحظه‌های خصوصی و پنهانی شخصیت هر فرد تعیین‌کننده‌ی مسیر زندگی است. انتخاب‌های کوچک مشخص می‌کنند که ما ساعت‌های‌مان را در طول روز چگونه می‌گذرانیم. مجموعه انتخاب‌های کوچک و نادرست روزمره شاید به ظاهر کم‌اهمیت و بی‌تاثیر باشند ولی آینده را تحت شعاع قرار می‌دهند و ما را از مسیر موفقیت دور می‌کنند. جف اولسون بارها در کتاب برتری خفیف بیان می‌کند که تنها خود شما هستید که می‌توانید سبب موفقیت خودتان شوید و باید خودتان را از روزمرگی نجات دهید. عبارت روی جلد کتاب «تبدیل اقدامات منظم ساده به موفقیت و خوشبختی نامحدود» نیز به توصیه‌های نویسنده کتاب صحه می‌گذارد؛ زیرا جف اولسون معتقد است با قدم‌های کوچک و با انجام عادات درست و پرهیز از رفتارهای نادرست گذشته، حتما می‌توان به موفقیت دست پیدا کرد.



The Slight Edge: Turning Simple Disciplines into Massive Success and Happiness 


Jeff Olson, John David Mann 


The Slight Edge is a way of thinking, a way of processing information that enables you to make the daily choices that will lead you to the success and happiness you desire. Learn why some people make dream after dream come true, while others just continue dreaming and spend their lives building dreams for someone else. It&;s not just another self-help motivation tool of methods you must learn in order to travel the path to success. It shows you how to create powerful results from the simple daily activities of your life, by using tools that are already within you.


In this 8th anniversary edition you&;ll read not only the life-changing concepts of the original book, but also learn what author Jeff Olson discovered as he continued along the slight edge path: the Secret to Happiness and the Ripple Effect.


This edition of The Slight Edge is not just the story, but also how the story continues to create life-altering dynamics&;how a way of thinking, a way of processing information, can impact daily choices that will lead you to the success and happiness you desire. The Slight Edge is &;the key&; that will make all the other how-to books and self-help information that you read, watch and hear actually work.

Nov 22, 2021
زندگی نَزیسته‌ات را زندگی کن
08:58:45

آزاد شدن از زندان‌های تکرار و روزمرگی بعد از ۳۰سالگی



نویسنده: رابرت الکس جانسون

این کتاب راه‌های روبه‌رو شدن با رویاهای تحقق نیافته و رسیدن به مقصود زندگی در نیمه دوم عمر یا عبور از بحران میانسالی را به خواننده عرضه می‌کند.


وقتی دهه سوم زندگی آغاز می‌شود کم‌کم احساس می‌کنیم زمان با سرعت هرچه تمام‌تر می‌گذرد. به سختی کار می‌کنیم و بعضی جاها شاید فکرکنیم که مسوولیت‌های شغلی همه زندگی را فراگرفته و خسته‌کننده شده‌اند، یا شاید هم تا کنون ازدواج نکرده‌ایم و از این موضوع دچار افسردگی شده‌ایم. ازدواج می‌کنیم، ولی ممکن است آن انتظاری را که از زندگی زناشویی داشته‌ایم بدست نیاورده‌ایم. در نهایت به فکر می‌افتیم که از زندانی که خود برای ساختن آن زحمت فراوان کشیده‌ایم خود را آزاد کنیم.


زندگی زیست نشده از همین جا آغاز می شود. بدلیل نوع انتخاب‌هایی که تا این مرحله از زندگی داشته‌ایم، چیزهایی که می‌توانست در ما احساس رضایت ایجاد کند، غایب است. حالا چه کار کنیم ...


در بخشی از پیشگفتار کتاب می‌خوانیم:


آیا هرگز زندگی‌ای متفاوت با زندگی کنونی‌تان را آرزو کرده‌اید؟


وقتی به نقطه عطف میانسالی می‌رسیم، روان‌مان به جستجوی چیزی اصیل، حقیقی و بامعنا برمی‌خیزد. در این زمان است که زندگی نزیسته ما از درون‌مان سر می‌کشد و توجه می‌طلبد. این کتاب می‌تواند کمک‌تان کند تا احساس یأس، دلسردی و نارضایتی‌تان را متحول کرده و به آگاهی بیشتر بدل کنید. این کتاب راه‌های هوشمندانه‌ای را در اختیار شما می‌گذارد تا بدون آسیب رساندن به خودتان یا دیگران مسیرهای مختلف را جستجو و امتحان کنید. استفاده از ابزارها و تکنیک‌های توضیح داده شده در صفحات این کتاب به شما می‌آموزد تا:


امکانات جدید زندگی و استعدادهای نهفته‌تان را کشف کنید؛


از خطرات فرصت‌ساز دوران میانسالی استفاده کنید؛


در زمینه هنرِ زندگی کامل در لحظه حال استاد شوید؛


اتصال با زندگی نمادین را از نو ایجاد کنید و حلقه ضروری بین آگاهی معمول و آگاهی والاتر را به‌وجود بیاورید.



Living Your Unlived Life: Coping with Unrealized Dreams and Fulfilling Your Purpose in the Second Half of Life

by Robert A. Johnson, Jerry M. Ruhl


The esteemed Jungian psychologist counsels on how to cope with feelings of failure or regret in the latter half of life and how to open to a more meaningful existence, even if outer circumstances cannot be changed.


In Living Your Unlived Life, the renowned therapist Robert A. Johnson, writing with longtime collaborator and fellow Jungian psychologist Jerry M. Ruhl, offers a simple but transformative premise: Our abandoned, unrealized, or underdeveloped talents, when they are not fully integrated into our lives, can become profoundly troublesome in midlife, leading us to depression, suddenly hating our spouses, our jobs, or even our lives. When our unlived lives are brought to consciousness, however, they can become the fuel that can propel us beyond our limitations?even if our outer circumstances cannot always be visibly altered.

Nov 22, 2021
تأثیر حرف‌مردم روی زندگی ما
00:11:27

دکتر هلاکویی


{201013M}

Nov 22, 2021
فریب‌مغز [باهِدفون و چشمان‌بسته گوش‌کنید]
00:04:38

Virtual Barber Shop Hair Cut - 8D Sound



وقتی مغز شما، فریب می‌خورد!

Nov 22, 2021
اصول و فنون مذاکره
00:57:18

محمدرضا شعبانعلی

Nov 22, 2021
دروغ مصلحتی؛ درست یا غلط؟
00:06:30

دکتر هلاکویی 

Nov 22, 2021
چرا بن‌بست؟ شیوه‌های یاری به خویشتن
01:40:19

دکتر نهضت فرنودی

Nov 22, 2021
برابری زن و مرد
00:06:37

دکتر هلاکویی 

Nov 22, 2021
تفاوت‌های روانشناختی زن و مرد
00:19:46

دکتر سرگلزایی

Nov 22, 2021
مرد و برابری جنسیتی
00:35:31

دکتر علی رضائی‌فر در پادکست مرد ایرانی، به ریشه‌یابی و تحلیل مسائل و موضوعاتی می‌پردازد که ویژۀ «مردان» هستند. هدف این پادکست ارائۀ بهتری از مفاهیم و موضوعاتی است که در جامعۀ ایران با عنوان «مردانگی» شناخته می‌شوند و نهایتاً به خرده‌فرهنگ‌هایی مانند مردسالاری و زن‌ستیزی و خشونت ختم می‌شوند. مخاطب اصلی این پادکست مردهای ایرانی و به‌ویژه مردهای جوان هستند تا بتوانند در مورد آنچه به‌عنوان مردانگی به آنها در جامعه تفهیم شده، بیندیشند و شاید در تصمیم‌گیری‌هایشان تجدیدنظر کنند. هدف نهایی این پادکست آشناسازی مردهای ایرانی با فرهنگ و نیازهای جامعۀ قرن جدید است و در تلاش است تا از مخاطبینش یک آقا یا جنتلمن بسازد.








منبع [با کسب پروانه از صاحب‌اثر]: castbox.fm/vc/4058120

Nov 22, 2021
مدیریت خشم
01:20:57

دکتر علیرضا یوسفی

Nov 22, 2021
بدهی مالی و...
00:28:12

دکتر هلاکویی


200724

Nov 22, 2021
باور به دسیسه و توطئه؛ زمینه‌های روانی و تأثیرات اجتماعی
02:06:07

سخنرانی دکتر آذرخش مکری در موسسه رحمان


نشست "باور به دسیسه و توطئه؛ زمینه‌های روانی و تاثیرات اجتماعی" سومین نشست از مجموعه نشست "واکنش ما به چالش‌های اجتماعی" با حضور آذرخش مکری روز دوشنبه 2 دی 1398 در مؤسسه رحمان برگزار شد.

Nov 21, 2021
ملاقاتی - داستان کوتاه
00:26:45

اثر اینیاتسیو سیلونه

ترجمه مهدی سحابی

با صدای علی رضائی‌فر

#آورده_شده_از_کتابخانه_گویا

@navanam

Nov 21, 2021
اگر جوان بودم...
02:40:09

سمینار دکتر هلاکویی


سی دی CD

Nov 19, 2021
ویژگی‌های شخصیت سالم
03:06:07

دکتر فرهنگ هلاکویی


سی دی شخصیت سالم

Nov 19, 2021
قضاوت نکن
00:30:03

دکتر علی رضائی‌فر در پادکست مرد ایرانی، به ریشه‌یابی و تحلیل مسائل و موضوعاتی می‌پردازد که ویژۀ «مردان» هستند. هدف این پادکست ارائۀ بهتری از مفاهیم و موضوعاتی است که در جامعۀ ایران با عنوان «مردانگی» شناخته می‌شوند و نهایتاً به خرده‌فرهنگ‌هایی مانند مردسالاری و زن‌ستیزی و خشونت ختم می‌شوند. مخاطب اصلی این پادکست مردهای ایرانی و به‌ویژه مردهای جوان هستند تا بتوانند در مورد آنچه به‌عنوان مردانگی به آنها در جامعه تفهیم شده، بیندیشند و شاید در تصمیم‌گیری‌هایشان تجدیدنظر کنند. هدف نهایی این پادکست آشناسازی مردهای ایرانی با فرهنگ و نیازهای جامعۀ قرن جدید است و در تلاش است تا از مخاطبینش یک آقا یا جنتلمن بسازد.








منبع [با کسب پروانه از صاحب‌اثر]: castbox.fm/vc/4058120

Nov 19, 2021
اثرِ مُرَکَّبْ – دارِن هاردی
06:11:30

Darren Hardy


منظور از «اثر مرکب» چیست؟

دارن هاردی در ابتدا اولین سرمایه‌گذاری خود را در 18 سالگی با تجربه‌ای کم انجام داد، سپس در سال 2007، مجله موفقیت را راه‌اندازی کرد و آن را به یک نشریه ماهانه تبدیل کرد. پس از گذشت بیش از 10 سال از انتشار مجله، دارن هنوز در مسیر قرار دارد و هنوز 99 درصد موفقیتش را به مداوم انجام دادن کارهای کوچک واگذار می‌کند. اما کارهای کوچک دقیقاً چیست‌اند؟

دارن در کتابش، توضیح می‌دهد که چگونه به جای شرط‌‌ بندی‌های بزرگ و تغییرات چشمگیر، او اهداف خود را به عادت‌های کوچک روزانه که می‌تواند پیگیری کند تبدیل می‌کند و سپس با استمرار در انجام این عادت‌ها، منتظر اثرات ترکیب شده آن می‌نشیند.

کلیت مطالب کتاب در سه مورد زیر خلاصه می‌شود:

اهداف زندگی خود را به عادت‌های کوچک تبدیل کنید، مثلاً: خواندن یک صفحه از کتاب در روز.

عادت‌های روزانه را به طور مداوم در بلند مدت انجام دهید.

به طور کاملاً برنامه‌ریزی، ترکیب عادت‌های کوچک تأثیرات خود را در زندگی شما نشان خواهند داد.

در مورد کتاب

مطالب ابتدایی کتاب اثر مرکب (The Compound Effect) دارن هاردی به خواننده می‌گوید که این اثری فوق العاده در مورد موفقیت است و چه چیزهایی برای به دست آوردن آن ضروری است. در جهانی که جوانان توسط رسانه‌ها بمباران می‌شوند، پیام‌ها و تصاویر زیادی درباره سریع‌ترین راه برای موفقیت و ثروت هر روز به گوش می‌رسد.

کتاب این مسئله را اذعان می‌کند و در تلاش است راه‌حل‌های بسیار ساده‌ای ارائه دهد. هاردی معتقد است: «هیچ فرمول مخفی یا سریعی وجود ندارد.» در عوض، نویسنده این کتاب بر این عقیده است روش او بر پایه ترکیب است.

این کتاب به خوانندگان نشان می‌دهد که چگونه با اجرای عادت های خوب در طول زمان، هر فردی می‌تواند به اهداف خود برسد و برنده بازی با خود شود. و اول از همه امکان این را خواهد داشت که موفقیت‌هایی را که در زندگی می‌خواهد را به دست آورد. به طور خلاصه، نتیجه حفظ عادات خوب داشتن تمرکز، انرژی و شادی است.

هاردی نشان می‌دهد که چگونه او رشد کرد و همیشه به دنبال برنامه‌ای دقیق با برای تکمیل کارهای و فعالیت‌های روزانه است. به عنوان یک نتیجه، هاردی تبدیل به فردی شد که رویکرد دقیقی برای هدفمند کردن عادات خوبش پیدا کرده بود.

با این حال، دستیابی به موفقیت لازم نیست شخصیتی مانند هاردی داشته باشید. فقط باید بخواهید آنچه را که به اندازه کافی بد است را از زندگی و خانه خود دور کنید. مهم نیست که سنتان چقدر است، هاردی در کتابش ادعا می‌کند که اگر تصمیم بگیرید که عادت ‌های بد خود را در طول زمان تغییر دهید، می‌توانید به اهداف مهم ‌تر و تأثیر گذار خود جامه عمل بپوشانید.

کتاب در شش فصل تلاش می‌کند تا تئوری نرم خود را اثبات کند و چگونگی انتخاب های بد‌ را مشخص و اینکه چگونه در طول زمان بر مردم تأثیر می‌گذارد را آموزش دهد. از سوی دیگر، او درباره چگونگی دستیابی اهداف به عادات خوب در طول زمان بحث می کند.

کتاب نمونه‌های متعددی را از مشتریانی که نویسنده در طی سال‌ها برخورد داشته است را معرفی می‌کند و موقعیت‌های مبتنی بر زندگی هر کدام را با نتایج واقعی ارائه می‌دهد. هاردی آن را با آنالوگ‌هایی که نقطه قدرت اثر او را نشان می‌دهد، آبیاری می‌کند. مانند تقارب آب پمپاژ: هنگامی که آب را از یک چاه می‌کشید، ممکن است گاهی اوقات بسیار طول بکشد تا آب از زمین خارج شود. بسیاری از مردم پس از مدت کوتاهی از پمپاژ کردن آب خودداری می‌کنند، آنها متقاعد شدن که آب بالا نمی‌آید. آنها به جایی می‌روند که بتوانند آب را سریع‌تر خارج کنند.

با این حال، مرد یا زن هر روز شروع به کار می‌کنند و به طور مداوم آب را پمپ، پمپ، پمپ می‌کنند. در نتیجه این هماهنگی، آب در نهایت خارج شده و آنها مشکل خود را در پیدا کردن آب حل کرده‌اند. در حالی که دیگران که سعی دارند سریع‌تر آن را پیدا کنند و هنوز به دنبال آن هستند. هاردی با تعهد به عادت های خوب، ادعا می‌کند که مردم می‌توانند به حرکت خود ادامه دهند و غیرقابل توقف شوند. همیشه تعجب می‌کنید که چرا مردم تلاش‌گر همیشه موفق هستند؟ خب، جواب مشخص است، آنها تلاش مداوم دارند.



هاردی مانند بسیاری از کتاب‌هایش در بخش بهبود رفتار شخصی، به شیوه‌ای آسان و گاه به گاه سریع موضوعات را بیان می‌کند. نثر غیررسمی او به نظر می‌رسد مثل این است خواننده با یک دوست یا مربی محبوبش در حال صحبت است. این کار با ایجاد یک نگاه جدید به آنچه که بر پایه موفقیت قرار می‌گیرد، به اهداف توسعه شخصی کمک می‌کند، این همان جهت دادن به عادت‌های مثبت روزانه است.

اگر در مورد پیشرفت شخصی علاقه‌مند هستید، این کتاب جای خوبی برای شروع است! این کتاب به طور مؤثری بر هسته اصلی آنچه که بر پایه موفقیت تأسیس‌شده به نگارش در آمده است. مهم است بدانید که تغییری کوچک می‌تواند تأثیر قابل توجهی در زندگی داشته باشد. انتخاب‌های شما منعکس‌کننده رفتارتان است و این رفتارها به عادت تبدیل می‌شوند. مثل هر چیزی در زندگی، هرچه بیشتر تمرین کنی، در آن کار بهتر می‌شوی. اگر شما مثبت عمل کنید، احتمالاً نتایج مثبت خواهید داشت. نتایج مثبتی که می‌خواهید در زندگی خود تجربه کنید، نتیجه انتخاب هوشمندانه و تکرار مداوم آنها خواهد بود. اگر همچنان به انتخاب‌های هوشمندانه در طول زمان ادامه دهید، نسخه‌ای بهتر از خودتان خواهید بود.

در اینجا می‌توان پنج مورد را از کتاب در خاطر نگه داشت:

- برای کاری حیرت‌انگیز تردید نکنید! موفقیت بر پایه تصمیم‌گیری هوشمندانه در طول زمان است.

- خوب است گام‌های کوچکی برای اهدافی که می‌خواهید بردارید. می‌خواهید وزن کم کنید؟ اغلب مردم برای عضویت در باشگاه ثبت نام می‌کنند، لباس‌های جدید و یا محصولات بهداشتی جدید خریداری می‌کنند و سپس بعد از یک هفته همه چیز را کنار می‌گذارند. در عوض، هاردی ممکن است به شما بگوید که به مدت ده دقیقه هر روز برای یک هفته ورزش کنید، سپس آن را تا پانزده دقیقه افزایش دهید. تا پایان ماه بعد زمان ورزش شما به 30 دقیقه خواهد رسید.

- اگر با افراد منفی باف هم صحبت شوید، نمی‌توانید زندگی مثبتی برای خود رقم بزنید.

- اگر از آن به عنوان یک ابزار یادگیری استفاده کردید، کتاب تأثیر بسیاری برای شما خواهد داشت. از فعالیت‌های ارائه‌شده در طول مسیر برنامه‌ریزی استفاده می‌شود که خوانندگان را قادر می‌سازد تا این ایده‌ها را در زندگی خود اعمال کنند. من هر تمرین را انجام دادم و به این موضوع اعتماد داشتم که چرا داشتن برنامه‌ای عملی می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد. با این حال، عادت‌های بد خود را شناسایی کردم و اکنون به آرامی آنها را به عادت‌های خوب تبدیل می‌کنم!

- هرگز خیلی دیر نیست تا کار خود را شروع کنید. مفاهیم این کتاب برای افراد در همه سنین و هر شرایط زندگی مفید است.

این کتاب با ترجمه لطیف احمدپور، میلاد حیدری را می‌توانید در نسخه الکترونیکی پی‌دی‌اف (PDF) از سایت فیدیبو دانلود کنید، همچنین اگر از گوش فرادادن به داستان بیشتر از خواندن لذت می‌برید، خرید آنلاین نسخه کامل و یا خلاصه آن را در قالب کتاب صوتی پیشنهاد می‌دهیم.

خلاصه کتاب اثر مرکب

«انتخاب‌های شما تنها زمانی معنی دار است که آنها را به دلخواه به رؤیاهای خود متصل کنید. انتخاب‌های شایسته و انگیزشی، همان‌هایی هستند که شما به عنوان هدف خود و هسته اصلی زندگی خود در بالاترین ارزش‌های خود تعین می‌کنید. شما باید چیزی را بخواهید و می‌دانید که چرا شما آن را می‌خواهید یا به راحتی می‌توانید آن از دست بدهید.»

«اولین گام در جهت تغییر، آگاهی است. اگر می‌خواهید از جایی که هستید به جایی که می‌خواهید بروید، باید با درک انتخاب‌هایی که شما را از مقصد مورد نظر خود دور می‌کنند، شروع کنید.»

«فرمول کامل برای به دست آوردن خوش شانسی: آماده‌سازی (رشد شخصی) + نگرش (باور / ذهنیت) + فرصت (چیز خوبی که راه را هموار می‌کند) + اقدام (انجام کاری در مورد نظر) = شانس»

«ما همه می‌توانیم انتخاب‌های بسیار خوبی داشته باشیم. ما می‌توانیم همه چیز را کنترل کنیم. این در توانایی ماست که همه چیز را تغییر دهیم. به جای اینکه غرق در گذشته شویم، باید دوباره انرژی خود را جمع کنیم، می‌توانیم از تجربیات گذشته برای حرکت‌های مثبت و سازنده استفاده کنیم.»

برای ایجاد تغییر، ما نیاز به این داریم که عادات و رفتار خوب را ایجاد کنیم، که در کتاب از آن به عنوان تکانش یاد می شود. تکانش بدین معنی که با ریتم منظم و دائمی و ثبات قدم همراه باشید. حرکت های افراطی و تفریطی، موضع های عجله ای و جوگیر شدن و عدم ریتم مناسب موجب خواهد شد که ثبات قدم نداشته باشیم و حتی شاید از مسیر اصلی دور شویم و تکانش ما با لرزه های فراوان و یا حتی سکون و سکوت مواجه شود. واقعیت رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود اینجا پدیدار می گردد و باید همیشه بدانیم هیچ چیز مثل عدم ثبات قدم و نداشتن ریتم مناسب در زمان تغییر، نمی تواند تکانش را با مشکل مواجه کند!

متن بالا شاید بهترین خلاصه ای باشد که می شود از کتاب نوشت!

بهترین ترجمه کتاب اثر مرکب

شاید در بین همه ترجمه‌های موجود در بازار، کار لطیف احمدپور و میلاد حیدری را می‌توان بهترین ترجمه دانست، هرجند که ترجمه دیگری از بهاره رزاقی نیز وجود دارد. همچنین، این کتاب در 240 صفحه از انتشارات نگاه نوین برای خرید و مطالعه منتشر شده است.



درباره دارن هاردی نویسنده اثر مرکب

دارن هاردی نویسنده آمریکایی، ناشر و ویراستار سابق مجله موفقیت (SUCCESS) است. به عنوان یک رهبر کسب و کار و کارآفرین در زمینه مدیریت و موفقیت برای دو دهه، دارن دسترسی منحصر به فرد و بی‌حد و حصری به موفق‌ترین افراد در تمام سیاره خاکی داشته است، از جمله ریچارد برانسون، استیو جابز، وارن بوفت، دونالد ترامپ، هوارد اشولتز، چارلز شواب، جف بزوس و خیلی بیشتر. او اسرار موفقیت خود را کشف کرده است و در حال حاضر با زبان آسان آنها را به ما نشان می‌دهد. مدیران ارشد بسیاری امروزه کتاب‌های او را می‌خوانند، به ویژه شاهکار او یعنی اثر مرکب. دارن قهرمان موفقیت، امید و فرصت‌های فراوان است که بیش از 3 میلیون نفر دنبال کننده روزانه دارد. او بهترین اطلاعات و استراتژی‌های موجود و پاسخ ها را در اختیار شما قرار می‌دهد که بتوانید در اصول زندگی برای تمرکز و توانمندسازی خود آنها را با هم ترکیب کنید.

دیگر آثار دارن هاردی

  1. ترن هوایی کارآفرینی
  2. امسال تکرار نخواهد شد
  3. استثنا باشید!
  4. بهترین سال زندگی تو
  5. دیوانگان ثروت ساز

چرا باید کتاب اثر مرکب را بخوانم؟

هنگامی که کسی درباره موفقیت فکر می‌کند، فراوانی پول معمولاً اولین چیزی است که به ذهن او می‌آید. فرهنگ لغت کلمه موفقیت را «تحقق یک هدف یا انتخاب» تعریف می‌کند. نکته اینجاست که چرا این‌طور است که ما در تلاش برای موفقیت در بیشتر نقاط زندگی خود موفق نیستیم؟ آیا سلامت ما، خانواده ما، دوستی ما نیز مهم نیست؟ حتی با تمرکز روی پول، بسیاری هنوز هم شکست می‌خورند.

این کتاب پاسخی به پرسش‌های بالا یا طرح مثال‌ها، مطالعات موردی و داستان زندگی واقعی است. با انجام این کار، هاردی در این حقیقت است که کتابش همیشه به کار می‌آید. شما واقعاً نمی‌توانید آن را نادیده بگیرید، اینکه آیا شما انتخاب‌های خوب، انتخاب‌های بد یا اصلاً انتخابی ندارید، با گذشت زمان، لازم است عادت‌های جدید و مثبت خود را در زمان پرورش دهید.

بنابراین تنها سؤال شاید همین باشد که آیا می‌خواهید این کتاب برای شما یا علیه شما کار کند؟ بنابراین اگر می خواهید موفق شوید، یک زندگی سالم داشته باشید یا می خواهید روابط بهتری را با دیگران تجربه کنید، باید شروع کنید، شروع کنید، شروع کنید و روزانه فعالیت‌های مثبت خود را مداوم انجام دهید. چون چیزهایی که برای آن وقت صرف میکنید به این شکل به دست می آید.

این کتاب موانع موفقیت را از بین می‌برد و فرآیند پیروزی را سرعت می‌بخشد. این کتابی مقدس برای رسیدن به موفقیت است، هر آنچه که ممکن است برای شما مفید باشد. آیا می‌خواهید وزن کم کنید؟ آیا می‌خواهید در کسب و کارتان موفق شوید و درآمد خود را چندین برابر کنید؟ اثر مرکب نوشته دارن هاردی راه حل نیاز شماست.

 

فهرست کتاب اثر مرکب

  • تحسین‌های اثر مرکب
  • قدردانی
  • پیامی ویژه از آنتونی رابینز
  • مقدمه
  • فصل اول: اثر مرکب در عمل
  • فصل دوم: انتخاب‌ها
  • فصل سوم: عادت‌ها
  • فصل چهارم: تکانش
  • فصل پنجم:تاثیرات
  • فصل ششم: شتاب بخشی
  • نتیجه گیری
  • ضمیمه ها
  • ضمیمه ۱: پرسشنامهٔ ارزیابی قدردانی
  • ضمیمه ۲: پرسشنامهٔ ارزیابی ارزش‌های اصلی
  • ضمیمه ۳: پرسشنامهٔ ارزیابی زندگی
  • ضمیمه ۴: پرسشنامهٔ تعیین اهداف
  • ضمیمه ۵: پرسشنامهٔ ارزیابی عادت‌ها
  • ضمیمه ۶: برگه ثبت ریتم رفتارهای هفتگی
  • ضمیمه ۷: پرسشنامهٔ تاثیرات ورودی
  • ضمیمه ۸: پرسشنامهٔ ارزیابی قدردانی







نقد و بررسی اجمالی

کتاب اثر مرکب اثر دارن هاردی

از جهاتی، کتاب «اثر مرکب» نوشته‌ی دارن هاردی را می‌توان جان کلام کتاب‌هایی دانست که در دهه‌های گذشته در زمینه‌ی توانمندسازی و رسیدن به موفقیت منتشر شده‌اند. شاید به همین خاطر باشد که شماری از نام‌آورترین اساتید جهانی این رشته، نظرشان را در مورد این کتاب نوشته‌اند و همگان را به مطالعه‌ی دقیق و حتا چندباره‌ی آن دعوت کرده‌اند. فلسفه و تفکر پشت این کتاب می‌تواند به حدی اثرگذار شود و تحول ایجاد کند که هیچ بعید نیست در سال‌های آینده گروه‌هایی در فضاهای آنلاین و آفلاین شکل بگیرند که حامل اندیشه‌ی اثر مرکب باشند. این کتاب را باید آمیخته با جان کنیم و در اکنون‌مان جاری سازیم و نتایج‌اش را هم در مقیاس یک عمر متشکل از امروزها و این لحظه‌ها ببینیم و بسنجیم که گفت: «زندگی، آبتنی کردن در حوضچه‌ی اکنون است.» آنچه خواندید نظر حسین یاغچی ویراستار مجموعه‌ی «ثروتمندان خودساخته» است که درباره کتاب اثر مرکب اظهار نموده است.

نقد و بررسی تخصصی

کتاب اثر مرکب اثر دارن هاردی

«فرمولی کلیدی برای داشتن یک زندگی فوق‌العاده. این کتاب را بخوانید و مهم‌تر اینکه به آن عمل کنید!» جک کنفیلد، نویسنده‌ی کتاب اصول موفقیت

چگونه همیشه برنده شوید!

اگر در جست‌وجوی موفقیت و پیشرفت شخصی هستید و یا به دنبال راهی واقعی و مطمئن برای تغییر زندگی و تحقق بخشیدن به رویاهایتان می‌گردید، خواندن کتاب اثر مرکب نوشته‌ی «دارن هاردی» نویسنده‌ی آمریکایی و ناشر مجله «موفقیت» را از دست ندهید. هاردی این کتاب را براساس تجربیات اثبات‌شده و سودآور نوشته و در آن به چگونگی به‌کارگیری استعدادها در جهت استفاده از فرصت‌های موجود پرداخته است. این کتاب راه‌های پیروزی در رقابت‌ها و چالش‌های زندگی را پیش روی مخاطبان قرار می‌دهد.



ناشر آمریکایی این کتاب در یادداشت خود آورده است:

«آیا دنبال کسب موفقیت هستید؟ و می‌خواهید از آنچه امروز هستید، موفق‌تر شوید؟ حتی موفق‌تر از آنچه تا به حال تصور می‌کردید که امکان دارد؟ این کتاب در همین زمینه است. به دست آوردن موفقیتی فراتر از تصور.

هیچ گونه تقلب و اغراقی در کار نیست. این کتاب، فقط دربردارنده حقایقی‌ست که برای رسیدن به موفقیت به آن‌ها نیاز دارید. نویسنده‌ی این کتاب، دارن هاردی به عنوان ناشر مجله‌ی موفقیت، تمامی این مطالب را شنیده و دیده است و خیلی از آن‌ها را هم تجربه کرده است. این کتاب از اصول اساسی کسب موفقیت پرده برمی‌دارد. اثر مرکب شامل عصاره‌ای‌ست از آنچه هر فرد جویای موفقیت، برای کسب موفقیت خارق‌العاده، باید بداند، به آن‌ها عمل کند و در آن‌ها مهارت پیدا کند. در این کتاب استراتژی‌هایی خواهید یافت درباره‌ی اینکه:

 

- چگونه، همیشه برنده شوید! بهترین استراتژی برای رسیدن به هر هدفی و پیروز شدن بر هر رقیبی، حتی اگر آنها باهوش‌تر، بااستعدادتر و باتجربه‌تر از شما باشند.

 

- از بین بردن عادت‌های بدی که مانع پیشرفت‌تان می‌شوند (ممکن است از بعضی از این عادت‌ها بی‌خبر باشید.)

 

- بدون دردسر و ناراحتی، برخی از اصول کلیدی موردنیاز برای پیشرفت‌های بزرگ و مهم را در خودتان نهادینه کنید.

 

- نکات کلیدی واقعی و پایدار برای انگیزش؛ چگونه خودتان را ترغیب به انجام کارهایی کنید که انجام آنها را دوست ندارید.

 

- به دست آوردن نیروی گریزان و فوق‌العاده تکانش. اگر این نیرو را به دست آورید، غیرقابل توقف خواهید شد.

 

- اسرار شتاب‌دهنده افراد فوق‌العاده موفق. آیا آنها از یک برتری ناعادلانه برخوردارند؟ بله، آنها یک برتری ناعادلانه دارند و حالا شما هم می‌توانید آن را داشته باشید.

 

- اگر به طور جدی دنبال داشتن یک زندگی فوق‌العاده هستید، از قدرت اثر مرکب برای خلق موفقیتی که می‌خواهید، استفاده کنید! همین امروز سفرتان را شروع کنید!




کتاب صوتی اثر مرکب – دارن هاردی

Nov 19, 2021
رفتاردرمانی دیالکتیکی [کارگاه]
27:45:09

Dialectical Behavior Therapy (DBT)

دکتر مژگان صلواتی


رفتاردرمانی زمانی توصیه می شود كه به طور مثال فرد دچار اختلالاتی نظیر افسردگی، ترس یا وحشت زدگی، كمبود یا فقدان اعتماد به نفس، فشار روانی، اعتیاد یا مشكلات بین فردی باشد. علاوه بر این، رفتاردرمانی در مواردی كه فرد دچار تجربه ناگواری است كه در عملكرد وی اختلال ایجاد كرده نیز كاربرد دارد.

هدف رفتاردرمانی، افزایش كیفیت زندگی و سازگاری از طریق بازسازی رفتاری است. البته در رفتار درمانی، دلایل ایجاد اختلال در كودكی نیز مورد توجه واقع می شود. اما تاكید بر پیشینه یادگیری فرد است. با وجود این، اساس رفتار درمانی ایجاد تغییر در رفتارهای كنونی ـ رفتارهای نامطلوب ـ و الگوهای فكری ناكارآمد می باشد.

اگر چه مزیت اصلی روان درمانی، امكان استفاده كمتر از دارو به علت عوارض جانبی است، اما حذف كامل دارو امكان پذیر نمی باشد. علاوه بر این، برای جلوگیری از بروز اعتیاد به دارو، در صورت استفاده طولانی مدت، متخصص آن را در دوز پایین تجویز می كند. درمانگر در درمان اختلالات نام برده، در روند درمان نقش فعالی را به عهده دارد. در مقابل برای درمان اختلالات روانی با منشاء ارگانیكی مانند اسكیزوفرنی و افسردگی سایكوتیك و غیره مصرف دارو ضروری به نظر می رسد.

درمان شناختی – رفتاری

مفهوم رفتاردرمانی اولین بار توسط آیزنك ابداع شد. این مفهوم بر كلیه روش های درمانی كه هدف آن ها، تغییر رفتارهای كنونی است، دلالت دارد. برخلاف روان كاوی، در رفتاردرمانی، افشاء و تحلیل تعارضات روانی ناهشیار مورد توجه قرار گرفته نمی شود. رفتاردرمانی، كاربرد بالینی نتایج آزمایشات رفتاری است كه بر پایه تئوری های یادگیری مانند شرطی سازی كلاسیك و عامل بنا شده است.

نكته مهم در رفتاردرمانی تغییر رفتار توسط آموزش رفتارهای جدید، اصلاح رفتارهای گذشته و حذف رفتارهای نامطلوب می باشد. هر نشانه اختلالات روانی، روش درمانی متفاوتی را ایجاب می كند. به عنوان مثال برای درمان فوبی (ترس مرضی از موقعیت و یا شئی) از روش حساسیت زدایی منظم استفاده می شود. درمانگر نباید در روند درمان تنها به یك روش درمانی خاص اكتفا كند. روان درمانی فرآیند بسیار پیچیده ای است كه استفاده از روش های درمانی متفاوتی را اقتضا می كند.

روش های گفته شده، تنها بخش كوچكی از كلیه روش های درمانی استاندارد در رفتاردرمانی است.


مفهوم دیالکتیک


لینهان (1993) معتقد است فهم زیر بنایی DBT حایز اهمیت ، چرا که تعیین کننده نگرش در مانگر به رنج بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است. اما چرا لینهان برای توضیح روش درمانی خود ،اصطلاح دیالکتیک را بکار برده است؟ وی مفهوم دیالکتیک را از هگل گرفته است. در دیدگاه هگل ،دیالکتی « سیر اندیشه » است از طریق« تز » (وضع موجود)، « انتی تز»( وضع مقابل) و « سنتز » (وضع مجامع). در فلسفه هگل ، تز، ایجاب است و انتی تز ، سلب یا نفی ان، وسنتز ، نفی نفی، که عبارت است از حفظ نتایج صحیحی از تقایل دو مقدمه ی پیشین ناشی می شود. به معنا ی دیگر، لینهان معتقد است که اصطلاح دیالکتیک به این عقیده اشاره دارد که حقیقت، نتیجه ی تنش دایمی بین اهداف یا موضوعات مختلف است.هر اتفاقی- که تز نامیده می شود- گرایشی به تولید یک نیروی مخالف خود دارد.( که انتی تز نامیده می شود) و تضاد میان اهداف و اندیشه ها از طریق خلق یک اتفاق جدید (که سنتز نامیده می شود) ، بر طرف خواهد شد ( لینهان و دکستر –مازا2008). به عنوان مثال: کامران عاشق کتایون است (تز) ، ولی از انجا که به تازگی در کتایون خصایصی را دیده که منجر به رنجش او شده ،تدریجا شک کرده که ایا واقعا عاشق تایون هست یا نه( انتی تز ). در نهایت ، کامران به درک این حقیقت می رسد که می تواند همچنان عاشق کتایون بماند ، غلی رغم انکه، کتایون نقاط منفی وقصور های خاص خود را دارد. شاید حتی به خاطر همان خصایص منفی که در او دیده ، همچنان عاشقش مانده است( سنتز). همان طور که اندیشه های هگلی توضیح می دهد ، سنتز عبارت از «حفظ» نتایج صحیحی است که از تقابل دو مقدمه ی پیشین ناشی می شود . بنابر این، لینهان از این اصطلاح برای اشاره به واقعیت بیمار مرزی استفاده می کند تا بگوید که لازم نیست که جهان و حقیقت جهان را به دو بخش کاملا سیاه و سفید دو تکه کند، بلکه می تواند به سنتزی از اهداف و موضوعات برسد. یعنی به جای اینکه دوست، معشوق یا همسر، کاملا بد (تز) یا کاملا خوب ( انتی تز) فرض یا تصور شود ، می تواند انسانی با مجموعه ای از ویژگی های مثبت و منفی در نظر گرفته شود( سنتز).


در واقع دیالکتیک به « ماهیت اساسی واقعیت » اشاره دارد و ان را به عنوان امری پیوسته و دایم ، پویا و کل نگرانه می نگرد.DBT که بر یک دیدگاه دیالکتیکی از جهان استوار است براین سه اصل تاکید می کند:


1. اصل تمامیت واقعیت و داشتن ارتباط با مناسبات مشترک درونی


2. اصل تضاد یا قطبیت


3. اصل تغییر پیوسته و دایم


رفتار درمانی دیالکتیکی


اصل اول به این معنا است که هر سیستمی یک کل واحد است و افراد نه در انزوا، که در ارتباط با سیستم قرار دارند.مشابه نظریه های سیستمی و بافت گرا، دیدگاه دیالکتیکی هم معتقد است که تجزیه و تحلیل بخشی از انسان واجد ارزش محدودی است ، مگر اینکه تحلیل ما به کلیت وجودی وی تسریع پیدا کند. اصل دوم به این معنا است که درون هر چیزی یا هر سیستمی ، نوعی قطبیت وجود دارد. برای مثال؛ فیزیکدان نمی تواند حتی کوچکترین مولکول را به مولکول دیگر کاهش دهد . هر جا که ماده ای وجود دارد، یک ضد ماده هم وجود خواهد داشت ، دقیقا همان طور که درون یک اتم هم پروتون وجود دارد و هم الکترون. واقعیت بیرونی بصورت یک ساختار ایستا در نظر گرفته نمی شود، بلکه ترکیب نیروهای متضاد و پویای تز و آنتی تز باعث تشکیل نیروی سومی به نام سنتز می شود. تمامی قضایا در دل خود حامل اضداد خود هستند. فرض لینهان بر این است که واقعیت، اساسا ماهیتی پارادوکسیکال دارد؛ مضاف بر اینکه هر واقعیتی در برابر واقعیت ضد خود نیز قد علم می کند. این خصیصه دیدگاه دیالکتیکی ، تغییر مداوم یا پیوسته نامیده می شود.در DBT ، تضاد وتنش دایمی دردرون هر سیستم – مثبت و منفی ، خوب وبد ، فرزند و والد، در مانجو و درمانگر ، فرد و محیط- و انسجام و یکپارچگی انهاست که تغییر ایجاد می کند.


حالت جدیدی که به دنبال سنتز ایجاد می شود نیز ترکیبی از نیروهای متضاد است ؛ بدین ترتیب ، تغییر، روند پیوسته ای است که ماهیت اصلی زندگی را تشکیل می دهد( میلر، راتوس و لینهان،2007).


نکته دیگر اینکه لینهان از واژه ی دیالکتیک استفاده می کند تا وضعیت به ظاهر پاردوکسیکال خاصی که درمانگر می بایست در برابر بیمار مرزی اتخاذ کند، توضیح دهد. در واقع، دیالکتیک اصلی در این رویکرد ، یکپارچگی یا وحدت پذیرش و تغییر است. به این معنا که ارزوی تغییر هر تجربه ی دردناک، باید با تلاشی مشابه برای یادگیری پذیرش دردهای غیر قابل جتناب و ناگزیر زندگی متعادل شود.


اهداف درمانی


در جلسات اولیه ، اهداف مورد نظر با بیمار در میان گذاشته می شود و درمانجو و درمانگر پیرامون آنها بحث می کنند. به منظور موفقیت درمانی ، لازم است که درمانگر تعهدی از درمانجو بگیرد، مبنی براینکه در راستای نیل به اهداف درمانی حرکت کند. زمانی که بیمار و درمانگر در مرحله پیش از شروع درمان هستند و تمرکز اصلی درمانگر بر ارزیابی و آشنا سازی بیمار با DBT است، از بیماران خواسته می شود در مورد سه موضوع عمده تعهد کتبی یا شفاهی بدهند:


1) برای یک سال زنده بمانند( یعنی ، دست به خود کشی نزنند).


2) بر روی رفتارهای که موجب تداخل درمان می شود، تمرکز کرده و با درمانگر همکاری کنند.


3) برای یک بازه ی زمانی مشخص( معمولا یک سال ) DBT را ادامه بدهند.


این تعهد در DBT ، کاملا آشکار و صریح است؛ بر خلاف اکثر درمانهای دیگر که یا تعهد اصلا وجود ندارد ، یا اگر هم باشد تلویحی و ضمنی است (لینهان،1993). منطق این کار از شواهدی ریشه گرفته که نشان می دهند متعهد شدن درمانجو به رفتار کردن به شیوه ای خاص ارتباطی قوی با عملکرد آینده ی او در جلسات درمانی دارد.درمانگر به صورت سلسله مراتبی بر اهداف تمرکز می کند ولی چنانچه رفتار ناسازگار قبلی بازگشت کند، مجددا به سمت هدف قبلی حرکت می کند. پسرفت به اهداف قبلی در کار با بیماران مرزی بیشتر یک قاعده است تا استثنا.


کاهش رفتارهای تهدید کننده ی زندگی ( رفتارهای خودکشی گرایانه)


هدف اول در DBT کنترل رفتارهای خودکشی گرایانه است که مستقیما براساس مولفه های جدی اندیشه پردازی خودکشی و رفتارهای شبه خودکشی منطبق با DSM بکار برده می شود؛ مانند اعمال خود آسیب رسانی عمدی مثل اقدام به خودکشی و رفتار جرح خویشتن. توجه اولیه به « رفتارهای خود کشی گرا » به دلیل ارتباط انها با اقدام به خودکشی های بعدی ، به نظر می رسد که از ضرورت واضحی برخوردار باشد.12ماه پس از یک اپیزود خود زنی ، احتمال خودکشی بین 50 تا 100 برابر بیشتر می شود . همچنین 50% کسانی که با خودکشی مرده اند سابقه ی خود زنی داشته اند؛ این عدد در مورد نوجوانان 75% است. بنابراین « جرح خویشتن» ممکن است خیلی جدی یا فوری به نظر نیاید، اما ارتباط آن با خودکشی و آسیب تصادفی یا مرگ ، موجب می شود که قسمتی ا ز هدف اولیه ی درمان قرار بگیرد . چنانچه رفتارهای شبه خودکشی در فاصله جلسات صورت بگیرد . دست کم قسمتی از جلسه بعدی را می بایست به بحث پیرامون آن اختصاص داد . از آنجا که رفتارهای شبه خودکشی به نحوی در خدمت مسئله گشایی است، لذا درمانگر DBT تلاش می کند تا رفتارهای خودکشی گونه را با رفتارهای مقابله ای کارآمد تر جایگزین کند. توجه به رفتارهای شبه خودکشی ، بیمار را از این نکته که چنین رفتاری برای درمانگر مهم است آگاه می کند. این دیدگاه دلسوزانه درمانگر در تقابل با تجربه بسیاری از بیمارانی است که از محیطهای بی اعتبار ساز آمده اند . درمانگر، یک پیشامد احتمالی واضح را برای بیمار مطرح می کند : اینکه وی نمی تواند درباره ی مسایل مورد علاقه بیمار بحث کند مگر اینکه خطر رفتارهای خودکشی گرا به حداقل برسد.


رفتاری درمانی دیالکتیکی


کاهش رفتارهای مخل درمان


پس از کم شدن رفتارهای خودکشی گرایانه، درمانگر با هدف دوم مواجه می شود: یعنی رفتارهایی که با روند درمان تداخل می کنند. چنین رفتاری به هر گونه پاسخ از سوی درمانگر یا بیمار اطلاق می شودکه هدایت و مسیر ادامه درمان را مورد تهدید قرار می دهد. اندیشه بنیادی از این قرار است که چنانچه بیمار به طور منظم برای درمان مراجعه نکند، درمان موثر واقع نخواهد شد. چنین رفتارهای شامل جر وبحث زیاد، دیر آمدن یا کلا نیامدن به جلسات درمان، امتناع از کار کردن در جلسه درمانی، عدم انجام تکالیف خانگی یا عدم مطالعه راهنمای درمانی، تماسهای تلفنی با درمانگر در ساعات ناموجه، سرزنش قربانی و رفتارهای مشابه می شود( لینهان و دکستر- مازا،2008). لینهان معتقد است که رفتارهای مخل درمان اغلب انعکاسی از الگوهای تعمیم یافته ی بیمار و درمانگر است . درمانگر و بیمار می خواهند در یک سعی مشترک، رفتارهای مخل درمان را شناسای کنند واین درک را به موقعیت های مشابه، در خارج از محیط درمانی تعمیم دهند. از انجا که درمان شامل دو نفرشرکت کننده است لذا DBT ، رفتارهای مخل توسط درمانگر را هم هدف قرار می دهد . رفتارهای درمانگر مثل پاسخ های جزمی، بی اعتبارسازی و کناره گیری به صورت موشکافانه مورد توجه قرار می گیرند.


کاهش رفتارهای مخل کیفیت زندگی


این رفتارها مستقیما موجب تهدید زندگی نمی شوند ، اما کیفیت سالم زندگی را تهدید کرده و مانع شانس و فرصت بیمار برای رسیدن به یک زندگی سطح بالاتر می شوند. برای مثال این رفتارها شامل موارد زیر می شود: تکانشگری مفرط، رانندگی بی محابا، بی بند وباری جنسی، ادامه ی روابط بین فردی مخرب و ناکارآمد ( برای مثال: آزار جنسی در داخل خانواده، یا تن دادن به آزار و بهره کشی عاطفی از سوی شریک جنسی یا عاطفی)، رفتارهای پرخطر، سوء مصرف مواد، اختلالات خوردن، افسردگی، بی خانمانی ، دوره های بی کاری طولانی مدت ، مشکلات بین فردی که با فقدان کنترل هیجانی همراه بوده و منجر به رفتارهای ضد اجتماعی مثل درگیری فیزیکی می شود. درمانگر به بیمار درباره ی آسیب زا بودن این رفتارها آموزش می دهد و روشن می کند که چرا رفتارهای مخل درمان می بایست متوقف شوند. بنابراین ، راهبرد اول در برخورد با چنین رفتارهایی، تعهد به تغییر است. این که چه رفتارهایی مختل کننده ی کیفیت زندگی بیمار هستند، مسئله ای است که میان بیمار و درمانگر به بحث گذاشته می شود.


افزایش مهارت های رفتاری


آموزش مهارتهای بین فردی ، مهارت های تحمل پریشانی ( ناراحتی)، مهارت های تنظیم هیجان و مهارت های هشیاری فراگیر( ذهن آگاهی ) مرکزی، از جمله ی مهارت های رفتاری هستند( میلر، راتوس ولینهان،2007). برای مثال : مهارتهای ذهن آگاهی شامل موارد زیر است : مشاهده کردن، شرح و توصیف حالات هیجانی ، دیدگاه قضاوت گرانه نداشتن، هشیار بودن و تمرکز بر آنچه که در یک موقعیت خاص، کارا و موثر است. برای مثال ، در آموزش هشیار بودن کامل، درمانگر ، بیمارهای مرزی را تشویق می کند تا افکار و هیجانات را به صورت کامل تجربه کند بدون انکه آنها را سرکوب کند، درمورد آنها قضاوت ارزشی کند وهیجانات ثانویه ای مثل شرم و گناه را تجربه کند. با توجه به اینکه تحریک پذیری هیجانی مشخصه ی عمده BPD است، لذا مهارت های تنظیم هیجانی، نقشی اساسی در درمان این اختلال دارد. مسئله ی دیگر که نقش مهمی دارد ، آموزش تحمل پریشانی است که بیمار را جهت پذیرش و کنار آمدن با محیط و هیجانات دردناک به صورت همزمان آماده می کند. بنابراین، یک عمل دیالکتیکی میان دو گروه از مهارتها صورت می گیرد. تحمل پریشانی مربوط به توانایی دیدن و آگاهی داشتن از هیجانات ، افکار و محیط، بدون اقدام به تغییر یا کنترل هر گونه عامل می باشد. آموزش تحمل ناکامی به بیمار می آموزد تا هم هیجانات و مهم محیط پیرامون فعلی خود را با نگاهی عاری از قضاوت بپذیرد.


درمانگر می بایست این نکته را برای بیمار روشن سازد که تحمل پریشانی به معنای تسلیم شدن و یا رها کردن و بی تفاوت بودن نسبت به موقعیت نیست ، بلکه در بسیاری از موقعیت ها تحمل ناراحتی و پریشانی، نهایتا به نتیجه دلخواه منجر خواهد شد. خزانه رفتاری بیمار مرزی، اغلب شامل مهارتهای اجتماعی ضروری جهت دیدن وصحبت کردن با مردم است، بنابراین بیمار از نظر اجتماعی با کفایت به نظر می رسد؛ اما مهارت های مقابله ای برای حل تعارض های میان فردی یا وجود ندارد و یا به واسطه ی ترس، مورد بازداری واقع شده است. آموزش مهارت های بین فردی و مهارت های حل مسئله، شرایط ایجاد روابط پایدار را فراهم می کنند . مهارت های مدیریت خود، گروه جامعی از مهارت ها است که بیمار را قادر می سازد تا توانایی های مخصوصی را کسب کرده و انها را حفظ نماید. یادگیری تعین اهداف واقع بینانه و تحلیل رفتاری ، از جمله ی این توانایی هاست.


کاهش فشار روانی پس از سانحه


تحقیقات زیادی شیوع فشارروانی پس از سانحه و تظاهرات آن را در جمعیت مرزی مورد کاوش قرار داده اند. در بسیاری از این مطالعات ، بر روی سوء استفاده های جنسی ، چه در کودک و چه در بزرگسالی، به عنوان یک واقعه تروماتیک اولیه تمرکز می شود. به یک دلیل کاملا ساده فشار روانی پس از سانحه پنجمین هدف درمان انتخاب شده است: اگر قرار است درمان علامتی فشار روانی پس از سانحه با موفیت همراه باشد، بیمار اول از همه باید زنده بماند، امنیت داشته باشد وتوانایی ادامه درمان در او تقویت شود. از طریق تمرکز بر رفتارهای مخل زندگی و مخل درمان، بیمار مهارتهای را کسب می کند که وی را جهت مقابه ی موثر با فرایند حل وفصل گذشته تروماتیک، کمک می کند.


رفتار درمانی دیالکتیکی


افزایش احترام به خویشتن


احترام به خویشتن شامل پرورش جنبه های گوناگون مثبت « خود »، مثل احترام به خود، اعتماد به خود و آرام کردن یا تسکین خود می شود. این هدف بر روی توانایی بیمار جهت دوست داشتن خود، اعتماد به حس خود و اعتماد به هیجانها و رفتار متمرکز می شود. احترام به خود، عزت نفس و توجه به خویشتن خویش، تحت تاثیر عواملی چون اعتبار بخشی ، هویت و حس کنترل قرار می گیرد. اگر چه موفقیت در تحقق اهداف قبلی حداقل به سطح متوسطی از خود- اعتباردهی و کنترل خویشتن منجر می شود، با این حال بسیاری از بیماران ، زمانی که در می یابند هیچ لزومی ندارد هویت خودشان را بر حسب حالات هیجانی ، رفتارها یا برچسب های تشخیصی تحریف کنند، درباره ی مسائل مربوط به هویت ، همچنان گیج و اشفته باقی می مانند . « اعتماد به خویشتن» بگونه ای کاملا معنی دار در تعامل با « احترام به خویشتن» قرار می گیرد . مهارت اموزی و اعتبار بخشی توسط درمانگر، حس «اعتماد به خود» بیمار را به واسطه ی کسب این احساس که وی دقیقا محیط اطرافش را درک می کند، افزایش می دهد.


علاوه بر این، نایل امدن به اهداف فردی، حل و فصل احساس های بی کفایتی و دستیابی به احساس های رهایی و شادکامی از دیگر آماج درمانی DBT هستند( لینهان، 1993؛ میلر راتوس و لینهان، 2007).


راهبردهای درمان


درمانگر DBT به اهدافی که ذکر شد،با 5دسته راهبرد وسیع، که تمامی آنها شامل دست کم یک جفت خرده راهبرد دیالکتیکی است، نزدیک می شود:


1. راهبردهای اعتبار بخشی


2. راهبردهای مسئله گشایی


3. راهبردهای دیالکتیکی


4. راهبردهای سبک شناختی


5. راهبردهای مدیریت بیمار


آموزش مهارت ها در DBT


رفتار درمانی دیالکتیکی بر این نکته تاکید می کند که رفتار های غیر انطباقی بیماران ( مثل،خودزنی،رفتارهای خود کشی گرایانه، سوء مصرف الکل و داروها) در خدمت تجربه های هیجانی آزار دهنده است. به دنبال این رفتارهای غیر انطباقی ، کاهشی موقتی در برانگیختگی هیجان رخ می دهد ودر نتیجه استفاده از این راهبردهای غیرانطباقی به صورت منفی تقویت می شود. بناببر این، بدنه اصلی تمرکز DBT، حول یادگیری به کار گیری و تعمیم مهارتهای انطباقی خاصی است که در آن روش درمانی آموزش داده می شود و هدف نهایی آن، کمک به بیمار برای شکستن وفایق آمدن براین چرخه ی معیوب است . درDBT چهار دسته از مهارتها آموزش داده می شود:


1. مهارت های ذهن آگاهی


2. مهارت کارآمدی بین فردی


3. مهارت تحمل پریشانی( رنج)


4. مهارت تنظیم هیجانی


هریک از این مهارتها با کمک بازی نقش یا سایر مولفه های تجربی، آموزش داده می شود وتمرین یا یادگیری آنها بر اساس تکالیف خانگی بررسی می شود. هر جلسه چند برگ کاغذ جهت یادداشت برداری و تعدادی فرمهای مخصوص که حاوی اطلاعاتی درباره مهارت های DBT است به درمانجو( یا درمانجویان، در گروه درمانی ) داده می شود. موضع دیاالکتیکی در مهارت آموزی DBT نیز رعایت شده است ، به این معنی که ذهن آگاهی و تحمل پریشانی،مهارتهای مبتنی بر پذیرش هستند، وتنظیم هیجانی و کارآمدی بین فردی مهارتهای مبتنی برتغییرحساب می آیند. با این حال استفاده موثر و کارآمد از تمام این چهار مهارت به درجه تسلط درمانجو بر ذهن آگاهی بستگی دارد به همین دلیل قبل از آموزش مهارت دیگر همیشه در ابتدا مهارت ذهن آگاهی تمرین می شود. تاکید DBT بیشتر بر مهارت های ذهن آگاهی و تحمل پریشانی است زیرا مهارت های کارآمدی بین فردی و تنظیم هیجانی عمدتا از همان اصول و روشهای رفتار درمانی شناختی( عمدتا، اموزش مهارت های اجتماعی و مهارتهای جرات مندی و ابراز وجود) پیروی می کنند.


مهارت های ذهن اگاهی


از آنجا که مهارت های ذهن آگاهی قلب DBT را تشکیل می دهند، گاهی اوقات تحت عنوان مهارت های مرکزی( اصلی ) از آنها یاد می شود. این مهارتها، که نسخه های روانشناختی و رفتاری مهارت های مراقبه به حساب می آیند تا حد زیادی الهام گرفته شده از ذن هستند و با بسیاری از اعمال مراقبه ای مشرق زمین و روشهای تعمقی( تفکری ) مغرب زمین نیز هماهنگ و سازگار هستند. ذهن آگاهی که آگاهی بدون قضاوت تعریف می شود، شالوده ی تمامی مهارت ها درDBT است( لینهان،1993) ونخستین مهارتی است که در DBT آموزش داده می شود. هدف بسیار مهم این مهارت ایجاد توانایی کنترل توجه است. فقدان توانایی در هدایت توجه منجر به مشکلات شایع متعددی می شود که شامل ناتوانی در متوقف سازی فکر کردن درباره گذشته، آینده یا مشکلات فعلی و ناتوانی در تمرکز بر تکالیف مهم می باشد. به طور کلی ترهدف مهارت های ذهن آگاهی درDBT ، رشد خردورزی، توانایی دیدن آنچه درست است، عمل کردن به شکل عاقلانه، مشارکت کامل وعاری از قضاوت در تجارب زندگی به منظور تسهیل ظهور رفتار موثر وماهرانه است. همان طور که پیشتر هم گفته شد، پارادایم ذهن آگاهی لینهان ، تحت تاثیر ذن و آموزش های معنوی مسیحیت قرار دارد و بر رها کردن دلبستگی های ناکارآمد و کاهش تفکر قضاوتی با هدف غایی یکی شدن با تجربه فعلی مبتنی است. مهارت های ذهن آگاهی در دو طبقه سازمان یافته اند : مهارت های « چه چیز» و مهارت های « چگونه» . مهارت های سه گانه ی چه چیز به اعمالی اطلاق می شوند که فرد برای تمرین ذهن اگاهی انجام می دهد و عبارتند از : مشاهده کردن ، توصیف کردن و مشارکت کردن. مهارت های سه گانه چگونه به شیوه های اطلاق می شوند که شخص با کمک آنها مهارت های چه چیز را تمرین می کند . این مهارت ها عبارتند از : غیر قضاوتی بودن ، خود- ذهن آگاهی و کارآمد عمل کردن .


مهرت کارآمدی بین فردی


این مهارت به درمانجو کمک می کند تا از جرات مندی بیشتری برخوردار شده و در روابط بین فردی خود چیزی را که می خواهد بدست آورد و قدرت نه گفتن در او تقویت شود و با تعارض ها مقابله کرده، و توانایی استمرار روابط بین فردی و حفظ احترام به خویشتن در او بالاتر برود. برای آموزش این مهارت ها بهتر است که از بازی نقش استفاده کرد . گام های اصلی مهارت کارآمدی بین فردی در سر واژه ی لاتین DEARMAN خلاصه شده است: توصیف کردن ، ببیان کردن، ابراز قاطعانه، تقویت کردن، ذهن آگاه ماندن، با اعتماد بنفس بودن و مذاکره.


مهارت تحمل پریشانی ( رنج)


این مهارت ترکیبی از مهارت های استاندارد رفتار درمانی شناختی و اعمال ذن به ویژه پذیرش رادیکال است . گام های اصلی تحمل پریشانی در سر واژه ی ACCEPTS خلاصه شده است: فعالیت ها، مشارکت، مقایسه ، هیجان ها، فرونشانی ، افکار و حس ها.در واقع این تکنیک به درمانجو کمک می کند تا با انجام برخی ازفعالیت ها (مثل تلفن زدن به یک دوست صمیمی ، یا حتی مرتب کردن اتاق) مشارکت در برخی از کارها( مثل کمک کردن به دیگری) مقایسه ی خود با کسانی که وضع بدتری دارند، ایجاد تعمدی هیجان های مثبت ( مثل دیدن فیلم) فرونشانی موقتی شرایط دردناک( مثل کشیدن یک دیوار خیالی بین خود و مشکلات) جایگزین کردن افکار و تقویت سایر حس ها ، حواس برگردانی کرده و قدرت تحمل پریشانی و رنج و اندوه را در خود بالا ببرد.


مهارت تنظیم هیجانی


مهارت « دریا» یکی از مهارت های است که برای تنطیم حالات هیجانی آشفته ساز انجام می شود. می توان از موسیقی یا کلیپ های تصویری برای تحریک واکنش هیجانی حالات خلقی، احساس های بدنی و مواردی از این دست استفاده کرد. سپس از اعضای گروه خواسته می شود تا به صورت غیر قضاوتی کلیپ را تماشا کنند یا موسیقی را بشنوند و در واکنش به کلیپ یا موسیقی ، توجه خودشان را مستقیما به تجربه های درونی معطوف کنند. (میلر، راتوس ولینهان2007).


اثر بخشی رفتار درمانی دیالکتیکی


درمان DBT عمدتا روانی- آموزشی است و بر اکتساب مهارت های رفتاری تاکید دارد. در یک مطالعه ی تصادفی کنترل شده لینهان و همکارانش نتیجه ی یک ساله ی یک درمان را با درمان های معمول در دسترس مقایسه کردند.در طی این یک سال بیماران گروه DBT به طور معنی داری رفتار آسیب رسان کمتر از بیماران گروه گواه، داشتند و دوره های شدید خود- آسیب رسانی در میان بیماران گروه تجربی ، کمتر از گروه گواه ( درمان به روش معمول) بود. با این حال اگر چه DBT اپیزودهای جرح خویشتن را در ابتدای درمان کم می کند اما در بلند مدت از اثر بخشی محدودی برخوردار است . همچنین در برخی از مطالعات اثر بخشی خود را در کاهش افسردگی ، ناامیدی و ارتقا باور های مقابله ای یا رضایت مندی کلی از زندگی نشان داده است. روی هم رفته یافته ها نشان می دهند کهDBT بایستی فقط درمان انتخابی آن دسته از از بیماران مرزی باشد که به طور مزمن خودکشی گرا هستند. دلیل اثر بخشی خوب DBTبر کاهش رفتارهای پر خطر بیماران مبتلا به BPD، وجود پاره ای از ویژه گی های متمایز کننده ی DBT است:


1. بازنگری دایمی در خطر رفتارهای نظیر خودکشی یا خود زنی در سرتاسر برنامه درمانی


2. تمرکز آشکار بر اصلاح این رفتارها در اولین مرحله ی درمان


3. تشویق ببیماران برای مشاوره گرفتن از درمانگرانشان از طریق تلفن و به هنگام بر انگیخته شدن رفتار های پر خطر


4. جلوگیری از فرسودگی روانی درمانگر از طریق برگزاری جلسات درمان گروهی




Dialectical behavior therapy (DBT) is an evidence-based[1] psychotherapy that began with efforts to treat borderline personality disorder.[1] There is evidence that DBT can be useful in treating mood disorderssuicidal ideation, and for change in behavioral patterns such as self-harm and substance use.[2] DBT evolved into a process in which the therapist and client work with acceptance and change-oriented strategies, and ultimately balance and synthesize them, in a manner comparable to the philosophical dialectical process of hypothesis and antithesis, followed by synthesis.[1]

This approach was developed by Marsha M. Linehan, a psychology researcher at the University of Washington, to help people increase their emotional and cognitive regulation by learning about the triggers that lead to reactive states and helping to assess which coping skills to apply in the sequence of events, thoughts, feelings, and behaviors to help avoid undesired reactions.

Linehan developed DBT as a modified form of cognitive behavioral therapy (CBT) in the late 1980s to treat people with borderline personality disorder (BPD) and chronically suicidal individuals. Research on its effectiveness in treating other conditions has been fruitful; DBT has been used by practitioners to treat people with depression, drug and alcohol problems, post-traumatic stress disorder (PTSD), traumatic brain injuries (TBI), binge-eating disorder, and mood disorders. Research indicates DBT might help patients with symptoms and behaviors associated with spectrum mood disorders, including self-injury. Work also suggests its effectiveness with sexual-abuse survivors and chemical dependency.

DBT combines standard cognitive-behavioral techniques for emotion regulation and reality-testing with concepts of distress tolerance, acceptance, and mindful awareness largely derived from contemplative meditative practice. DBT is based upon the biosocial theory of mental illness and is the first therapy that has been experimentally demonstrated to be generally effective in treating BPD.[3][4] The first randomized clinical trial of DBT showed reduced rates of suicidal gestures, psychiatric hospitalizations, and treatment drop-outs when compared to treatment as usual.[5] A meta-analysis found that DBT reached moderate effects in individuals with borderline personality disorder.[6]

Nov 19, 2021
تئوری انتخاب: پیشگفتار
00:18:44

تئوری انتخاب (واقعیت‌درمانی)، درآمدی بر روانشناسی امید؛ ویلیام گلسر


این کتاب درباره اهمیت روابط خوب است . در کتاب آقای گلاسر می خواهد بگوید که بجز فقر و بیماری و کهنسالی ، سایر مشکلات بشر مثل خشونت ، بزهکاری ، بدرفتاری با همسر ، اعتیاد و … معلول روابط غیر رضایت بخش هستند .

تئوری انتخاب یک تئوری مبتنی بر روانشناسی کنترل درونی است که معتقد است گذشته ها بر زندگی کنونی ما اثر شگرفی داشته است ولی تعیین کننده رفتار کنونی ما نیست و میزان مسئولیت پذیری و به رسمیت شناختن و احترام به واقعیت موجود و شیوه ای که برای ارضای نیازهایمان با توجه به دو عامل انتخاب است که رفتار کنونی ما را تعیین میکند…

ویلیام گلاسر در رابطه با کتاب خود چنین میگوید :

این کتاب در رابطه با اهمیت رابطه خوب است . در این کتاب میخواهم بگویم بجز بیماری ، فقر ، کهنسالی و سایر مشکلات مهم بشری مثل خشونت ، بزهکاری ، بدرفتاری با کودکان ، بدرفتاری با همسر ، اعتیاد به الکل و مواد مخدر و روابط جنسی پیش از موعد و عاری از عشق و ناراحتی های هیجانی معلول روابط غیر رضایت بخش است، کل کتاب بیان این قضیه است و راه بهتر کنار آمدن با یکدیگر را نشان میدهد .

من روی چهار نوع رابطه که همگی باید بهبود یابند تمرکز میکنم ، این چهار رابطه عبارتند از : رابطه زن و شوهر ، رابطه والدین و فرزندان ، رابطه معلم و شاگرد و رابطه رابطه مدیر و کارمند . به نظر من اگر این روابط را بهبود نبخشیم در کاهش مشکلات اشاره شده توفیق چندانی نخواهیم داشت . ابتدا چنین ادعایی را ادعایی گستاخانه میدیدم ولی پیش از اینکه کتاب حاظر زیر چاپ برود به تحقیقات جدیدی دست یافتم که نظرم را مبنی بر اینکه نو جوانان برای پرهیز از رفتارهای خود مخرب ، به روابط والد و معلم و شاگردی خوب احتیاج دارند .



این کتاب با مشخصات زیر نیز به فارسی ترجمه و چاپ شده است:

نظریه انتخاب: روانشناسی‌نوین، دریچه‌ای به‌آرامش، لذت و آزادی‌شخصی؛ ویلیام گلاسر


Reality therapy is an approach to psychotherapy and counseling. Developed by William Glasser in the 1960s,

Nov 19, 2021
تئوری انتخاب: واقعیت‌درمانی
19:23:05

تئوری‌انتخاب (واقعیت‌درمانی)، درآمدی بر روانشناسی امید؛ ویلیام گلسر


این کتاب درباره اهمیت روابط خوب است . در کتاب آقای گلاسر می خواهد بگوید که بجز فقر و بیماری و کهنسالی ، سایر مشکلات بشر مثل خشونت ، بزهکاری ، بدرفتاری با همسر ، اعتیاد و … معلول روابط غیر رضایت بخش هستند .

تئوری انتخاب یک تئوری مبتنی بر روانشناسی کنترل درونی است که معتقد است گذشته ها بر زندگی کنونی ما اثر شگرفی داشته است ولی تعیین کننده رفتار کنونی ما نیست و میزان مسئولیت پذیری و به رسمیت شناختن و احترام به واقعیت موجود و شیوه ای که برای ارضای نیازهایمان با توجه به دو عامل انتخاب است که رفتار کنونی ما را تعیین میکند…

ویلیام گلاسر در رابطه با کتاب خود چنین میگوید :

این کتاب در رابطه با اهمیت رابطه خوب است . در این کتاب میخواهم بگویم بجز بیماری ، فقر ، کهنسالی و سایر مشکلات مهم بشری مثل خشونت ، بزهکاری ، بدرفتاری با کودکان ، بدرفتاری با همسر ، اعتیاد به الکل و مواد مخدر و روابط جنسی پیش از موعد و عاری از عشق و ناراحتی های هیجانی معلول روابط غیر رضایت بخش است، کل کتاب بیان این قضیه است و راه بهتر کنار آمدن با یکدیگر را نشان میدهد .

من روی چهار نوع رابطه که همگی باید بهبود یابند تمرکز میکنم ، این چهار رابطه عبارتند از : رابطه زن و شوهر ، رابطه والدین و فرزندان ، رابطه معلم و شاگرد و رابطه رابطه مدیر و کارمند . به نظر من اگر این روابط را بهبود نبخشیم در کاهش مشکلات اشاره شده توفیق چندانی نخواهیم داشت . ابتدا چنین ادعایی را ادعایی گستاخانه میدیدم ولی پیش از اینکه کتاب حاظر زیر چاپ برود به تحقیقات جدیدی دست یافتم که نظرم را مبنی بر اینکه نو جوانان برای پرهیز از رفتارهای خود مخرب ، به روابط والد و معلم و شاگردی خوب احتیاج دارند .



این کتاب با مشخصات زیر نیز به فارسی ترجمه و چاپ شده است:

نظریه انتخاب: روانشناسی‌نوین، دریچه‌ای به‌آرامش، لذت و آزادی‌شخصی؛ ویلیام گلاسر


Reality therapy is an approach to psychotherapy and counseling. Developed by William Glasser in the 1960s,

Nov 19, 2021
۲۱ درس برای قرن ۲۱
07:48:33

 یووال نوح هَراری

 ترجمه: سودابه قیصری 


با توجه به گذشته دور در انسان خردمند: تاریخچه مختصری از انسان (۲۰۱۱) و با آینده دور در انسان خداگونه: تاریخچه مختصری از فردا (۲۰۱۶)، هاراری در ۲۱ درس بر زمان حال تمرکز کرده‌است. در مجموعه‌ای از مقالات آزاد، بسیاری بر اساس مقالاتی که قبلاً منتشر شده‌است، تلاش می‌کند تا مشکلات تکنولوژیکی، سیاسی، اجتماعی و وجودی که انسان‌ها با آن روبرو هستند، حل کند.


بیست‌ویک درس برای قرن بیست‌ویک (۲۰۱۸) یک بررسی سختگیرانه درباره چالش‌های مربوط به تمدن است. انسان در حال حرکت به سمت تکنولوژی‌های ناشناخته و رد کردن مرزهای اجتماعی است. در این کپسول می‌شنویم که چطور می‌توانیم به بهترین شکل زندگی‌مان را در قرنی که هر لحظه در حال تغییر است هدایت کنیم و از مثال‌های جالب و شنیدنی از اتفاقات روز استفاده می‌کنیم.


این کتاب چه فایده‌ای برای من دارد؟

در قرن بیست ویکم خود را در برابر آینده مقاوم کنید.

در زمانه‌ی تغییرات بی‌وقفه و آینده‌ی نامطمئن، دولت‌ها و مردم بطور یکسان مورد هجوم معضلات تکنولوژیکی، سیاسی و اجتماعی مخصوص قرن بیست‌ویکم قرار می‌گیرند. ما چطور باید به پدیده‌های دنیای مدرن، مثل کامپیوترهای هوشمند ترسناک، جهانی‌‌سازی و شایع شدن اخبار جعلی پاسخ بدهیم؟ در مورد تهدیدات تروریستی چکار کنیم؟ باید واکنش نشان بدهیم یا فقط نفس عمیقی بکشیم و آرامش خود را حفظ کنیم؟

در این کپسول، شما جواب تمامی این سوالات و حتی چیزهای فراتر از آن را کشف خواهید کرد. یاد می‌گیرید چطور با تغییر دیدگاهتان نسبت به آموزش، کودکان‌تان را در برابر آینده مقاوم کنید، ربات‌ها و هوشمند شدن چه معنایی برای آینده‌ی کاری یقه سفیدها دارد و چرا معضل مهاجرت تهدیدی برای اروپای قرن بیست‌ویکم است.

یووال نوح هراری، نویسنده‌ی کتاب، بعضی از مطالب مهم را فرمول‌بندی کرده تا به ما برای روبرو شدن با این دوران شگفت‌انگیز کمک کند.


در این کتاب همچنین خواهید آموخت:

  • چطور اختلالات تکنولوژیکی منجر به برگزیت شد،
  • چرا باید از ماشین‌ها بیشتر از تروریست‌ها هراس داشته باشیم، و
  • چرا باید به فرزندانمان کمتر بیاموزیم.
Nov 19, 2021
انسان خردمند؛ تاریخ مختصر بشر
06:20:14

یووال نوح هراری 


انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر کتابی است که در سال ۲۰۱۴ به زبان انگلیسی منتشر شد. ترجمه فارسی این کتاب را نشر نو باترجمه نیک گرگین در سال ۱۳۹۶ منتشر کرد و بلافاصله هم مورد توجه قرار گرفت و طرفداران بسیار زیادی پیدا کرد به طوری که خیلی سریع چاپ یازدهم آن در سال ۱۳۹۷ به چاپ رسید.

مطالعه این کتاب از منظر تکامل مغز بشر و فاصله گرفتن از خزندگان (مغز خزندگانی) و در نهایت تشکیل قشر مغز و دستگاه لیمبیک که مسئول کنترل احساسات و عواطف و حافظه بشر است، میتواند مفید باشد.

هراری از کتاب اسلحه میکروب و فولاد (۱۹۹۷) به عنوان یکی از منابع الهام بخش خود نام

می‌برد که نشان داد «می‌شود سوال‌های بزرگ پرسید، و به صورت علمی به آن‌ها پاسخ داد». باراک اوباما و بیل گیتس دیگران خواندن این کتاب را توصیه کرده‌اند.

کتاب انسان خردمند، تاریخ انسان را از زمان فراگشت انسان باستان در عصر سنگ تا قرن بیست‌ویکم مرور می‌کند.


تقسیم‌بندی تاریخ و موقعیت انسان خردمند

هراری تاریخ را به چهار بخش تقسیم می‌کند؛

  • انقلاب شناختی
  • انقلاب کشاورزی
  • وحدت انسان‌ها
  • انقلاب علمی

بحث اصلی هراری این است که انسان‌های خردمند به این دلیل بر جهان حاکم شده‌اند که تنها حیوانی هستند که می‌توانند در تعداد بالا با انعطاف بالایی همکاری کنند. ۱۰۰ هزار سال پیش انسان خردمند به عنوان موجود ناچیزی بین سایر موجودات در حیطه طبیعت زندگی می‌کرد و تاثیرش بر طبیعت بیشتر از جانوران دیگر نبود. اما در درجه اول پاره‌ای تحولات زیستی، مانند تغییرات بدنی برای تطابق با محیط زیست و تغییرات دیگری مثل کشف آتش، ساختن ابزارهای سنگی و… انسان‌ها را با چنین سرعتی به رأس هرم جانداران فرستاد که حس غلبه جویی بر محیط زیست و سایر موجودات، او را بسیار بی‌رحم و تهاجمی و خطرناک کرده است. هراری استدلال می‌کند که انسان‌های ماقبل تاریخ ممکن است مرتکب یک نسل‌کشی عظیم شده باشند که به انقضای گونه‌های دیگر انسان منجر شده است.


فهرست کتاب انسان خردمند

در بخش اول در مورد این عناوین خواهید خواند:

  • موجود بی‌اهمیت
  • درخت دانش
  • یک روز از زندگی آدم و حوا
  • طوفان بزرگ

بخش دوم با عنوان انقلاب کشاورزی:

  • بزرگ‌ترین فریب تاریخ
  • ساختن اهرام
  • اضافه بار حافظه
  • در تاریخ عدالتی نیست

بخش سوم با عنوان وحدت بشر:

  • پیکان تاریخ
  • رایحه پول
  • بینش‌های امپراتوری
  • قانون دین
  • راز موفقیت

بخش چهارم شامل عناوین زیر است:

  • کشف نادانی
  • پیوند علم و امپراتوری
  • کیش سرمایه‌داری
  • چرخ‌های صنعت
  • انقلاب دائمی
  • و تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی کردند
  • فرجام خردمند
  • و کلام آخر: موجودی که خدا شد

اینها عناوین ۴ بخش اصلی کتاب هستند که با نگاهی به این فهرست می‌توانید گستردگی موضوعات و کامل بودن کتاب مطرح شده را ببینید. در ادامه این چهار فصل بخشی با عنوان یادداشت‌ها و نمایه نیز به چشم می‌خورد.

کتاب علاوه بر بخش‌های اصلی خود، یک گاه شمار تاریخی هم دارد که از ۱۳ و نیم میلیارد سال پیش شروع شده و تا آینده می‌رسد.


انقلاب‌های نجات دهنده انسان خردمند

اولین انقلابی که با عنوان انقلاب شناختی در این کتاب به آن اشاره شده است انقلابی است که حدود ۷۰ هزار سال پیش در گونه هوموساپین یعنی انسان خردمند اتفاق افتاده است و باعث درک بیشتر نسبت به محیط اطراف شده. انسان خردمند با دست پیدا کردن به این شناخت توانسته از قدرت فکر و خیال پردازی استفاده کند و با صحبت کردن درباره آنها، افراد بیشتری را در دسته‌های بزرگ برای مقابله با گونه‌های انسانی دیگر دور هم جمع کند.

دومین انقلاب، انقلاب کشاورزی است که حدود ۱۱ هزار سال پیش اتفاق افتاد که انسان‌ها را از شکار کردن و جابجایی‌های مداوم با کاشت محصول و پرورش حیوانات آشنا و تبدیل به یکجا نشینی کرد. با این تغییرات میزان غذا بیشتر و جمعیت انسان‌ها بیشتر شد.

انقلاب سوم حدود ۵۰۰سال پیش اتفاق افتاد که یک انقلاب علمی، صنعتی، اطلاعاتی، بیوتکنولوژیکی بود که زندگی بشر را به شکل زندگی امروزی درآورد. به شکلی که امروز می‌توان از انسان‌های نامیرا و سایبرگ‌هایی صحبت کرد که تا چندین سال پیش فقط و فقط موضوع فیلم‌های تخیلی بودند.

متن این کتاب تنها محدود به این دو انقلاب نیست. در بخش‌هایی دیگر به تحولات بزرگی که در زندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی انسان اتفاق افتاده است اشاره می‌کند. اتفاق‌هایی مثل گسترش زبان که باعث شکل گیری فرهنگ شد، به وجود آمدن مذهب که باعث ایجاد اعتقاد به تک خدایی و چند خدایی و شکل گیری مذاهب دیگر، به وجود آمدن مفهوم پول، اعتبار و اقتصاد که باعث ایجاد و شکل گیری امپراتوری‌های بزرگ و ظهور کاپیتالیسم شد.

این کتاب مرجع خوبی برای گرفتن پاسخ سوالاتی است که ذهن هر آدمی را به خود مشغول می‌کند. پاسخ این سوالات کاملا صریح و گاهی غافلگیر کننده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانید:

«پیدایش کشاورزی پدیده‌ای بسیار تدریجی بود که صدها و هزاران سال به درازا کشیده… وقتی انسان جنگل‌ها و بیشه‌ها را می‌سوزاند این هم به رشد گندم کمک می‌کرد. این انسان نبود که گندم را اهلی کرد بلکه این گندم بود که انسان را اهلی کرد. چون طبق اصول تکاملی، موفقیت یک گونه گیاهی و جانوری در افزایش تعداد آن است و گندم نیز چند هزار سال پیش یک گونه محدود بود که به طور وحشی در مناطق بسیار کمی می‌رویید اما به لطف انقلاب کشاورزی امروزه میلیون‌ها هکتار از اراضی در کره زمین محل رشد این گونه گیاهی شده است.»


بعد از انقلاب کشاورزی چه بر سر انسان خردمند آمد؟

تغییرات همیشه زندگی را آسان‌تر نمی‌کند و در این کتاب متوجه این موضوع خواهید شد که انقلاب کشاورزی اگرچه جمعیت بشر را بیشتر کرد و دسترسی به غذا آسان‌تر شد اما زندگی او را دشوارتر کرد. این انقلاب در کنار همه امکاناتی که در دسترس مردم گذاشته بود اما خطر قحطی، بیماری مسری و ناامنی، نسل بشر را تهدید می‌کرد.

انسان‌ها برای ادامه حیات و به این خاطر که دچار خطراتی مانند قحطی و… نشوند مجبور بود بیشتر کار کنند و زندگی دشوارتری نسبت به دوران شکارگری و خوراک جویی داشته باشند.

در بخش‌های دیگر کتاب، هراری به زندگی مدرن بشر می‌پردازد و می‌گوید که «ژن انسانی قبل از اتفاق افتادن انقلاب کشاورزی شکل گرفته و تکامل پیدا کرده و بعد از از این اتفاق هر تغییری که در زندگی بشر رخ داد با ذات و طبیعت او هماهنگی نداشت.»

به طور مثال ما در عصر تکنولوژی زندگی می‌کنیم. بسیاری معتقدند که علم و تکنولوژی پاسخ تمام مسائل ما را دارد. فقط باید برای دانشمندان و متخصصان عرصه عمل را فراهم کنیم تا آنها بهشت را در همین جا، در زمین، برای ما تدارک ببینند. … یک زیست شناس را در نظر بگیرید که در جستجوی درک سیستم دفاعی بدن است، به آزمایشگاه و لوله‌های آزمایش و میکروسکوپ‌های الکترونی نیاز خواهد داشت. این زیست شناس در هر مرحله که پشت سر می‌گذارد در پی شکل دادن به بازارهای اعتباری است. باید کامپیوتر بخرد، بانک‌های عظیم اطلاعاتی به وجود بیاورد و… این‌ها اتفاقاتی است که سرمایه داری به عنوان یک سبک زندگی در ذهن ما قرار داده است تا بیشتر از قبل پیشرفت داشته باشیم.


آدم، ارباب جهان

تاریخ بشر از اولین انسان‌ها گرفته تا نقاط تحول بنیادین انقلاب‌های کشاورزی، انقلاب‌های شناختی و علمی بازه‌ای است که توسط دکتر هراری در این کتاب مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. اگر تا به حال از خودتان پرسیده‌اید که: «اگر من فلان ژن از اجدادم را نداشتم می‌توانستم آدم خوشحال‌تر و سعادتمندتری باشم؟ یا اینکه چطور می‌توانم بر نسل‌ها و قرن‌های آینده تاثیرگذار باشم؟» دکتر هراری با استفاده از علوم مردم شناسی، دیرینه شناسی، زیست شناسی و اقتصاد، دراین کتاب عنوان می‌کند که چگونه فراز و نشیب‌های تاریخ، جوامع بشری، حیوانات و گیاهان پیرامون و حتی افکار و شخصیت‌های ما را شکل داده است.


زبان عامل موفقیت آدمی

یکی از عواملی که باعث موفقیت انسان خردمند شد زبان منحصر به فرد بود.

«همه حیوانات نوعی زبان دارند. حتی حشراتی مثل زنبور و مورچه نیز می‌توانند با شیوه پیچیده خاص خود با هم رابطه برقرار کنند و محل غذا را به همدیگر اطلاع دهند.»

اگرچه زبان عاملی اساسی در پیشرفت انسان بود اما کافی نبود:

«سر این کار احتمالا در شکل گیری قدرت تخیل بود. تعداد زیادی از افراد غریبه و ناآشنا، با اعتقاد به اسطوره‌های مشترک، می‌توانند با موفقیت با هم همکاری کنند. … دو کاتولیک که هرگز یکدیگر را ندیده‌اند می‌توانند در کنار هم به جنگ صلیبی بروند… چرا که معتقدند خدا در قالب انسان تجسد یافت و اجازه داد به صلیبش بکشند تا ما را از بار گناه برهاند. دو نفر صرب که اصلا یکدیگر را نمی‌شناسند ممکن است جانشان را برای یکدیگر به خطر اندازند زیرا هر دو به وجود ملت صرب و سرزمین صرب اعتقاد دارند.»

اسطوره‌های مشترک با توانایی ایجاد واقعیت‌هایی خیالی قانون‌ها، مثل حقوق بشر، پول، ملت، باعث همکاری گروه‌های بزرگ بیشتری می‌شوند. همانطور که در سطرهای بالایی اشاره شد این اتفاق ناشی از انتخاب سرمایه داری به عنوان یک سبک زندگی است. در کتاب «انسان خردمند» نوشته دکتر هراری داستان به وجود آمدن این اسطوره‌های مشترک به واسطه پول، انقلاب کشاورزی، انقلاب علمی و صنعتی، امپراتوری‌ها، ادیان، خط، عدالت، سرمایه‌داری، معنای زندگی و تاریخ خوشبختی و فرجام انسان خردمند به شکل بسیار جذاب روایت شده است.

Nov 19, 2021
انسانِ خداگونه؛ تاریخ مختصر آینده
09:16:17

یووال نوح هَراری

مترجم: زهرا عالی



معرفی کتاب انسان خداگونه؛ تاریخ مختصر آینده

در کتاب جنجالی و پرفروش «انسان خردمند» یوال نوح هراری خواندید که وقتی انسان در گذر زمان از موجودی ابتدایی به تدریج تبدیل به موجودی هوشمند و در نهایت خردمند شد، زمان آن می‌رسد که ادعای برتری کند. با این تفسیر جهان پر می‌شود از خداگونه‌هایی که باهم دچار تناقض و تضارب آرا هستند.

در کتاب «انسان خداگونه» که ادامه کتاب «انسان خردمند» است، هراری درباره آینده انسان سخن می‌گوید. انسانی که حالا خود را هم‌ردیف خالقش می‌داند.

هراری در این اثر هم همان سبک و سیاق کتاب قبل را پی می‌گیرد. به تاریخ از منظری کلان نگاه کرده و این بار رد پای انسان خداگونه را دنبال می‌کند. او می‌گوید انسان خداگونه برای رسیدن به وضعتی که امروز دارد، سه انقلاب کلی را پشت سر گذاشته است:

دوره‌ای که انسان خود را در احاطه یک وجود برتر می‌دید. این ذات برتر برای خود نمایندگانی داشت که آنها بر بشر حکمرانی می‌کردند و درست و غلط را به او می‌نمایاندند.

در دوره دوم انسان بر آن چیزی که خودش به او سلطنت و قداست داده بود، شورش کرد و انسانگرایی زاده شد. به این ترتیب انسان فرمانروای عالم و خود شد، البته مشروعیت و قداست ذات برتر کاملا از بین نرفت. اما تبدیل به امری شخصی شد. هراری عقیده دارد در این دوره جدید سه ایدئولوژی سربرآورده‌اند: کاپیتالیسم، سوسیالیسم و فاشیسم. اما جریان غالب تا کنون همیشه کاپیتالیسم لیبرالیستی بوده است.

دوره سوم یا انقلاب سوم شامل دوره‌ای است که بشر حاکمیت خود را از دست می‌دهد و آن را به موجودی می‌سپارد که خود ساخته اما آن را نمی‌شناسد، یعنی امکان شناختنش را ندارد. این موجود همان دیتا است، که در ابرموتورهای جست‌وجوی مجازی رشد می‌کند و کم‌کم انسان را برده خودش می‌کند. او را از عرصه به‌در می‌کند و ربات‌های دست‌ساخته‌ی بشر جای خود بشر را می‌گیرند. درواقع آنچه بر انسان تسلط پیدا می‌کند یک ابرذهن است. ابرذهن یا شاید مجموعه‌ای از ذهن‌هایی که انسان خودش ساخته است. ساختاری که تبدیل به نیروی قدرتمند و حاکم خواهد شد و انسان را کنار خواهد زد.

هراری می‌گوید در آینده انسان دو راه دارد: یا با آن نیروی برتر شریک شود، یعنی در هستی خود دست ببرد، با استفاده از کشت ژن و تزریق ریزتراشه و... به جسم خود، به انسان نامیرا تبدیل شود، مرگ را بخرد و برای خودش راهی به عالم بی‌نهایت بگشاید. یا کارها را یک‌سره به خدمت‌کاران برنامه‌ریزی‌شده‌اش تحویل دهد و حکم انقضای خود را امضا کند.

این تصویر کلی کتاب «انسان خداگونه» نوح هراری است که در پشت آن افکار درخشانی هم مطرح می‌شود، از جمله این که مبنای زندگی سیاسی در آینده، امر ماورای طبیعی نخواهد بود؛ مبنای فلسفه و سیاست آینده؛ زیست‌شناسی و اقتصاد خواهد بود؛ مرزهای سیاسی معنای خود را از دست خواهند داد و...

هراری در این کتاب کوشیده است به پرسش‌های زیادی پاسخ دهد، پاسخ‌هایی که ممکن است از آنها خوشمان نیاید و قانع نشویم اما به سختی درگیرش خواهیم شد.

برای خواندن کتاب هراری شما لازم نیست متخصص علوم سیاسی یا جامعه‌شناسی و... باشید، فقط باید به آینده بشر علاقه‌مند باشید.


 بزرگ‌ترین کشف زمان ما این است که: 


 شخص با تغییر رفتار، زندگی‌اش را تغییر خواهد داد. 



چکیده مطالب

کتاب پیشامدهای احتمالی در آینده را بررسی می‌کند. و این گونه استدلال می‌شود که انسان‌ها طی قرن ۲۱ کوشش می‌کنند تا بتوانند به شادی، جاودانگی و قدرت خداگونه دست پیدا کنند. و در سرتاسر کتاب هراری با توجه به وقایع گذشته و حال سعی می‌کند شیوهٔ رسیدن انسان به این خواسته‌ها را پیش‌بینی کند.[۲]


انسان خردمند بر جهان چیره می‌شود

فصل اول به رابطه میان انسان و حیوانات و عواملی که باعث تسلط انسان بر آن‌ها شد می‌پردازد


انسان خردمند به جهان معنا می‌بخشد

در ادامه بیان می‌کند که انقلاب زبانی و واقعیت‌های قراردادی همچون کشورها، مرزها، پول و ... سبب شد تا همکاری و تعامل‌های منعطف و گسترده‌ای میان انسان‌ها صورت بگیرد. انسان‌ها از حیوانات به دلیل باور به همین واقعیت‌های قراردادی و تخیلی توانست پیشی بگیرد و رشد کند و گسترش پیدا کند. هراری همچنین بیان می‌کند که انسان گرایی در واقع نوعی مذهب است که بجای خدا انسان را مورد پرستش قرار می‌دهد.


انسان خردمند کنترل شرایط را از دست می‌دهد

پیشرفت‌های تکنولوژیکی قابلیت معنا بخشیدن انسان‌ها به زندگی را مورد تهدید قرار می‌دهند. هراری این احتمال را که ممکن است یک انسان ابرقدرت یا یک انسان خداگونه جایگزین انسان‌ها و جوامع انسانی شود بررسی می‌کند. وی کتاب را با این پرسش که خطاب به خوانندگان است به پایان می‌رساند: چه اتفاقی برای جوامع و سیاست و زندگی روزانه خواهد افتاد اگر الگوریتم های ناهوشیار اما بسیار هوشمند ما را از خودمان بهتر بشناسند؟ [۳]


همچنین هراری اعلام میکند که هم اکنون ما برای کمک گرفتن از دستیارهای هوشمند خود تمام اطلاعات خود را در دسترس شرکت هایی نظیر گوگل و فیسبوک قرار داده ایم و هم اکنون وقوع یک آنفولانزای همه گیر را قبل از سازمان بهداشت، گوگل خواهد فهمید. حال چه میشود اگر تمام اطلاعات در دست یک. سیستم مرکزی پردازش قرار بگیرد که نه تنها بسیار باهوش هست بلکه نوعی از هشیاری و " من" بودن را هم کسب کرده است.


هرارری همچنین حدس میزند که انسان قرن 21 در حال گذار از انسان گرایی و شروع دوره دیتاایسم هست. (اطلاعات محوری) که در این برهه این اطلاعات هست که مهمترین عامل هست و محور همه چیز هست. درواقع مبحث گردش اطلاعات و گردش آزاد اطلاعات و جلوگیری از سانسور اطلاعات و تقاضا برای دسترسی آزاد همه به اطلاعات همه بخش هایی از دیتاایسم هستند. البته جمله آخر کتاب این است که این مطالب پیشگویی نیستند چون تاریخ نشان داده انسان هیچوقت پیشگوی خوبی نبوده و تنها فرضیاتی هستند که ممکن است رخ دهند و شاید هم بشریت کلا مسیر دیگری انتخاب کند.


میزان پذیرش

این کتاب به بیش از بیست زبان ترجمه شده و همچنین در لیست کتاب‌های برتر نشریه تایم آمده‌است.


به گزارش حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، ایوب دهقان کار مشاور معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از لغو مجوز نشر کتاب‌های انسان خردمند و انسان خداگونه، نوشته یووال نوح هراری نویسنده اسرائیلی خبرداد.


مشاور معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: این کتب از سراسر کشور جمع آوری خواهد شد. گفتنی است در پاییز 1398 این کتاب از کتاب فروشی های مجازی نیز حذف گردید.


انسان خداگونه

Nov 19, 2021
اندیشه مولانا
06:32:19

دکتر محمدرضا سرگلزایی

Nov 19, 2021
شوهر آهو خانم
36:42:03

علی‌محمد افغانی


با صدای حسین لی





شوهر آهو خانم نخستین رمانِ علی‌محمد افغانی است.

این رمان با استقبال بی‌نظیری در بازار کتاب ایران روبه‌رو شد. انتشار این رمان حجیم در سال ۱۳۴۰ حادثه‌ای مهم در بازار کتاب و ادبیات داستانی ایران بود. علی‌محمد افغانی این رمان را در سال‌های زندان-۱۳۳۳ تا ۱۳۳۸ – نوشته ‌است و پس از خروج از زندان اقدام به چاپ آن با هزینهٔ شخصی می‌کند زیرا ناشری حاضر به مخاطره برای چاپ بر روی داستان بلند یک نویسندهٔ ناشناس نمی‌شود.

قلم علی‌محمد افغانی در ساختن تصاویر بسیار تواناست و از پس بیان جزئیات با ظرافتی خاص برآمده‌ است. امّا بیشتر به جنبه‌های ظاهری توجّه شده‌ است. خوانندهٔ کتاب هنگام مطالعه می‌تواند تصاویر خانه را به آسانی با توضیحات ظریف نویسنده در ذهن بسازد. خواننده حتی جزئی‌ترین اجزای چهره و اندام شخصیّت‌های قصّه، حتی فرعی‌ترین اشخاص، را در ذهن می‌بیند.

داستان در سال ۱۳۱۳ در کرمانشاه رخ می‌دهد و درون مایه اصلی داستان با واقعیّت اسف‌بار زندگی زنان در لایه‌های زیرین جامعه در آن سال‌ها ارتباطی نزدیک دارد و در نکوهش آئین چند همسری است. در این رمان مناسبات خانوادگی و ضوابط احساسی و عاطفی مرتبط بدان بازنمایی شده ‌است. این کتاب جایزه بهترین رمان سال را از آن خود کرد[۱]

محتویات

داستان

فصل ۱

سید میران سرابی، صاحب نانوایی و رئیس صنف در کرمانشاه، در عصری زمستانی در رمضان ۱۳۱۳ هجری خورشیدی در دکّانش با همکاری به نامِ آقا شجاع دیدار می‌کند و خبرش می‌دهد که جلسهٔ صنف پس‌افتاده تا پس از عید فطر. آقا شجاع می‌رود. سید میران در اندیشهٔ آن است که تأمین نانِ قشون را به انحصار خود درآورد. زن بسیار جوانی می‌آید و از میران، که به جای ترازودارِ قهرکرده‌اش پشت ترازو ایستاده، نان می‌خرد. زیبایی و ملاحت زن به دل میران می‌نشیند. دیگر بار زن با پسرکی فرّخ‌نام که فرزند صاحبخانه‌اش باشد برمی‌گردد که نان بخرد. میران با او هم‌صحبت می‌شود، نامش را می‌پرسد که هماست، و پی‌می‌برد که طلاق گرفته و از همسر و فرزندان دور افتاده و نیز دور از خویشان ده‌نشینش در کرمانشاه تنها مانده‌است. سلیمانِ کارگر می‌رود پی آرد فردا، حبیبِ ترازودار برمی‌گردد، و سید میران در این اندیشه است که شاید بشود واسطهٔ ازدواج هما و حبیب.

فصل ۲

آهو خانم، زنِ سید میران، با سه پسر و یک دخترش زیر کرسی نشسته تا نماز شوهرش تمام شود و شام بخورند. سید میران خیال دارد پس از شام نزد یاور برود تا دربارهٔ نان قشون مذاکره کند، و سری هم به دکّان بزند، مگر سلیمان با بار آرد برگشته باشد. آهو نقره، زنِ گلمحمّد، را می‌فرستد به خانهٔ ننه بی‌بی و رعنا تا خبرشان کند که امشب به دیدارشان نمی‌روند. سید میران نپذیرفته که باغ سرابش را به گلمحمّد و آقا جان، که کرایه‌نشینان خانه‌اش باشند، اجاره دهد؛ و ایشان پی بستانکاری به طاق بستان رفته‌اند، و نقره و خورشید، خواهر گلمحمّد و زنِ آقا جان، فرزندانشان و مادرِ پیرِ گلمحمّد و خورشید را در خانه نگه می‌دارند و کارهای خانگی می‌کنند. آهو آرزوی زیارت حرم امام رضا را دارد، و همراهِ همسرش پس از سالیان تنگی و کارگری اینک روزگار خوشی با کرایه‌نشینانِ طبقهٔ کارگرش می‌گذراند.

فصل ۳

هفته‌ای گذشته و میران پس از افطار در خانهٔ دوستش، میرزا نبی، راهی خانهٔ خود است که در راه متوجّه می‌شود هما پیشاپیشش روان است. در پی زن می‌رود و در کوچه‌ای به هم می‌رسند و باز گفتگو می‌کنند. هما می‌گوید که به واسطهٔ مرد جوانی که احتمالاً دوستش می‌داشته و اینک از سرش واشده در مطرب‌خانه‌ای زندگی و مشق رقص می‌کند، که میران می‌فهمد دستهٔ حسین خان ضربی است، و در آرزوی بازیافتن فرزندان دوقلویش روزگار می‌گذراند – چنان‌که امروز در آرزوی دیدار دورادورشان به محلّهٔ شوهر پیشینش رفته بوده‌است. میران می‌خواهد میان او و آن مرد آشتی برقرار کند، ولی چنین می‌شنود که سه‌طلاقه است و این کار آسان نیست. هما حدود صد تومان به حسین خان بدهکار است، و می‌گوید آرزو دارد از این بدهی و از تعهّد رقّاصی هم، که از ده‌سالگی سرنوشتش را شکل داده و به خاطرش او را از پدر و مادر کولیش خریده و در ده پرورش داده بوده‌اند، خلاص شود. او با میران قرار می‌گذارد که بامداد فردا میران به خانهٔ حسین خان برود و خود را دوست شوهر پیشین و میانجی آشتی او با هما معرّفی کند و هما را از آنجا نجات بخشد. میران چنین می‌کند، هما فرزندان و نفقه‌اش را می‌خواهد پیش از آن که هر فکری از جمله فکر محلّل شود، و حسین خان و میران به مذاکره می‌نشینند: حسین خان بر این باور است که هما هنرمند است و در چهاردیواری خانهٔ هیچ شوهری نمی‌گنجد، ولی حرفی ندارد اگر میران، چنان‌که خیال دارد، بتواند شوهرش دهد. میران می‌رود تا هما را از مطرب‌خانه ببرد، ولی به دیدن مشق رقصش عقیده‌اش برمی‌گردد، و با حسین خان یکدل می‌شود: هما رقّاص است، نه زنِ هیچ خانه‌ای، از خانهٔ شوهر پیشینش گرفته تا خانهٔ هر مرد دیگری از جمله سید میران سرابی که اینک شیفتهٔ هماست.

فصل ۴

چند روز گذشته و میران بی‌تاب و چشم به راهِ هما در دکّان ساعت می‌شمارد. غروبِ فردای روزی که بی‌خبر از خانهٔ حسین خان بیرون زده بود حسین خان را بیمار همراه زنش دیده بود که گویا نزد پزشک می‌رفته‌اند. پس به خانهٔ او شتافته بود و دم در با هما قرار گذاشته بود که اگر بتواند فردا به خانهٔ میران برود و بی آن که آشنایی دهد اتاقی برای اجاره بخواهد. همهٔ روزِ بعد را در انتظارِ آمدنِ هما در خانه گذرانده بود، و او نیامده بود. غروب به لقمه‌ای نان و خرما افطار می‌کند و بنای خانهٔ حسین خان می‌کند؛ ولی در کوچه پشیمان می‌شود و برمی‌گردد و به خرّازی می‌رود تا پولی را که برای رخت نوی هما داده بود پس بگیرد: فروشنده پیش از هر سخنی بسته را به او می‌دهد، و میران می‌گیرد و می‌رود تا آن را به جای هما به آهو بدهد، و بکوشد تا هما را فراموش کند. سر راه به هما و نرگس، دختر حسین خان، و پسرکش، فرّخ، برمی‌خورد و سلام می‌کند و می‌گوید که شوهر پیشین این بستهٔ هدیه را برای هما فرستاده، و به همین زودی او را بر سر خانه و زندگی پیشین برمی‌گرداند. زن‌ها با داروهای حسین خان به خانه برمی‌گردند، میران یک قلم داروی دیگرش را می‌خرد و به ایشان می‌رسد و با هم به خانه درمی‌آیند. مادرِ نرگس هم بیمار شده و افتاده. دخترِ وارث بو برده که میران احتمالاً واسطهٔ کاری نیست، و با این همه نه نگران مرگ پدر است، نه از رفتنِ هما می‌اندیشد. میران و هما به گفتگو می‌نشینند: میران بر آن است که هما مطابق نقشه به خانه او بیاید، ولی هما از حرف مردم می‌ترسد و می‌خواهد کار کند. هما سرانجام حرفش را می‌گوید: عقد موقّتی با میران مطمئن‌تر خواهد بود. هر دو اکراه دارند، ولی از همدیگر گزیری نمی‌یابند: هما هدیه‌های میران را می‌پوشد، و میران در پنجاه‌سالگی عاشق هما شده است و بنای عقد دائم دارد.

فصل ۵

رمضان سپری شده و زمستان هم رو به پایان دارد. هنوز جلسهٔ صنف در خانهٔ میران تشکیل نشده است. آهو در آشپزخانه خوراک شب را می‌پزد، باران بند می‌آید، بچّه‌ها در حیاط بازی می‌کنند، جلال از بردن آب‌نبات‌های نقره برای فروش به کوی تن‌می‌زند، و نقره از آهو می‌خواهد تا مگر بتواند کاری کند که دست پسرک در نانوایی شوهرش بندِ کاری شود. میران هما را به خانه می‌آورد و به آهو می‌سپارد و داستانِ طلاقش را می‌گوید و می‌گوید که می‌خواهد در آبدارخانهٔ خالی جایش دهد. آهو با مهر، و با نگرانیِ موهومی، پذیرای مهمان می‌شود و شب او را کنار خود در اتاق نشیمن می‌خواباند.

از فصل دوم به بعد، آهوخانم محور داستان قرار می‌گیرد و طرح رمان به یاری او بسط می‌یابد، آدم‌ها و ماجراها گرد او شکل می‌گیرند. آرامش و قابل اعتماد بودن آهوخانم آنچنان بر تمامی داستان تأثیر می‌گذارد که حتی در صحنه‌هایی که حضور ندارد، وجودش محسوس است. در عین حال پیوستگی متقابل او به آدمهای دیگر، سبب استحکام ساختمان اثر می‌شود. در فصل سوم با خصلت‌ها و گذشته هما آشنا می‌شویم: زنی بلهوس، سرکش و «متجدد». زنی که می‌خواهد از پیله‌ای که جامعه و سنت‌ها بر دورش تنیده‌اند درآید، اما به علل متعدد گمراه می‌شود. هما در سراشیب سقوط اخلاقی به دستهٔ مطرب‌ها می‌پیوندد و رقاص می‌شود. سیدمیران به نجات او از ابتذال می‌اندیشد. عشق جوانانه پیرمرد را سودایی کرده‌است. اسیر افسون هما، روزهایی رؤیایی و خوش بر او می‌گذرد. عاقبت بنیه مالی و توجیه‌های اخلاقی کار را آسان می‌کند: در صبحی آرام، هما همراه سیدمیران وارد خانه می‌شود. از آن پس، خانه صحنه تنازع بقایی وحشیانه می‌شود؛ تنازع بقایی که در جریان آن آهوخانم تغییر می‌کند و به آگاهی ارزشمندی دست می‌یابد. هما به عقد سیدمیران درمی‌آید و هووی رسمی آهوخانم می‌شود. آهوخانم صبورانه از کانون خانوادگی‌اش دفاع می‌کند و هما با حوصله به راندن او از صحنه مشغول می‌شود. اما دفاع یأس‌آمیز آهوخانم –توسل به همسایگان و دوستان، دعا و نذر و جادو- نتیجه‌ای نمی‌دهد و او روز به روز بیشتر عقب‌نشینی می‌کند.

افغانی هفت سال از زندگی یک خانواده متشنج را با توالی منظم زمانی بازآفرینی می‌کند و به جای انتخاب لحظه‌های مناسب از زندگی، تمامی ریزه‌کاری‌ها را با تفصیلی به سبک بالزاک ارائه می‌دهد؛ یعنی به جای زمان داستانی (که پیراسته و انتخاب شده زمان زندگی است)، زمان زندگی را دنبال می‌کند. به همین دلیل، رمان آکنده از قطعات یکنواختی است که حذف آن‌ها نقاط عطف زندگی آدم‌های داستان را برجسته‌تر می‌کند.

در خانه سیدمیران کشمکش‌ها به اوج می‌رسد، سیدمیران که در خشم و شهوتی دیوانه‌وار می‌سوزد، آهو را به طرزی مرگبار کتک می‌زند و از این پس او زن زیادی خانه می‌شود. دوران لذت‌های خوابناک سیدمیران و هما فرا می‌رسد: سید در جشن کشف حجاب به مجلس معارفه در سالن شهرداری می‌رود (افغانی توصیف مستند و ارزشمندی از نخستین روزهای کشف حجاب به دست می‌دهد)؛ به هما اجازه می‌دهد با لباس‌های هوس‌انگیز به خیابان برود؛ برای اولین بار در عمرش صورت خود را با تیغ می‌تراشد و لباس‌های مد روز می‌پوشد؛ با هما شراب می‌خورد و به سینما می‌رود. پوسته‌های سنتی را یکی پس از دیگری فرو می‌ریزد و می‌کوشد به رنگ طبقه متوسط جدید و رو به رونق درآید.

هما که به تساوی حقوق زنان با مردان می‌اندیشد، از «اصلاحات» رضاشاه حمایت می‌کند. اما این اصلاحات که از «بالا» انجام می‌شود و توسط پشت میزنشین‌ها و چکمه‌پوش‌ها اشاعه می‌یابد، از عوامل سوق‌دهنده همای بی‌فرهنگ و بی‌تجربه به گمراهی است. هما –دلگیر از ملال شهرستان- از تنهایی عمیقی رنج می‌برد و گریزگاهی می‌جوید. اما به روشنی نمی‌رسد. از در بسته‌ای به در بسته دیگری می‌خورد و به مرور در لجنزار زندگی غیرانسانی فرومی‌رود. توصیف عذاب روحی او، با تصویر دنیای مبتذلی که زمینه‌ساز سقوط زن است، همراه می‌شود و رمان افغانی را صاحب اعتباری اجتماعی می‌کند. هما –چون آهوخانم- خواستار حرکت است، اما در محیط راکد و اسیر تعصب و خودپرستی، حرکتش رو به جلو نیست، کورکورانه و نابخردانه است؛ پس به سوی پرتگاه می‌رود و سیدمیران و آهو را هم با خود می‌برد و سید، این خرد بورژوای آزمند، خودخواه و نفس‌پرست را در شعله هوس‌های خویش می‌سوزاند. سید که نمی‌تواند در تحولات اجتماعی و دگرگونی‌های طبقاتی که به نفع سرمایه‌داری به وقوع می‌پیوندد نقشی مناسب ایفا کند، به تدریج تمام ثروتش را از دست می‌دهد و به قاچاق رو می‌آورد و چون کاملاً درمانده می‌شود به آهوخانم پناه می‌برد.

فقر که می‌آید روابط هما و سید به هم می‌خورد. هما می‌خواهد طلاق بگیرد و سید، که شهوت از او دیوی ساخته‌است، آهوخانم را از خانه می‌راند و به او می‌گوید برود فاحشه‌خانه یا قبرستان. آهوخانم نیز در برابر این همه خواری نمی‌شورد، بردگی این زندگی ذلیل را بی‌چون و چرا می‌پذیرد، چون جامعه او را صاحب حقی نمی‌داند. آهوخانم خانه را ترک می‌کند و به ده می‌رود و سید به فکر می‌افتد که با هما به سفری بی‌برگشت برود. آهوخانم وقتی خبردار می‌شود، صبر و بی‌تفاوتی را به کناری می‌نهد، خود را به گاراژ می‌رساند و سید را با فضیحت به خانه برمی‌گرداند. این است آن آگاهی که درموردش صحبت کردیم: سیر داستان، زن بینوا را از تحمل خفت و خواری برحذر می‌دارد و از او می‌خواهد برای حفظ زندگیش به مقابله برخیزد. هما با راننده اتومبیل شهر را ترک می‌کند. زن نگون‌بخت جز در به دری چاره‌ای ندارد. زندگی‌اش سرابی است ملال‌خیز و بی‌سرانجام. آهوخانم شاد از بازیافتن شوهر، می‌رود تا بار دیگر زندگی درهم شکسته‌ای را سامان بخشد.





Nov 19, 2021
هنر شفاف‌اندیشیدن
07:41:43

رولف دوبلی


ترجمه‌‌‌فردوسی‌پور


کتاب هنر شفاف اندیشیدن کتابی در زمینه تصمیم‌گیری، شناخت و اشتباه‌ها از جنبه‌های روان‌شناسی اثر رولف دوبلی است.

رولف دوبلی، نویسنده، رمان‌نویس و کارآفرین سویسی است و فارغ‌التحصیل ام‌بی‌اِی و دکترای فلسفه‌ی اقتصاد از دانشگاه سنت‌گالن سویس است. رولف دوبلی به خاطر نوشتن کتاب هنر شفاف اندیشیدن بسیار معروف شد و کتابش به سرعت در صدر جدول کتاب‌های پرفروش آلمان قرار گرفت و به زبان‌های متعددی ترجمه شد.


پشت جلد کتاب هنر شفاف اندیشیدن آمده است:


آیا تابه‌حال…

زمان صرف چیزی کرده‌ای که در آینده احساس کنی ارزشش را نداشته؟ پول زیادی برای خرید اینترنتی پرداخت کرده‌ای؟ به انجام کاری که می‌دانی برایت مضر است اصرار کرده‌ای؟ سهام خود را خیلی زود یا خیلی دیر فروخته‌ای موفقیت را نتیجه‌ی کار خود و شکست را نتیجه‌ی تاثیر عوامل بیرونی دانسته‌ای؟ روی یک اسب به اشتباه شرط بسته‌ای؟

این‌ها نمونه‌هایی‌اند از خطاهایی که همه‌ی ما در تفکر روزمره‌ی خود دچارشان می‌شویم. اما با شناخت چیستی آن‌ها و دانستن نحوه‌ی شناسایی‌شان، می‌توانیم از آن‌ها دوری کنیم و تصمیم‌های هوشمندانه‌تری بگیریم.



۱-خطای بقا:

به عنوان کسی که هنوز وارد ماجرا نشده، تسلیم یک توهم هستی و نمی‌دانی شانس موفقیت چه‌قدر پایین است.

خطای بقا یعنی دائما احتمال موفقیت خود را زیاد از حد تخمین بزنید.


۲-توهمِ بدنِ شناگر:

شناگران حرفه‌ای به ‌این خاطر که به‌شدت تمرین می‌کنند بدن‌های‌شان زیبا نمی‌شود، بلکه به خاطر اندام مناسب‌شان است که شناگران خوبی می‌شوند.

فرم‌کلی بدن آن‌ها یکی از عوامل انتخاب‌شان است، نه نتیجه فعالیت‌های ورزشی‌شان.(نوعی خودفریبی)



۳-توهم دسته‌بندی:

مغز انسان به دنبال الگوها و قوانین است.

اگر هیچ الگوی خاصی پیدا نکند، از خودش یکی ابداع می‌کند.(به همین دلیل، ابرها را به شکل مختلف می‌بینیم.)




۴-تایید اجتماعی:

این خطا که گاهی از آن به عنوان غریزه جمع‌گرایی یاد می‌شود، تاکید دارد افراد وقتی مثل بقیه عمل می‌کنند، احساس می‌کنند رفتارشان درست است.

هرچه تعداد بیشتری از مردم عقیده‌ی خاصی را دنبال کنند، ما آن عقیده را بهتر (درست‌تر) می‌پندازیم.

 این خطا عامل اصلی ایجاد حباب و نگرانی در بازار بورس است.


•فشار جمعی می‌تواند شعور انسان را تحت تاثیر قرار دهد.


•یک محصول صرفا به خاطر فروش بیشتر بهتر نیست.اگر پنجاه میلیون نفر چیز احمقانه‌ای بگویند، آن چیز کماکان احمقانه است.




۵- خطای هزینه هدررفته:

خطرناک‌ترین حالت خطای هدررفته وقتی است که زمان، پول، انرژی یا عشق زیادی صرف‌ چیزی کرده باشیم.

این هزینه دلیلی می‌شود برای ادامه دادن.

پس گاهی تلاش کن گذشته را فراموش کنی! زیرا هرچه بیشتر سرمایه‌گذاری کنیم، هزینه‌ی هدررفته بیشتر می‌شود و بیشتر مجبور به ادامه می‌شویم.






یک مورد کلاسیک از خطای هزینه‌ هدررفته:


یکی از دوستانم سال‌هاس از رابطه‌ی عاشقانه‌ی پر مشکلش زجر می‌کشید. نامزدش بارها به او خیانت می‌کرد. هر دفعه هم پشیمان برمی‌گشت و التماس می‌کرد که دوستم او را ببخشد. دوستم می‌گفت:« انرژی زیادی صرف این رابطه کرده‌ام و کنار گذاشتنش کار اشتباهی است.»



در مورد خطای شماره ۲-توهمِ بدنِ شناگر:

🌸🌸🌸

تجربه ی من:


وقتی یکی یا دوتا از آشناهام، که به لحاظ حرفه‌ی کاری مشابه‌ام هستن رو می‌دیدم که از من خیلی موفقترن، همیشه می گفتم بخاطر اینه که ذاتا روابط عمومی خوبی دارن و بخوبی نفوذ می کنن.(مهره مار دارن). 


البته هنوزم همون باور رو دارم

اما احساس می‌کنم دچار خطای ذهنی شدم.


اینکه اون نیس 🤔🤔خطای شناختی هست.

ولی توهم بدن شناگر نیست.

اگر شما فکر میکردید که اونا به واسطه‌ی شغلی که دارن روابط عمومیشون خوب شده، میشد توهم بدن شناگر.


2-توهم بدن شناگر

خب این میگه که، نمیتونیم با قطعیت بگیم اونا که شناشون خوبه، چون فرم بدنشون خوبه شناگر خوبی هستند یا چون زیاد شنا میکنند هیکلشون خوش فرم شده؟!؟ (اول مرغ بود یا تخم مرغ؟)

میگه توی خیلی از موارد عوامل متعددی توی نتیجه ای که ما می‌بینیم نقش دارند و ربط دادن اون فقط به یک چیز فقط یک توهم میتونه باشه شبیه به اینکه فقط با شنا کردن میشه خوش هیکل شد.

مثال شخصی میزنم، یکی رو میشناسم که وقتی دانشجو بود با یه ایده ی کاربردی، وضع مالیش خیلی بهتر شد. بعدتر شنیدم که به عنوان فوق لیسانس دوم MBA میخونه. و تونست جایگاه خودشو توی طبقه ی بالای متوسط حفظ کنه.

دلیل موفقیتش MBA خوندنش نبود، (قبل از اون هم موفق بود) دلیل اینکه به MBA خوندن فکر کرد، ویژگیهایی بود که داشت.

یا مثال های بیشتر و ملموس تر: دانشگاه شریف یا مدارس تیزهوشان، باعث باهوشتر شدن بچه ها میشن؟ یا اونها فقط باهوشترها رو "انتخاب" میکنن؟!



۶-تقابل:

مردم وقتی مقروض کسی باشند، بسیار موذب‌اند. درنتیجه درصدد جبران بر‌می‌آیند.

گروه‌ها و کمپین‌ها از این روش به صورت اول بده بعد بستان استفاده می‌کند.




مثالی از خطای تقابل:


سال‌ها پیش، زن و شوهری من و همسرم را به شام دعوت کردند. ما تا حدودی از قبل، با این زوج آشنا بودیم. علی‌رغم خوش برخورد بودن، خیلی سرگرم‌کننده نبودند. بهانه خوبی برای رد دعوت‌شان نداشتیم و به همین خاطر قبول کردیم.

اوضاع دقیقا همان‌گونه بود که فکرش را می‌کردیم؛ ضیافت شام، فوق‌العاده خسته‌کننده بود. مجبور بودیم چند ماه بعد آن‌ها را به خانه خودمان دعوت کنیم.

دوست دارم بدانم چند مهمانی شام صرفا به خاطر تقابل تحمل شده‌اند؟



۷-خطای تایید: (قسمت اول)

خطای تایید، ریشه در همه‌ی تصور‌های غلط ما دارد.

تمایل به تفسیر اطلاعات جدید، به گونه‌ای است که با تئوری‌های موجود، باور‌ها و اعتقادات ما هماهنگ باشد.

به بیان دیگر، هر داده‌ی جدیدی را که با نظرهای کنونی‌مان تناقض داشته داشته باشد فیلتر می‌کنیم(شواهد متضاد).



یک مثال از خطای تایید در دنیای تجارت:


یک تیم اجرایی در مورد یک استراتژی جدید تصمیم می‌گیرد. تیم با شوروشوق هر نشانه‌ای را که بر موفقیت استراتژی دلالت کند جشن می‌گیرد. این تیم به هر کجا نگاه می‌کند مدارک تاییدآمیز زیادی می‌بیند، در حالی که نشانه‌های خلاف آن دیده نشده یا خیلی سریع به عنوان «استثنا» یا «موارد خاص» رد می‌شوند. آن‌ها در برابر شواهد متضاد کور شده‌اند.




آن چه بشر بهتر از هرکار دیگری انجام می‌دهد، تفسیر اطلاعات جدید به شیوه‌ای است که نتیجه‌گیری‌های قبل دست‌نخورده باقی بماند.


#آلدوس_هاکسلی



۸-خطای تایید: (قسمت دوم)


ما مجبور می‌شویم راجع به دنیا، زندگی، خودمان، سرمایه‌گذاری‌ها، شغلمان و چیزهای دیگر در ذهنمان باورهایی بوجود آوریم.

بنابراین بیشتر اوقات با فرضیات سروکار داریم و این فرضیات هرچقدر مبهم‌تر باشند، خطای تایید قوی‌تر می‌شود.


در زندگی خود چه بر این باور باشید، همه مردم دروغ‌گو ‌هستند چه بر این باور که همه مردم راستگو‌اند، هر روز مدارکی پیدا می‌کنید که نظرتان را تایید کنند.



برای مبارزه با خطای تایید:


سعی کن باور‌های خود را بنویسی و شروع کنی به پیدا کردن شواهد متناقض.


خلاص شدن از شر عقایدی که مثل دوستان قدیمیِ آدم هستند، سخت اما ضروری است.


 

در مورد خطای شماره ۵-هزینه هدررفته:


تجربه‌ی من:


روزی بعد از پیاده‌روی طولانی کتاب مد نظرم را پیدا کردم و هزینه زیادی صرف خرید آن کردم؛ ولی بعد‌ از شروع کتاب، اصلن از آن خوشم نیامد و از خرید خود پشیمان شدم ولی کتاب را کامل ‌خواندم تا مانع از هدررفتن وقت، انرژی و پولی که برای خرید آن کتاب کرده بودم، شوم.



۹-خطای مرجعیت:


مراجعِ مسئول همواره دنبال جلب توجه‌اند و همیشه راهی پیدا می‌کنند وجهه‌ی خود را تقویت کنند؛ پزشکان و متخصصان روپوش سفید می‌پوشند و مدیران بانکی کت و شلوار به تن می‌کنند و پادشاهان تاج به سر می‌گذارند.


مرجعیت‌ها مانند مُد لباس متغیرند و جامعه هم به همان میزان ازشان تبعیت می‌کنند.


در نتیجه، وقتی می‌خواهی تصمیم بگیری، به این فکر کن چه مراجعی می‌توانند روی استدلال تو تاثیر گذاشته باشد. وقتی به یکی از آن‌ها برخوردی، تمام تلاشت را بکن که دربرابرش مقاومت کنی.



در مورد خطای شماره ۹-خطای مرجعیت:


تجربه‌ی من:


زمان دانشجویی، استاد مثالی را پای تخته نوشت، جوابی که من بدست آوردم با جواب استاد متفاوت بود.

فکر کردم اشتباه از منه چون احتمال نمی‌دادم که استاد اشتباه کند(دچار خطای مرجعیت شدم) و جوابمو پاک کردم و در حال نوشتن حل مثال از تخته بودم که یکی از دانشجو‌ها به استاد گفت جایی اشتباه کرده و جوابش غلط است.(او هم جوابش مث من بود)

با بررسی مجدد متوجه شدیم استاد قسمتی از راه حل را جا انداخته بود.

استاد دانشجو را تشویق کرد که حواسش جمع‌ بود و بهش نمره کلاسی داد.

من😐

اون یکی دانشجو😎


۱۰-اثر مقایسه‌ای:


اگر ما خود چیزی داشته باشیم که زشت، ارزان و کوچک باشد، چیزِ دیگرِ نداشته را زیبا، گران‌بها یا بزرگ در نظر می‌گیریم. ما در واقع با قضاوت‌های مطلق مشکل داریم.

با بمباران تبلیغاتی که سوپرمدل‌ها در آن‌ها نقش آفرینی می‌کنند، حالا افراد زیبا را فقط تا حدودی جذاب می‌بینیم.

👈🏻 اگر دنبال همسر هستی، هیچ‌گاه در کنار دوستان سوپر مدلت بیرون نرو؛ بقیه‌ی مردم تو را کمتر از آن‌چه هستی جذاب می‌بینند.

تنها برو یا حتا بهتر از این، دو دوست زشتت را با خودت ببر.😅



«آیا تا به حال... زمان صرف چیزی کرده‌ای که در آینده احساس کنی ارزشش را نداشته؟ به انجام کاری که می‌دانی برایت مضر است اصرار کرده‌ای؟ سهام خود را خیلی زود یا خیلی دیر فروخته‌ای؟ موفقیت را نتیجه‌ی کار خود و شکست را نتیجه‌ی تاثیر عوامل بیرونی دانسته‌ای؟ روی یک اسب به اشتباه شرط بسته‌ای؟ این‌ها نمونه‌هایی‌اند از خطاهایی که همه‌ی ما در تفکر روزمره‌ی خود دچارشان می‌شویم. اما با شناخت چیستی آن‌ها و دانستن نحوه‌ی شناسایی‌شان، می‌توانیم از آن‌ها دوری کنیم و تصمیم‌های هوشمندانه‌تری بگیریم.» آنچه در بالا خواندید، بخشی از خلاصه‌ی کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» (The Art of Thinking Clearly) است که نویسنده‌ی مطرح سویسی، «رولف دوبلی» (Rolf Dobelli) آن را نوشته و «عادل فردوسی‌پور» آن را ترجمه کرده است. هنر شفاف اندیشیدن سومین کتاب فردوسی‌پور است که امسال از سوی «نشر چشمه» وارد بازار کتاب شد.این کتاب توانست در روزهای ابتدایی بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، به پرفروش‌ترین کتاب این انتشارات مبدل شود. فردوسی‌پور در مقدمه بر ترجمه‌ی فارسی این کتاب می‌گوید: «تصور کنید در زمین هیچ خطایی اتفاق نمی‌افتاد. آن وقت واژه‌ای به نام پنالتی، اخطار و اخراج هم ‌معنا نداشت. اشک‌ها و لبخندها محو می‌شدند و زیبایی فوتبال هم ‌رنگ می‌باخت. آدم‌ها شبیه ربات‌های برنامه‌ریزی‌شده بودند که وظیفه‌شان بردن بدون کوچک‌ترین اشتباه بود. حالا تصور کنید که در این جهان پهناور که هزاران زمین فوتبال را در خود جای داده، قرار می‌شد هیچ انسانی دچار خطا و اشتباهی نشود؛ آیا جهان بهتری داشتیم؟ جنگ‌افروزی‌ها به پایان می‌رسید؟ جرم و جنایت از صحنه‌ی روزگار محو می‌شد؟ انسان‌ها با یکدیگر روابط بهتری برقرار می‌کردند؟ پاسخ به این پرسش‌ها و پیش‌بینی جهانی که هرگز تجربه‌اش نکرده‌ایم، کار دشواری است؛ اما آنچه قابل پیش‌بینی است، آن است که هر چه بیشتر خطاهای خود را بشناسیم، رویکرد بهتری به زندگی خود خواهیم داشت. از آنجا که خطاهای بشری در طول حیاتش از الگوهای مشابهی پیروی می‌کنند، امکان شناختن آن‌ها نیز امری ممکن است.»


The Art of Thinking Clearly is a 2013 book by the Swiss writer Rolf Dobelli which describes in short chapters 99 of the most common thinking errors - ranging from cognitive biases to envy and social distortions.

Nov 19, 2021
ازدواج بدون شکست؛ حل مُعمای‌ازدواج با تئوری‌انتخاب
07:10:05

کتاب ازدواج بدون شکست، اثری نوشته ی ویلیام گْلََسِر و کارلین گْلََسِر است که نخستین بار در سال 2000 به چاپ رسید. راز داشتن ازدواجی موفق و مهمتر از آن، حفظ چنین رابطه ای چیست؟ روانپزشک بزرگ و شناخته شده در سطح بین الملل، دکتر ویلیام گلَسِر به همراه همسرش، کارلین گلَسِر، با به روز کردن مطالعات و تحقیقاتشان در عرصه ی ازدواج و روابط عاشقانه، این اثر بسیار موفق و تأثیرگذار را برای زوج های جوان و پیر خلق کرده اند. این کتاب به دلایل موفقیت و شکست ازدواج می پردازد و علاوه بر تشریح کامل و جزء به جزء آن ها، مخاطبین را راهنمایی می کند که چگونه از طریق به کارگیری قواعد «تئوری انتخاب» (اثر مطرح دیگری از این نویسنده)، روابطی سرشار از عشق و آرامش را بسازند. کتاب ازدواج بدون شکست، گنجینه ای از اطلاعات جدید و کاربردی است که به شما کمک می کند شریک زندگی مطلوبتان را پیدا کنید و هر رابطه ای را بهبود بخشید.

Reality therapy is an approach to psychotherapy and counseling. Developed by William Glasser in the 1960s,

Nov 18, 2021
بوف کور
01:29:20

صادق هدایت   


بوفِ کور شناخته‌شده‌ترین اثر صادق هدایت نویسنده معاصر ایرانی، رمانی کوتاه و از نخستین نثرهای داستانی ادبیات ایران در سدهٔ ۲۰ میلادی است. این رمان به سبک فراواقع نوشته شده و تک‌گویی یک راوی است که دچار تَوَهُم و پندارهای روانی است. کتاب بوف کور تاکنون، در هفتاد کشور، از فارسی به ۳۲ زبان زنده از جمله انگلیسی، فرانسه، آلمانی، عربی ترجمه شده‌است.


خلاصهٔ داستان

تمامی رمان از زاویه دید اول شخص روایت می‌شود و از دو بخش نسبتاً جدا از هم ساخته شده‌است. این دو بخش گاه با استفاده از شباهت توصیف‌ها و اشاره‌ها به هم مربوط می‌شوند.


خلاصهٔ بخش نخست

کتاب با این جملات مشهور آغاز می‌شود «در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزواء می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد؛ چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند؛ زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به‌وسیله افیون و مواد مخدره است؛ ولی افسوس که تأثیر این‌گونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید».


در این بخش اول شخص - که ساکن خانه‌ای در بیرون خندق در شهر ری است - به شرح یکی از این دردهای خوره‌وار می‌پردازد که برای خودش اتفاق افتاده. وی که حرفهٔ نقاشی روی قلمدان را اختیار کرده‌است به طرز مرموزی همیشه نقشی یکسان بر روی قلمدان می‌کشد که عبارت است از دختری در لباس سیاه که شاخه‌ای گل نیلوفر آبی به پیرمردی که به حالت جوکیان هند چمباتمه زده و زیر درخت سروی نشسته‌است هدیه می‌دهد. میان دختر و پیرمرد جوی آبی وجود دارد.


ماجرا از اینجا آغاز می‌شود که روزی راوی از سوراخ رف پستوی خانه‌اش - که گویا اصلاً چنین سوراخی وجود نداشته‌است - منظره‌ای را که همواره نقاشی می‌کرده‌است می‌بیند و مفتون نگاه دختر (اثیری) می‌شود و زندگی‌اش به طرز وحشتناکی دگرگون می‌گردد تا اینکه مغرب‌هنگامی دختر را نشسته در کنار در خانه‌اش می‌یابد. دختر چند هنگامی بعد در رخت‌خواب راوی به طرز اسرارآمیزی جان می‌دهد. راوی طی قضیه‌ای موفق می‌شود که چشم‌های دختر را نقاشی و آن را لااقل برای خودش جاودانه کند. سپس دختر اثیری را قطعه قطعه کرده داخل چمدانی گذاشته و به گورستان می‌برد. گورکنی که مغاک دختر را حفر می‌کند طی حفاری، گلدانی می‌یابد که بعداً به راوی به رسم یادگاری داده می‌شود. راوی پس از بازگشت به خانه در کمال ناباوری درمی‌یابد که بر روی گلدان (گلدان راغه) یک جفت چشم درست مثل آن جفت چشمی که همان شب کشیده‌بود، کشیده شده‌است.


پس راوی تصمیم می‌گیرد برای مرتب کردن افکارش نقاشی خود و نقاشی گلدان را جلوی منقل تریاک روبروی خود بگذارد شراب بنوشد و تریاک بکشد. راوی بر اثر استعمال تریاک به حالت خلسه می‌رود و در عالم رؤیا به سده‌های قبل بازمی‌گردد و خود را در محیطی جدید می‌یابد که علی‌رغم جدید بودن برایش کاملاً آشناست.


خلاصهٔ بخش دوم

بخش دوم ماجرای راوی در این دنیای تازه (در چندین سده قبل) است. از اینجا به بعد راوی مشغول نوشتن و شرح ماجرا برای سایه‌اش می‌شود که شکل جغد است و با ولع هرچه تمام تر هرآنچه را راوی می‌نویسد می‌بلعد. راوی در اینجا شخص جوان ولی بیمار و رنجوری است که زنش (که راوی او را به نام اصلی نمی‌خواند بلکه از وی تحت عنوان لکاته یاد می‌کند) از وی تمکین نمی‌کند و حاضر به همبستری با شوهرش نیست ولی ده‌ها فاسق دارد. ویژگی‌های ظاهری «لکاته» درست همانند ویژگی‌های ظاهری «دختر اثیری» در بخش نخست رمان است. راوی همچنین به ماجرای آشنایی پدر و مادرش (که یک رقاصهٔ هندی بوده‌است) اشاره می‌کند و اینکه از کودکی نزد عمه‌اش (مادر «لکاته») بزرگ شده‌است.


او در تمام طول بخش دوم رمان به تقابل خود و رجّاله‌ها اشاره می‌کند و از ایشان ابراز تنفر می‌کند. وی معتقد است که دنیای بیرونی دنیای رجاله‌هاست. رجّاله‌ها از نظر او «هریک دهانی هستند با مشتی روده که از آن آویزان شده‌است و به آلت تناسلی شان ختم می‌شود و دائم دنبال پول و شهوت می‌دوند».


پرستار راوی دایهٔ پیر اوست که دایهٔ «لکاته» هم بوده‌است و به طرز احمقانهٔ خویش (از دید راوی) به تسکین آلام راوی می‌پردازد و برایش حکیم می‌آورد و فال گوش می‌ایستد و معجون‌های گونه‌گون به وی می‌خوراند.


در مقابل خانهٔ راوی پیرمرد مرموزی (پیرمرد خنزر پنزری) همواره بساط خود را پهن کرده‌است. این پیرمرد از نظر راوی یکی از فاسق‌های لکاته است و خود راوی اعتراف می‌کند که جای دندان‌های پیرمرد را بر گونهٔ لکاته دیده‌است. به علاوه راوی معتقد است که پیرمرد با دیگران فرق دارد و می‌توان گفت که یک نیمچه خدا محسوب می‌شود و بساطی که جلوی او پهن است چون بساط آفرینش است.


سرانجام راوی تصمیم به قتل لکاته می‌گیرد. در هیئتی شبیه پیرمرد خنزرپنزری وارد اتاق لکاته می‌گردد و گِزلیک استخوانی‌ای را که از پیرمرد خریداری کرده در چشم لکاته فرومی‌کند و او را می‌کشد. چون از اتاق بیرون می‌آید و به تصویر خود در آیینه می‌نگرد می‌بیند که موهایش سفید گشته و قیافه‌اش درست مانند پیرمرد خنزرپنزری شده‌است.








The Blind Owl (1936; Persian: بوف کور‎, Boof-e koor

listen (help·info)) is Sadegh Hedayat's magnum opus and a major literary work of 20th century Iran. Written in Persian, it tells the story of an unnamed pen case painter, the narrator, who sees in his macabre, feverish nightmares that "the presence of death annihilates all that is imaginary. We are the offspring of death and death delivers us from the tantalizing, fraudulent attractions of life; it is death that beckons us from the depths of life. If at times we come to a halt, we do so to hear the call of death... Throughout our lives, the finger of death points at us." The narrator addresses his murderous confessions to the shadow on his wall resembling an owl. His confessions do not follow a linear progression of events and often repeat and layer themselves thematically, thus lending to the open-ended nature of interpretation of the story.

The Blind Owl was written during the oppressive latter years of Reza Shah's rule (1925–1941). It was originally published in a limited edition in Bombay, during Hedayat's two-year-long stay there in 1937, stamped with "Not for sale or publication in Iran." It first appeared in Tehran in 1941 (as a serial in the daily Iran), after Reza Shah's abdication, and had an immediate and forceful effect. It was later banned, reportedly because it led readers towards suicide.[1] The novel was not tolerated during Reza Shah, probably due to its "pessimism which went counter to the Shah’s grandiloquent rhetoric of progress."[2] It is believed that much of the novel had already been completed by 1930 while Hedayat was still a student in Paris. Being inspired by European ideologies, the author challenges the traditions and as a result, the work is the representation of modern literature in Iran.

Nov 18, 2021
هُنرِ ظریفِ بی‌خیالی
06:10:44

 مارک مانسون 


 The Subtle Art of Not Giving a F*ck 

Mark Manson  




کتاب هنر ظریف بی خیالی (The Subtle Art of Not Giving a F*ck) را معمولاً می‌توانید در ردیف کتابهای پرفروش کتابفروشی‌های بزرگ جهان ببینید. این کتاب، دومین اثر منتشر شده از مارک منسون (Mark Manson) است.

نخستین کتاب مارک منسون، Models (الگوها) نام دارد که برای مردان نوشته شده و در آن، به شیوه‌های جذب زنان و مدیریت مراحل نخستین رابطه عاطفی (دوران شکل‌گیری) پرداخته است (البته ما در ایران او را بیشتر به خاطر کتاب دومش می‌شناسیم و پس از پرفروش شدن کتاب دومش، کتاب اول هم مورد توجه قرار گرفت و ترجمه شد).

منسون را معمولاً در گروه نویسندگان حوزه‌ی خودیاری (Self-help) طبقه‌بندی می‌کنند. کار اصلی او وبلاگ نویسی است و مطالبی هم که در کتابهایش آمده، پیش از انتشار در قالب کتاب، کم و بیش به صورت پراکنده در وبلاگش مطرح کرده است.


خلاصه کتاب هنر ظریف بی خیالی چیست؟


بسیاری از کتاب‌های عمومی پرفروش در سال‌های اخیر، یک ویژگی مشترک دارند: آن‌ها یک ایده‌ی تک‌جمله‌ای را محور قرار داده و در موردش، چند صد صفحه نوشته‌اند.

به سادگی می‌توانید کتابهایی مانند جوهر درون، با چرا شروع کنید و قدرت عادت را در یک یا چند جمله خلاصه کنید. کتاب هنر ظریف بی خیالی را هم می‌توان در همین گروه قرار داد. خلاصه کتاب بی خیالی این است که:  ما آن‌قدر فرصت و قدرت و انرژی نداریم که به همه چیز اهمیت بدهیم. باید بی‌خیال خیلی چیزها بشویم تا بتوانیم تمام فکر و ذهن و انتخاب‌ها و تصمیم‌های خود را، روی گزینه‌ی محدود و مشخص، متمرکز کنیم. 

بنابراین کتاب هنر ظریف بی خیالی درباره‌ی بی خیالی نیست؛ بلکه اتفاقاً درباره‌ی توجهِ بیش از حد به اهداف و ارزش های کلیدی و بی‌خیالی و بی‌توجهی نسبت به حاشیه‌های دیگر است (حتی اگر دیگران، آن حاشیه‌ها را، اصل بدانند).

چند جمله از کتاب هنر ظریف بی خیالی


کلید زندگی خوب، این نیست که به چیزهای بیشتر و بیشتری اهمیت بدهید؛ بلکه باید به چیزهای کمتری اهمیت بدهید، و تنها چیزهایی را مد نظر قرار دهید که حقیقی، فوری و مهم هستند.

… یک واقعیت پنهان در زندگی هست؛ این‌که چیزی به نام بی‌خیالی وجود ندارد. شما باید به چیزی اهمیت بدهید. توجه به چیزهای مختلف و اهمیت دادن به مسائل، بخشی از جسم و بیولوژیِ ماست.

مسئله این است که به چه چیزهایی اهمیت بدهیم، و چگونه به چیز‌هایی که هیچ اهمیتی ندارند، اهمیت ندهیم.

… پختگی، زمانی رخ می‌دهد که فرد می‌آموزد تنها به چیزهایی اهمیت بدهد که ارزشمند هستند.

پرسش جالب‌ِ توجه‌تر که مردم هیچ‌وقت از خود نمی‌پرسند، این است که «چه دردهایی در زندگی خود می‌خواهید؟ و حاضرید برای چه چیزی زحمت بکشید؟»

برای مثال، بیشتر افراد می‌خواهند که ارتقای شغلی پیدا کنند و درآمد زیادی داشته باشند؛ اما هیچ‌کس نمی‌خواهد شصت ساعت کار در هفته، رفت‌و‌آمد در فاصله‌ی زیاد بین خانه و اداره، کاغذبازی‌های بیهوده، و ساختار طبقاتی استبدادی شرکت را تحمل کند…

همه می‌خواهند روابط عالی داشته باشند؛ اما همه حاضر نیستند مکالمات دشوار، سکوت ناخوشایند، احساسات جریحه‌دارشده و نقش بازی‌کردن‌های احساسی را تحمل کنند.

فرهنگ کنونی به ما می‌گوید که من خودم باعثِ شکستِ خودم شده‌ام.

من، بی‌استقامت یا بازنده هستم، و چیزهایی را که لازمه‌ی این کار بوده نداشته و رویاهای خود را کنار گذاشته‌ام، و شاید اجازه داده‌ام که فشارهای اجتماع بر من غلبه کنند.

اما واقعیت، بسیار کسل‌کننده‌تر از همه‌ی این‌هاست. واقعیت این است که من فکر می‌کردم چیزی را می‌خواهم؛ اما معلوم شد که در واقع آن را نمی‌خواستم؛ همین.

من پاداش‌های این کار را می‌خواستم، نه نبردهای آن را. نتایج را می‌خواستم، نه روند رسیدن به آن‌ها را. من عاشق جنگ نبودم؛ عاشق پیروزی بودم. و زندگی، این‌گونه پیش نمی‌رود.

تقصیر مربوط به زمان گذشته است، و مسئولیت، مربوط به اکنون است؛

تقصیر، ناشی از انتخاب‌هایی است که قبلاً شده، و مسئولیت، نتیجه‌ی انتخاب‌هایی است که شما در حال حاضر در هر لحظه از روز می‌کنید.

شما انتخاب کرده‌اید که این متن را بخوانید.

شما انتخاب می‌کنید که به این مفاهیم فکر کنید.

شما انتخاب می‌کنید که این مفاهیم را بپذیرید یا آن‌ها را رد کنید.

شاید تقصیر من باشد که شما فکر می‌کنید ایده‌های من بی‌ارزش هستند؛ اما شما مسئول نتیجه‌گیری‌های خود هستید.

تقصیر شما نیست که من این جمله را نوشته‌ام؛ اما هنوز هم شما در تصمیم‌گیری برای خواندن آن مسئول هستید.

بین مقصر دانستن کسی برای وضعیت شما، و مسئولیت واقعی آن فرد برای وضعیت شما، تفاوت وجود دارد.

هیچ‌کس مسئول وضعیت شما نیست مگر خودتان.

شاید بتوان بسیاری از افراد را برای ناراحتی شما سرزنش کرد؛ اما هیچ‌کس مسئول ناراحت بودن شما نیست غیر از خودتان.

علت این موضوع این است که شما همیشه انتخاب می‌کنید که مسائل را چگونه ببینید، چه واکنشی در برابر آن‌ها نشان دهید و چه ارزشی برای هر چیز در نظر بگیرید.

ترجمه کتاب هنر ظریف بی خیالی


پیش از این توضیح داده‌ایم که چگونه می‌توانیم ترجمه فارسی کتابهای انگلیسی را پیگیری و بررسی کنیم. با مراجعه به سایت کتابخانه ملی می‌توانید ببینید که این کتاب توسط مترجمان و ناشران مختلفی به فارسی ترجمه شده که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • هنر ظریف رهایی از دغدغه ها (مترجم: میلاد بشیری؛ ناشر: انتشارات میلکان)
  • هنر ظریف بی خیالی (مترجم: پرستو عوض‌زاده؛ ناشر: سلسله مهر)
  • هنر ظریف بی خیالی (مترجم: رشید جعفرپور؛ ناشر: کرگدن)
  • هنر ظریف به هیچت نبودن (مترجم: نریمان افشاری؛ ناشر اختران)
  • هنر ظریف بی خیالی (مترجم: زهره مستی؛ ناشر: بوکتاب قم)
  • همه چیز به فنا رفته ( مترجم: علی اکبر متواضع؛ ناشر: انتشارات کاکتوس)

اما نسخه‌ای که ما مطالعه و بررسی کردیم (و متن‌هایی که انتخاب و نقل شد)، توسط انتشارات کلید آموزش (به مدیریت دوستِ عزیزِ متممی آقای منصور سجاد) ترجمه و منتشر شده است.

متن ترجمه روان و قابل‌فهم بود و تطبیق خوبی هم با متن اصلی داشت (با در نظر گرفتن محدودیت‌های عمومی رایج در فضای نشر فارسی).

البته کتاب هنر ظریف رهایی از دغدغه ها ترجمه‌ی میلاد بشری منتشر شده توسط #نشر میلکان نیز نسخه‌ی روان و ارزشمندی است که تعداد قابل‌توجهی از دوستان متممی آن را تأیید کرده‌اند و در صدرِ فهرست کتاب‌های پیشنهادی برای خرید از نمایشگاه کتاب قرار گرفته است.




البته این را هم باید بگوییم که در کل، مارک منسون، چندان در انتخاب واژه‌ها دقیق نیست و نباید استاندارد یک کتاب علمی را از این نویسنده انتظار داشته باشید. مثلاً آن‌چه مارک منسون به عنوان Value مطرح می‌کند، با مفهوم شناخته‌شده‌ی ارزش در زندگی تفاوت دارد و معمولاً این واژه را به جای نگرش (Attitude) و دستاورد‌ (Outcome) و مفروضات (Assumptions) به‌کار می‌برد.

یا به این علت که منسون، تحقیق‌محور نیست (تقریباً هیچ منبعی به شکل دقیق در کتاب مورد اشاره قرار نگرفته)، گاهی اوقات دستاوردهای قابل استناد روانشناسی شناختی (انتخاب هدف غیرقابل دستیابی، ناکامیِ خودخواسته است) با مفاهیم ذِن و بودیسم (خواستن، رنج است) مخلوط شده است.

اما در کل، چنان‌که نزدیک به ۵۰۰۰ نفر در سایت آمازون به این کتاب، امتیاز حدود ۴/۴ داده‌اند، و نیز بر اساس قضاوت متمم، نکات متعددی در این کتاب وجود دارد که می‌تواند برای خواننده مفید و آموزنده باشد.



The Subtle Art of Not Giving a F*ck: A Counterintuitive Approach to Living a Good Life

by Mark Manson


In this generation-defining self-help guide, a superstar blogger cuts through the crap to show us how to stop trying to be "positive" all the time so that we can truly become better, happier people.


For decades, we’ve been told that positive thinking is the key to a happy, rich life. "F**k positivity," Mark Manson says. "Let’s be honest, shit is f**ked and we have to live with it." In his wildly popular Internet blog, Manson doesn’t sugarcoat or equivocate. He tells it like it is—a dose of raw, refreshing, honest truth that is sorely lacking today. The Subtle Art of Not Giving a F**k is his antidote to the coddling, let’s-all-feel-good mindset that has infected American society and spoiled a generation, rewarding them with gold medals just for showing up.


Manson makes the argument, backed both by academic research and well-timed poop jokes, that improving our lives hinges not on our ability to turn lemons into lemonade, but on learning to stomach lemons better. Human beings are flawed and limited—"not everybody can be extraordinary, there are winners and losers in society, and some of it is not fair or your fault." Manson advises us to get to know our limitations and accept them. Once we embrace our fears, faults, and uncertainties, once we stop running and avoiding and start confronting painful truths, we can begin to find the courage, perseverance, honesty, responsibility, curiosity, and forgiveness we seek.


There are only so many things we can give a f**k about so we need to figure out which ones really matter, Manson makes clear. While money is nice, caring about what you do with your life is better, because true wealth is about experience. A much-needed grab-you-by-the-shoulders-and-look-you-in-the-eye moment of real-talk, filled with entertaining stories and profane, ruthless humor, The Subtle Art of Not Giving a F**k is a refreshing slap for a generation to help them lead contented, grounded lives.


کتاب هنر ظریف بی خیالی | مارک منسون

Nov 18, 2021
همسری در دو قاره
00:06:12

 دکتر هلاکویی 

 

 {200904}

Nov 18, 2021
ریشه اختلالات شخصیت
00:25:13

دکتر هلاکویی 

 

{210218E-2} 

Nov 18, 2021
کارگاه رفتاردرمانی شناختی | CBT
14:39:48

دکتر یعقوب شفیعی


درمان رفتاری-شناختی (به انگلیسی: Cognitive Behavioral Therapy) که به اختصار CBT نیز یاد می‌شود، یک رویکرد روان‌درمانی است، که احساسات ناکارآمد و رفتارها، فرایندها و مضامین شناختی ناسازگارانه را، از طریق شماری از روش‌های سیستماتیک، صریح و هدف‌مدار نشانه می‌گیرد. نام این روش اشاره به رفتاردرمانی، شناخت درمانی، و به ترکیبی درمانی از این دو بر اساس اصول پایه و پژوهش‌های رفتاری و شناختی دارد. بسیاری از این درمان‌گران با مشکلاتی از قبیل اضطراب و افسردگی (حالت) بر اساس مجموعه‌ای از روش‌های شناختی و رفتاری مقابله می‌کنند. این روش اذعان دارد که ممکن است رفتارهایی باشند که از طریق تفکر عقلانی قابل کنترل نباشند. رفتار درمانی شناختی با «تمرکز بر حل مسئله» عهده‌دار حل مشکلات به خصوصی می‌شود، و در این رویکرد درمانگر با «عمل گرایی» تلاش می‌کند با کمک به مراجع در انتخاب استراتژی خاصی برای مواجهه با مشکل به او کمک کند. این روش درمانی که از آن به عنوان «انقلاب شناختی» هم یاد می‌شود در واقع بر پایه صحبت روان درمانگر با بیمار و فهمیدن دیدگاه و طرز تفکر او نسبت به مسائل و وقایع پیرامونش شکل می‌گیرد.

این روش درمانی، گاهی درمان شناختی-رفتاری نیز نامیده می‌شود.

Cognitive behavioral therapy (CBT) is a short-term, goal-oriented psychotherapy treatment that takes a hands-on, practical approach to problem-solving. Its goal is to change patterns of thinking or behavior that are behind people's difficulties, and so change the way they feel.

Nov 18, 2021
کُهَن‌اُلگوهای شینودا بولن
03:41:45

دکتر سَرگُلزایی


جین شینودا بولن روانپزشک و نویسنده آمریکایی است. او کتاب‌های متعددی در زمینه‌ی روانشناسی کهن الگویی نوشته است. معروفترین کتاب‌های او «خدابانوان درون زنان» و «خدایان درون مردان» با عناوین «نمادهای اسطوره‌ای و روانشناسی زنان» و «نمادهای اسطوره‌ای و روانشناسی مردان» و« زنان اسطوره ای،نمادهای اسطوره ای و روانشناسی زنان در دوران کمال » به فارسی برگردانده شده‌اند.

این اپیزود دنباله اپیزود روانشناسی تحلیل یونگ می‌باشد.


Jean Shinoda Bolen, M.D. is a psychiatristJungian analyst, and author. Bolen has written several books on the archetypal psychology of women and men in the development of spirituality,[1] and is one of the women featured in the 1986 film Women – for America, for the World (Academy Award for Best Documentary (Short Subject)) and 1989 National Film Board of Canada documentary Goddess Remembered. Bolen also co-founded (with former husband James Bolen) Psychic magazine in 1969 (renamed New Realities in 1977) covering parapsychology and mind-body-spiritual subjects.

Nov 18, 2021
پورنوگرافی | Pornography
00:13:56

 دکتر سَرگُلزایی

Nov 18, 2021
طنز زبان؛ سفرنامه احمد شاملو
00:14:10

یوم جمعه اول شوال عید فطر. دلمان را خوش کرده بودیم که این روز را در سفر میمنت اثریم و دست امام جمعه دارالخلافه از دامنمان کوتاه است و نمیتواند از ما فطریه بدوشد.

اما همان اول صبح میر کوتاه گردن شکسته حال ما را گرفت. این میر کوتاه پسر داماد علی خان چابهاریست که رخت دار باشی ما بود و چند سال پیش در سفر کاشان یکهو شکمش باد کرد, چشمهایش پلق زد, رویش سیاه شد و مرد.

بردند خاکش کنند ملاها جمع شدند علم شنگه راه انداختند که این بی دین معصیت کار بوده خدا رو سیاهش کرده نمیگذاریم در قبرستان مسلمانان دفنش کنند. لجاره ها هم وقت گیر اوردند کسبه را واداشتند دکان و بازار را ببندند, دسته های سینه زن و زنجیر زن و شاه حسینی راه انداختند از شهرها و دهات دور و بر هم امدند ریختند تو مسجد جمعه ملا را فرستاند رو منبر که چه کنیم چه نکنیم گفت: این ملعون الخبیص اصلا دفن کردن ندارد جنازه نجسش را باید با گه سگ اتش زد.

داشتند دست به کار می شدند که کاشف عمل امد که علت مرگ ان بیچاره خوردن خورش بادمجانی بوده که عقرب از دودکش بالای اجاق تو کماجدو نش افتاده. خلاصه هیچی نمانده بود به فتوای ملا باشی جسد ان مرحوم مغرور را با سنده سگ فراوانی که به همیاری جند اسلام از کوچه پس کوچه های کاشان و ساوه و نطنز و ان حوالی اورده وسط میدان شهر کود کرده بودند هندی مندی کنند, خدا بشکند گردن حکیم باشی تلوزان را که با نشان دادن عقرب پخته فتنه را خواباند.

سوزاندن جسد ادمیزاد پر و پیمانی مثل داماد علی خان با سنده سگ البته کلی سیاحت داشت و اتفاقی نبود که هر روز پا بدهد. حالا اگر صاحب جنازه رخت دار مخصوص بوده باشد هم خب باش. ما که بخیل نیستیم. مرده اش که دیگر به حال ما فایده ای نداشت فقط تماشای ان مراسم پر شکوه هند و اسلامی از کیسه ما رفت.

الغرض صحبت سر میر کوتاه بود. خبث طینت این بد چابهاری به اندازه ایست که از همان دوران غلام بچگی توانست اول خوفیه نویس دریار همایونی شود. همه شرایط خوفیه نویسی در او جمع است. پستان مادرش را گاز گرفته, دست مهتر نصیب عیار را از پشت بسته است. پول کاغذی را تو کیف چرمی ته جیب ادم میشمارد. ولدالزنا حتی از تعداد زالوهایی که نائب سلطنه و صدر عظم و امام جمعه به بواسیلشان می اندازند هم خبر دارد. ادم نا بازه حرام زاده ایست. خود ما هم ته دل از او بی نوهمی نیستیم اما دوام اساس سلطنت را همین گونه افراد ضمانت می کنند.

شنیده بودیم قهوه جمیله ای را تور کرده به لهو و لعب مشغول است. معلوم شد در عوالم جاسوسی و خدمت گذاری ضعیفه را پخت و پز کرده پیش او انگلیزی ( انگلیسی ) می اموزد. امروز محرمانه کاغذی در قوطی سیگار جواهر نشان ما قرار داده بود با این مطلب که:

" all ready بیشتر نوکرهای دربار همایون conecction  سلطان روسپی خانه شده قرار داده اند با روی کار امدن candida او بیضه اسلام را disappared کنند".


هر چه بیشتر خواندیم کمتر فهمیدیم بلکه اصلا چیزی دستگیرمان نشد. دل پیچه همایونی را بهانه کرده روانه تویلت شدیم که همان دارالخلاء خودمان باشد. بحمدالله این قدرها انگلیزی می دانیم و به میر کوتاه اشاره فرمودیم که در این روز عید افتخار افتابه کشی با اوست.

رفتیم پشت پرده دارالخلاء خف کردیم و همین که میر کوتاه با افتابه رسید گریبانش را گرفته فلامجلس به استنطاق او پرداختیم که: پدر سوخته چه مضخرفاتی تحریر کردی که حالیمان نمیشود فقط کلمه کاندیدا را فهمیدیم؟؟

در کمال بی شرمی گفت: قربان والا بلا بعضی از مطالب معروضه persian word ندارد.

فرمودیم:

persin word دیگر چه صیغه ایست؟؟

عرض کرد : یعنی کلمه فارسی.

لگدی حواله اش کردیم که: حرام لقمه حالا دیگر فارسی کلمه فارسی ندارد !!!؟؟

محل نذول لگد شاهانه را مالید و نالید گفت: تصدق بفرمایید. منظور چاکر این بود که ان کلمات در فارسی لغت ندارد.

محض امتحان سوال فرمودیم: ان کلمه اول چیست ؟؟

عرض کردal ready:

تو شکمش واسرنگ رفتیم: که خب یعنی چه؟؟

به التماس افتاد که : سهو کردم یعنی جخ یا همین حالاشم. نیت سوء نداشتم انگلیزیش راحتر بود انگلیزی عرض کردم.

پرسیدیم: ان بعدیش, ان بعدی چی نمک به حرام ؟؟

اشکش سرازیر شد عرض کردconnection :یعنی رابط در اینجا یعنی جاسوس.

گلویش راچسبیدیم فرمودیم: مادرت را برای عشرت اساکر همایونی روانه باغ شاه میکنیم تخم حیض. حالا دیگر در زبان خودمان کلمه جاسوس نداریم !!؟؟ تو همین دربار قضا اقتدار ما چوب تو سر سگ بزنی جاسوس میریند پدر سوخته. حالا جاسوس نداریم !!؟؟ صدرعظم ممالک محروصه جاسوس انگلیز است, وزیر دربار جاسوس نمسه, نائب سلطنه زن طلب جاسوس روس و گوش شیطان کر به خواست خدا خود ما این اواخر جاسوس نمره اول نیکسون دماغ و بیسینجریم. جاسوس نداریم !!؟؟

با صدای خفه از ته حلقوم عرض کرد: قبله عالم دارید جان نثار را خفه می فرمایید.

مختصری شل فرمودیم نفسش پس نرود. سوال شد: ان اخری, ان دسته پیر را از کجا دراوردی ؟؟؟

عرض کرد: دسته پیر خیر قربان disappared. d- i- s- a- p-p- a- r- e- d یعنی ناپدید.

دیگر خونمان به جوش امده بود. در کمال غضب فرمودیم: مادر به خطا حالا میدهیم بیضه هایت را disa فلان بهمان کنند تا فارسی کاملا یادت بیاید.

القصه مردتیکه حال ما را گرفت نگذاشت عید فطر به این بی سرخری را با خوبی و خوشی به شب برسانیم.

از اخته کردنش در این شرایط پلتیکی چشم پوشی کردیم. در عوض دستور فرمودیم میرزا طبیب شیرازی او را ببرد بنشاند وادار کند جلوی هر کدام از ان کلمات منحوسه هزار بار معنی فارسیش را به خط نستعلیق شکسته مشق کند. دیدیم میرزا طبیب دهنش را پشت دستش قایم کرده میخندد.

پرسیدیم چیست؟عرض کرد: قربان خاک پای جواهر اسایت بشوم بر هر که بنگری به همین درد مبتلاست. ملا ابراهیم یزده خاصتی ( اسم اصلی دکتر ابراهیم یزدی ) که این اطراف پیش نماز بود صلوات را صیلویت میگفت و نصفش را انگلیسی صادر میکرد.

صله الا ماحمد and only family مبلغی خنده فرمودیم حالمان بهتر شد به میرزا طبیب گفتیم به آن پدر سوخته بگو پانصد بار بنویسد هزار بار زیاد است از شغل شریفش باز می ماند.

احمد شاملو

پی نوشت :

( شاملو این داستان را در یکی از نشست های ادبی اش در آمریکا برای ایرانی ها باز خوانی می کند )

بنده امشب میخوام اول یه خورده شما رو بخندونم... در این چند ماهی که به دلایل طبی مجبور شدم در آمریکا بمونم بار ها و بار ها از بعضی دوستانی که می بینم خواهش کردم مطلبی رو که میگن لطفا برام به فارسی ترجمه کنن... این روز ها سر گرم نوشتن سفر نامه ای هستم تو مایه های طنز،البته این یه سفر نامه ی شخصی نیست بلکه از زبان یک پادشاه فرضی،احتمالا از طایفه ی منحوس قاجاریه،روایت میشه تا برخورد دو جور تلقی و دو گونه فرهنگ یا برداشت اجتماعی برجسته تر جلوه بکنه... و اینکه قالب طنز رو براش انتخاب کردم جهت اینکه جنبه های انتقادی رویداد ها و در این قالب بهتر میشه جا انداخت.. با اجازه شما یه قسمت کوچیکیش رو که ناظر بر مسئله ی "آلودگی زبان" هست براتون می خونم: ( خواندن داستان آغاز می شود )

( ادامه صحبت با حاضرین در جلسه )

-علت اینکه این سفر نامه رو خوندم به خاطر موضوعیست که واقعا گفتنش زبونمو می سوزونه و پنهان کردنش مغز استخونمو...

منظورم موضوع بسیار دردناک اضمحلال هویت ملی ماست... فرهنگ ایرانی و زبان مادری نسل دوم مهاجران.. یعنی فرزندان شما(رو به حضار میگه ها) که فکر کردم چون فرصت بهتری پا نخواهد داد امشب محضر شما رو ضمنا برای مطرح کردن این موضوع هم غنیمت بشمرم... در کشور های اروپایی مطالعه ای ندارم اما فقط یک نگاه گذرا به وضع زبان فارسی ایرانیان مهاجر آمریکا برای پی بردن به عمق فاجعه کافیست... وجه غم انگیر این مشکل موقعی آشکار تر میشه که توجه کنیم زبان فارسی حتی در زمان ایل غار های گوناگون و دراز مدت اعراب و مغول ها و ترک ها و ترکمن ها هرگز خم به ابرو نیاورده... و اقوام غیر فارس زبان محدوده ی جغرافیایی ایران مازندرانی/گیلک/آذربایجانی/لر/کرد/بلوچ/عرب... حتی کوچیدگان و کوچانیدگان ارمنی و آسوری حتی آنهایی که به طور مستقیم زیر فشار های حکومت مرکزی از نوشتن و سرودن به زبان بومی خود ممنوع بودند هم توانسته اند با چنگ و دندان دست کم زبان شفاهی خودشون رو حفظ کنند.. اما امروزمتاسفانه باید بپذیریم و در کمال خجلت وسر شکستگی اعتراف کنیم که نسل دوم مهاجران دهه ی حاضر حتی زبان مادری شان را نمی دانند... و اگر اقدام عاجلی صورت نگیرد با این سرعتی که بحران هویت گریبان گیر این نسل بی شناسنامه شده،ایران باید میلیون ها تن از این فرزندان خود را به کلی از دست رفته تلقی کند...

همین جا بگم که در این فاجعه نسل دوم هیـچ گناهی نداره.. گناهکار نسل اوله... امیدوارم تلخی حرفم رو به رک و راستیش ببخشید.. گناهکار اصلی پدر ها و مادر ها هستند که قبل از بچه ها باید فکری به حال هویتشون بکنن.. اونا حتی تو خونه هم به قول آقای اسماعیل فصیح "فارگلیسی" اختلاط میکنن... یک زبان حرامزاده ای که صرف و نحوش فارسی ست لغاتش انگلیسی... صبح خانوم به آقا نهیب میزنه که :

" بابا hurry up داره late میشه jobت رو lose میکنی...!!!

امروز دیگه چه excuse ای داری؟!

و آقا خمیازه میکشه که : leave me alone! خیلی depress ام ! انگار blood pressure ام رفته بالا ..."

واقعا که حال آدم رو به هم می زنن ...من نمیدونم بدون فرهنگ و زبان و هویت ملی اصلا چه جوری میشه زندگی کرد؟چه جوری میشه سر خود رو بالا گرفت؟ چه جوری میشه تو چشم همسایه نگاه کرد و گفت منم وجود دارم؟

میشه یهو این یدونه دندون لق پوسیده رو هم کند انداخت دور و کلا انگلیسی حرف زد... حالا چرا باید فارسی رو با انگلیسی اینجوری ملغمه بکنن فارسی و انگلیسی باهم بلغور کنن؟؟ هم زبون انگلیسی رو خراب مبکنن و هم فارسی رو...

مگر به همین سادگی میشه یک هویت عمیق چند هزار ساله رو در عرض چند سال تاپاپاسی آخر باخت؟؟؟ میشه به همین مفتی یک فرهنگ چند هزار ساله رو که اون همه نام درخشان پشتش خوابیده یک شبه ریخت تو زنبیل آشغال گذاشت جلوی در گربه ورداره ببره؟؟؟

به هر حال اونچه که می خواستم عرض کنم این بود.

Nov 18, 2021
۲۰ مُغالطه مهم
00:42:56

دکتر ایرج شهبازی





20 most common fallacies




Fallacy

Nov 18, 2021
پدیده خویشتنداری و کنترل نفس
01:54:30

دکتر آذرخش مکری

Nov 18, 2021
بازی‌ها؛ روانشناسی روابط انسانی
05:53:04

کتاب صوتی بازی‌ها اثر اریک برن با ترجمه اسماعیل فصیح است؛ «تحلیل ساخت»، «تحلیل تبادل»، «رویه‌ها و مناسک»، «وقت گذرانی‌ها»، «بازی‌ها» عنوان برخی از بخش‌های کتاب است. قسمتی از کتاب به این صورت است: «کودک، بالغ و والد “کودک” درون همان بخش از وجود ماست که دوست دارد کودکی کند؛ درست مثل یک بچه سرزنده و با هیجان باشد. خلاقیت، شور و شوق، احساسات تند و تیز، قهر و آشتی، ترس، وحشت، عشق و تنفر همه و همه از کودک درون ما منشا می‌گیرد. “بالغ” بخش عاقل شخصیت ماست؛ بخشی که تصمیم‌های منطقی می‌گیرد، اطلاعات را پردازش می‌کند، با دیگران رابطه محترمانه برقرار می‌کند و کلا واقع گراست. “والد” درون که منفورترین بخش شخصیت ما را از نظر اریک برن تشکیل می‌دهد همان باید و نبایدهای بدون منطق و دلیل ماست. همان دستور العمل‌های بی‌چون و چرایی که سال‌هاست برای خود ساخته‌ایم و حتی اطرافیان‌مان را هم با آن اسیر کرده‌ایم. اما اریک برن والد را نیز دو نوع می‌داند اولی والدی سخت‌گیر و آزار دهنده و دومی والدی نوازش‌گر و تاییدکننده و اعتقاد دارد والد بد و مایوس‌کننده والد نوع اول است و بهتر است به نوع دوم تغییر کند».

Nov 18, 2021
حکایت دیدار جوان با باغبان سال‌مند
00:09:33

گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش

من همی‌کردم دعا و صبح صادق می‌دمید

Nov 18, 2021
حکایت مردجوان با خویشاوند دولت‌مند
00:07:32

کتاب حکایت دولت و فرزانگی

داستان مربوط به جوانی سی و دو ساله است که در یک شرکت تبلیغاتی کار می کند و به شدت از کارش بیزار و دلزده است و

به دنبال راهی برای افزایش درآمد خود می باشد

در همین حین به توصیه عموی بسیار پولدارش که از جوانی ثروت زیادی کسب کرده است به ملاقات یک پیرمرد میلیونر می رود

که یک میلیونر و ثروتمند خودساخته است و پیرمرد میلیونر در خلال اتفاقاتی بسیار جالب و غیر منتظره نکاتی را به جوان گوشزد می کند که

افراد موفق و ثروتمند با رعایت این نکات همواره در هر شرایطی می توانند به مسیر خود ادامه دهند و به اهداف خود دست یابند

این داستان در پایان یک پرش به آینده و زمانی دارد که جوان داستان به هدفش رسیده است و به ترتیب در کتاب های راه و رسم میلیونر ها

و معبد میلیونر ها اثر مارک فیشر که ادامه ی حکایت دولت فرزانگی و به گونه ای جلد های بعدی آن هستند

درس هایی که جوان تا رسیدن به هدف می آموزد با جزئیات بیان شده اند

بخشی از کتاب حکایت دولت و فرزانگی

بیشتر مردم می‌ترسند چیزی بخواهند و وقتی عاقبت چیزی می‌خواهند، به اندازه‌ی کافی اصرار نمی‌ورزند و این خطاست!

یک سوال بسیار مهم از خودت بپرس چطور شده که هنوز دولتمند نشده‌ای؟

آیا به طور جدی این سوال را از خودت پرسیده‌ای؟

آیا از کارت راضی هستی؟

– یقین حاصل کن که در انتخاب حرفه‌هایت مثبت باشی. همه ثروتمندان و دولتمندان کارهایشان را دوست دارند و کار برایشان فعالیتی لذت بخش است. پس از شغلت لذتت ببر و دوستش داشته باش.

اگرچه باید از کارت لذت ببری، اما به تنهایی کافی نیست. برای دولتمند شدن باید از اسرار آن آگاه باشی. آیا به راستی معتقدی این اسرار وجود دارند؟

اگر فکر می‌کنی نمی‌توانی دولتمند شوی، به ندرت دولتمند می‌شوی پس باید با شور و شوق طالب آن باشی. بزرگترین محدودیت کمبود تخلیل است به همین دلیل اسرار دولتمندی در همه جا تا این حد حفظ شده است.

خواندن این کتاب به شدت توصیه میشود.

Nov 18, 2021
از آن ساندویچ‌های لِه‌شده!
00:23:58

دکتر هلاکویی 

 

{210219M-1} 

Nov 18, 2021
زندگی با فرد شیدا و سرخوش
00:27:13

دکتر هلاکویی


{210105M}

Nov 18, 2021
پدر
00:23:38

 دکتر هلاکویی 

 

 {200924}

Nov 18, 2021
۴ "ن" نکبت: نادانی، ناتوانی، نیازمندی، نگرانی
00:24:39

دکتر هلاکویی


{201124M-1}

Nov 18, 2021
تفاوت دیدگاه زن و شوهر؛ دخالت خانواده
00:37:32

دکتر هلاکویی


{200817}

Nov 18, 2021
بیماری‌های اعصاب و روان اقوام و تأثیر آن روی ما
00:39:10

دکتر هلاکویی 

 

{210217E-3} 

Nov 17, 2021
تماس از کَلیفُرنیا!
00:23:16

دکتر هلاکویی 

 

{210219E-4} 

Nov 17, 2021
بازی‌درآوردنِ زن‌ها — نارسیسیزم (خودشیفتگی)
01:01:57

 دکتر هلاکویی 


 {200624}

 {200707}

 {200831}


نارسیسیزم-وابستگی، وحشتِ‌اَزدَست‌دادن، تک‌فرزند، بازی‌درآوردن‌زن‌ها، دندانپزشک، دوربودن‌پدر در کودکی، توازن در زندگی

Nov 17, 2021
رگه‌هایی از اِفلیجیسیته‌ی روانی (mental paralysis)
00:13:12

 دکتر هلاکویی 

 

 {200921}

Nov 17, 2021
خودشناسی‌ضعیف و بازیِ «نمی‌توانم»
00:15:20

دکتر فرهنگ هلاکویی

{200706-6}

Nov 17, 2021
"وِی در خانواده‌ای‌مذهبی متولدشد"؛ پسر متوهم [و دروغ‌گو]
00:32:17

دکتر هلاکویی 


{200610} 


 

Nov 17, 2021
مصائب‌زندگی خواهران‌دوقلو | Fifty shades of Iranian culture
00:26:46

دکتر هلاکویی


{200929E}

Nov 17, 2021
بَلبَشو
00:38:55

دکتر هلاکویی 


{201028M}

Nov 17, 2021
"دوست‌پسرم توی کانادا کتکم زد ولی خیلی مهربونه|!
00:23:07

دکتر هلاکویی 

Nov 17, 2021
خُزَعبلات و توهمات اَبَراِنسانی در دوران پس از رحلت خاتم پیامبران
00:27:15

دکتر هلاکویی 

 

{210122M-3}

Nov 17, 2021
از داستان‌های عجیب زندگی مشترک
00:20:09

دکتر هلاکویی 

 

{201230E-4}

Nov 17, 2021
خُزَعبَل: "به‌من‌اِلهام‌می‌شود"؛ نسل‌بیمار با مغزهای‌زنگ‌زده
00:10:56

دکتر هلاکویی 


{201113E} 

Nov 16, 2021
اول جوراب، بعد کفش
00:48:46

دکتر هلاکویی 


{201215M-1 & 201214E-L} 

Nov 16, 2021
مادر مجرد؟ / single parent
00:06:22

 دکتر هلاکویی 

 

 {200904}1

Nov 16, 2021
دخترِ گُم‌وگیج با اشکِ‌دَمِ‌مَشک
00:36:44

دکتر هلاکویی


{200821}

Nov 16, 2021
پرسش پسر هوانویس درباره بازگشت
00:10:29

 دکتر هلاکویی 

 

 {200917}

Nov 16, 2021
مریلند
00:12:58

دکتر هلاکویی 

 

{210210E-3} 

Nov 16, 2021
چگونه انسان می‌تواند در ایجاد عدالت در جامعه تاثیرگذار باشد؟
00:06:44

دکتر هلاکویی 

Nov 16, 2021
روانکاوی از راه دور
00:19:38

 دکتر هلاکویی 

 

 {161211}

Nov 16, 2021
واقعیات زندگی
00:09:46

دکتر هلاکویی


{170409}

Nov 16, 2021
توهین، احترام، حُرمَت
00:12:35

دکتر هلاکویی 

 

{General-210215M-1} 

Nov 16, 2021
مکالمه اختصاصی یک‌زوج و سوءتفاهمات ساده
01:07:38

 دکتر هلاکویی 


 {201022E} 

Nov 16, 2021
عادی‌شدن
00:11:06

دکتر هلاکویی


{160922}

Nov 16, 2021
اختلالات‌خُلقی | Mood Disorders
04:43:24

دکتر سَرگُلزایی


اختلال خُلقی به نوعی از اختلالات روانی اطلاق می‌شود که با تجربه افسردگی یا شیدایی (یا هر دو) تعریف می‌شود.[۱] اختلالات خلقی شامل دو ردهٔ اصلی افسردگی تک‌قطبی و اختلال دوقطبی هستند.


مداخلات مربوط به اشکال در پنداشت خود:باید به بیمار کمک شود تا توانایی‌های خود را شناسایی کند. ترتیب دادن برنامه‌ای برای فعالیت در طول روز، البته این فعالیت‌ها نباید خارج از توانایی‌های فرد باشد، که بیمار بتواند فعالیت‌ها را با موفقیت به پایان برساند و تقویت دریافت نماید، در غیر این صورت سبب احساس بی‌کفایتی و کاهش بیشتر اعتماد به نفس بیمار می‌شود. تشویق بیمار به شرکت در فعالیت‌های گروهی که از آن بیمار بازخورد مثبت دریافت کند.

مداخلات مربوط به اختلال در تعاملات اجتماعی:بررسی رفتارهای اجتماعی بیمار و تلاش دربرطرف کردن کمبودهای او در این زمینه، حائز اهمیت است. در کنار بیمار افسرده‌ای که از دیگران کناره‌گیری می‌کند بنشینید و به خواندن روزنامه یا کار دیگری مشغول شوید. به این طریق، بیماراحساس می‌کند فرد با ارزشی است. گاهی از خود می‌توان واکنشی نشان داد مثلاً خود را معرفی کنید ویا اعلام آمادگی جهت شنیدن حرف‌های او، بعد از برقراری ارتباط و احساس راحتی بیمار، او را به شرکت در فعالیت‌های گروهی تشویق کنید.

مداخلات مربوط به اختلال در الگوی خواب:تهیه گزارش دقیقی از الگوی خواب بیمار در طول شب. به‌طور کلی اقدامات لازم عبارتند از:مشغول کردن بیمار در طول روز، روش‌های ساده و معمولی مثل نوشیدنی گرم ولی غیر محرک، غذای مختصر و سبک، حمام گرم. باید مصرف مواد حاوی کافئین مانند چای، قهوه و غیره محدود شود. موسیقی ملایم نیز می‌تواند کمک‌کننده باشد، داروهای ضد افسردگی نیز بهتر است در هنگام خواب به بیمار داده شود.

مداخلات مربوط به تغییرتغذیه:برای بیماران افسرده‌ای که اشتهای غذا خوردن ندارند لازم است یک رژیم غذاییی کامل در نطر گرفته شود گاهی با تجویزپزشک به بیمار ویتامین داده می‌شود. شرایطی جهت تحریک اشتهای بیمار مانند گذاشتن یک گلدان سر میز غذا، و حتی در صورت امکان غذای مورد علاقه بیمار فراهم شود.

سایرمداخلات:پرستار باید به بیمار فرصت دهد که احساسات خود را بیان کند، این کار باعث می‌شود که بیمار بداند به احساسات خود مسلط است. گاهی لازم است به بیمار اجازه داده شود که گریه کند، فریاد زند یا حتی به بالش و تشک مشت بزند تا بدین ترتیب دشمنی و خصومت خود را بدون احساس گناه خالی کند.

ارزشیابی

ارزیابی برنامه مراقبتی وابسته به دستاوردهای هر بیمار است. مهم است که بیمار احساس امنیت کند و میل شدید به خود کشی نداشته باشد. مشارکت در جلسات درمانی نتایج مطلوب تری را برای بیمار فراهم می‌کند. اگر بتوانیم علائم عود بیماری را زود شناسایی کنیم و برای درمان سریعاً اقدام کنیم می‌توانیم دوره‌های افسردگی را کاهش دهیم.

فرایند پرستاری در مانیا

بررسی

معاینه وضعیت روانی بیماران مانیا به صورت زیر است: ۱)ظاهر کلی ۲)خلق، عاطفه و احساسات ۳)تکلم ۴)تفکر ۵)ادراک ۶)موقعیت سنجی ۷)رفتارهای تکانه‌ای ۸)تعاملات اجتماعی ۹)قضاوت و بینش ۱۰)وضعیت جسمانی

تشخیص‌های پرستاری

  1. توانایی بالقوه برای صدمه به خود یا دیگران مشخص با رفتارهای تحریکی به علت بیماری
  2. اختلال در تعاملات اجتماعی مشخص با دخالت‌های بی‌جا و بازی گرفتن دیگران به علت بیماری
  3. تغییر در فرایندهای تفکرمشخص با هذیان‌های بزرگ منشی به علت بیماری
  4. اختلال در الگوی خواب مشخص با کاهش نیاز به خواب به علت بیماری

مداخلات پرستاری

مداخلات مربوط به توانایی بالقوه برای صدمه و آسیب رساندن به خود و دیگران: محیطی برای بیماران مانیا فراهم شود که فعالیت‌های آن‌ها را محدود کند، به عبارتی در آن محیط آرام شوند. این محیط حداقل امکانات تحریکی را داشته باشد؛ مانند نور ملایم، رفت وآمد کم، تزئین ساده‌تر و سر و صدای کمتر. بهتر است به فعالیت‌های انفرادی مشغول شوند؛ زیرا در فعالیت‌های جمعی میل به رقابت دارند. فعالیت‌هایی نظیر قدم زدن، باغبانی، جارو کردن، نقاشی، نویسندگی و.. می‌تواند انرژی زیاد آن‌ها را کاهش دهد. بیماران مانیا علاقه زیادی به لطیفه گویی و خنداندن دیگران دارند که نباید در این جهت توسط دیگران تشویق شوند، زیرا ممکن است بیمار را تحریک کند. درصورتی‌که بیمار رفتار کلامی یا غیر کلامی تهدیدکننده دارد باید تحت نظارت دقیق قرار گیرد.

مداخلات مربوط به اختلال در تعاملات اجتماعی: رفتارهای اجتماعی نامناسب بیماران مانیا با دخالت‌های بی‌جا و بازی گرفتن دیگران مشخص می‌شود؛ لذا ضمن احترام به شخصیت آنها، باید حد و مرزی برای آن‌ها در نظر گرفت. زمانی که بیماررفتاراجتماعی مناسبی را از خود نشان می‌دهد، مورد تشویق قرارگیرد.

مداخلات مربوط به تغییرات تفکر: برخورد با هذیان‌های بیماران مانیا، مشابه برخورد با هذیان‌های سایر بیماران سایکوتیک است.

مداخلات مربوط به اختلال در الگوی خواب: اقدامات معمولی جهت فراهم کردن شرایط لازم برای قبلاً توضیح داده شد. ایجاد محیطی نسبتاً تاریک و حداقل سر و صدا برای بیماران مانیا مفید است.

ارزشیابی کلی بیماران خلقی

تأثیر مداخلات پرستاری برای بیماران مبتلا به اختلالات خلقی و به وسیلهٔ تغییرات در شناخت، عاطفه، رفتار و عملکرد بیمار مشخص می‌شود.نتایج کوتاه مدت مورد قبول شامل کاهش افکار خودکشی، عدم صدمه به خود، جلوگیری از تهاجم، کاهش تکانه‌ها، افزایش ابراز احساسات و تمرکز،انتخاب اهداف واقعی، بهبود وضعیت ظاهری و بهداشت و حفظ یک الگوی خواب مناسب است. نتایج بلند مدت شامل بهبود موقعیت عملکردی فرد و کیفیت زندگی و پیشگیری از عود بیماری خواهند بود.



mood disorder is a mental health problem that primarily affects a person's emotional state. It is a disorder in which a person experiences long periods of extreme happiness, extreme sadness, or both. It is normal for someone's mood to change, depending on the situation.

Nov 16, 2021
اثر زیگارنیک | Zeigarnik effect
00:04:11

بلوما زی‌گارنیک


آیا شما هم چندین کار را باهم شروع و بعد از مدتی احساس سردرگمی می‌کنید؟

آیا وقتی درس می‌خونید ذهنتون مدام دچار پَرِش‌ِذهنی می‌شه و تمرکزتون از بین می‌ره؟

آیا وقتی می‌خواین روی موضوع مهمی فکر کنین، تمرکز کافی ندارین و نمی‌تونین تصمیم درستی بگیرین؟

نگران نباشین!

شما دچار اثر زیگارنیک شدین که قابل درمان هست.


در دهه ۱۹۲۰ روانشناس روس، بلوما زی‌گارنیک برای اولین بار از تماشای گارسون‌های یک رستوران به ایدهٔ این که افراد از بازگذاشتن انتهای کارها بدشان می‌آید، رسید. او مشاهده کرد که گارسون‌ها سفارشاتی که قبلاً به انجام رسانده بودند را فراموش می‌کردند و فقط به سفارش‌هایی که در حین انجام آن‌ها بودند توجه می‌کردند.


پس از مشاهده این رفتار زی‌گارنیک مطالعه‌ای را انجام داد. او از شرکت کنندگان در مطالعه خواست تا ۲۰ یا بیشتر کار مختلف را انجام دهند و در وسط بعضی از کارها آن‌ها را متوقف می‌ساخت. او بعد از آن متوجه شد که مطالعه شوندگان کارهایی که هنوز تمام نکرده بودند را دو برابر بیشتر از کارهایی که تمام کرده بودند به یاد می‌آوردند.


حدود ۶۰ سال پس از مطالعه زی‌گارنیک، کنت مک گرا و همکارانش مطالعه دیگری انجام دادند. آن‌ها شرکت کنندگان را وادار کردند تا روی پازل‌های پیچیده‌ای کار کنند؛ ولی قبل از آنکه تمام قطعات را سر جای خود بنشانند، آن‌ها را متوقف می‌کردند. آن‌ها دریافتند که حدود ۹۰ درصد شرکت کنندگانِ متوقف شده، همچنان کار روی پازل‌ها را ادامه می‌دادند. البته در اعتبار اثر زیگانیک تردید هایی هم وجود دارد و در برخی از تحقیقاتی که مجددا در کشورهای مختلف صورت گرفته نتایج ضد و نقیض مشاهده شده است.

  

the Zeigarnik effect occurs when an activity that has been interrupted may be more readily recalled. It postulates that people remember unfinished or interrupted tasks better than completed tasks. 

Nov 16, 2021
جوان، مُد و مَواد
00:36:23

دکتر سَرگُلزایی

Nov 16, 2021
علم و شبه‌علم
02:37:08

سمینار دکتر هلاکویی

Nov 16, 2021
همکاری
00:00:25

mjsurfp@gmail,com

Nov 16, 2021
زندگی با همسر خارجی
00:08:22

 دکتر هلاکویی 


 {200828}

Nov 16, 2021
اِفلیج روانی
00:21:23

 دکتر هلاکویی 

 

 {200901}

Nov 16, 2021
دختر پولدار جاهل
00:23:13

دکتر هلاکویی

Nov 16, 2021
داستان عجیب زن مقیم دوبی
00:22:32

 دکتر هلاکویی 

 

 {170312}

Nov 16, 2021
روان‌پریشی و سیاست
00:21:05

دکتر هلاکویی


{201008E}

Nov 16, 2021
برخورد با رفتارهای ناپخته‌ی نوجوانان
00:13:07

200721

Nov 16, 2021
تحصیل رشته‌حقوق در آمریکا برای دختر ایرانی و زندگی با مرد یک‌بُعدی؛ "وقت‌ندارم" برای گرفتن گواهینامه‌رانندگی
00:29:02

دکتر هلاکویی 


{201030E} 

Nov 16, 2021
زبان آتشین و توهین‌های ناخواسته‎‌
00:38:53

 دکتر هلاکویی 

 

 {200903}

Nov 16, 2021
حضور والدین همسر در زندگی
00:19:14

دکتر هلاکویی 

 

{201230E-3}

Nov 16, 2021
۲۵ بایدِ زندگی زناشویی
01:49:52

دکتر فرهنگ هلاکویی


CD

سی دی 50 باید و نباید زندگی زناشویی

Nov 16, 2021
متوسط
00:24:14

هلاکویی


210225E-1

Nov 16, 2021
مهمانی در کرونا
00:15:24

دکتر هلاکویی 

 

{210216M-4} 

Nov 15, 2021
آیا قدردانی به معنی احترام گذاشتن است؟
00:03:53

دکتر هلاکویی 

Nov 15, 2021
ناسازگاری با دیگران
00:24:24

دکتر هلاکویی 

 

{210219M-4} 

Nov 15, 2021
نابه‌سامانی
00:12:43

دکتر هلاکویی 

 

{210219M-3} 

Nov 15, 2021
گوش بده!
00:31:50

دکتر علی رضائی‌فر در پادکست مرد ایرانی، به ریشه‌یابی و تحلیل مسائل و موضوعاتی می‌پردازد که ویژۀ «مردان» هستند. هدف این پادکست ارائۀ بهتری از مفاهیم و موضوعاتی است که در جامعۀ ایران با عنوان «مردانگی» شناخته می‌شوند و نهایتاً به خرده‌فرهنگ‌هایی مانند مردسالاری و زن‌ستیزی و خشونت ختم می‌شوند. مخاطب اصلی این پادکست مردهای ایرانی و به‌ویژه مردهای جوان هستند تا بتوانند در مورد آنچه به‌عنوان مردانگی به آنها در جامعه تفهیم شده، بیندیشند و شاید در تصمیم‌گیری‌هایشان تجدیدنظر کنند. هدف نهایی این پادکست آشناسازی مردهای ایرانی با فرهنگ و نیازهای جامعۀ قرن جدید است و در تلاش است تا از مخاطبینش یک آقا یا جنتلمن بسازد.








منبع [با کسب پروانه از صاحب‌اثر]: castbox.fm/vc/4058120

Nov 09, 2021
جنتلمن
00:29:58

دکتر علی رضائی‌فر در پادکست مرد ایرانی، به ریشه‌یابی و تحلیل مسائل و موضوعاتی می‌پردازد که ویژۀ «مردان» هستند. هدف این پادکست ارائۀ بهتری از مفاهیم و موضوعاتی است که در جامعۀ ایران با عنوان «مردانگی» شناخته می‌شوند و نهایتاً به خرده‌فرهنگ‌هایی مانند مردسالاری و زن‌ستیزی و خشونت ختم می‌شوند. مخاطب اصلی این پادکست مردهای ایرانی و به‌ویژه مردهای جوان هستند تا بتوانند در مورد آنچه به‌عنوان مردانگی به آنها در جامعه تفهیم شده، بیندیشند و شاید در تصمیم‌گیری‌هایشان تجدیدنظر کنند. هدف نهایی این پادکست آشناسازی مردهای ایرانی با فرهنگ و نیازهای جامعۀ قرن جدید است و در تلاش است تا از مخاطبینش یک آقا یا جنتلمن بسازد.








منبع [با کسب پروانه از صاحب‌اثر]: castbox.fm/vc/4058120

Nov 09, 2021